• بازگشت به صفحه اصلی
  • donderdag 31 december 2009

    دیدگاه های اساسی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در رابطه با انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری در افغانس

    ( Public ) Print E-mail

    دیدگاه های اساسی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در رابطه با انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری در افغانستان
    ۱ ـ توجه به غیرمتمرکز ساختن قدرت سیاسی در کشور،

    در تحت این پیشنهاد مراتب آتی تعریف میگردد:

    الف ـ تغییر سیستم ریاستی به سیستم پارلمانی،
    ب - انتخابی نمودن ارگان های قدرت و ادارۀ دولتی در ولایات و
    ج - تفویض صلاحیت تقنینی به شوراهای ولایت در سطح ولایت تحت شعاع قانون اساسی مملکت.

    ۲ - برخورد عادلانه و یکسان با همه ولایات، مناطق و اقوام کشور در تقسیم حقوق و وجایب مادی و معنوی،

    در تحت این پیشنهاد مراتب آتی تعریف میگردد:


    مردم افغانستان در حالی نخستین تجربه های دیموکراسی را در حیات سیاسی خود و جامعه خود به آزمون میگیرند که، بعد از سپری نمودن دو سده اسارت در چنگال نظام های استبدادی و قبیلوی تک ملیتی، با غرق شدن در گرداب جنگهای خانمانسوز سه دهۀ اخیر و چشیدن طعم تلخ نظام های صادر شدۀ سیاسی و آیدآلوژیکی از منابع مختلف راست و چپ قدرت در جهان و عملاً دست بدست شدن توسط اشغالگران خارجی چون روس ها، پاکستانی ها و بالآخره هم امریکا و شرکای آن با مداخلات همه جانبۀ کشورهای همجوار و دیگران، خصوصاً پاکستان، ایران، عربستان سعودی، روسیه و دیگر کشورهای جهان، که هنوزهم ادامه دارد، همه داشته های مادی و معنوی خویش را از دست داده و در یک حالت تهی شده از هویت حقیقی و مردمی خویشتن، در قعر بدترین شرایط بی سرنوشتی دست و پا میزنند.

    درحالیکه وخامت روزافزون و همه جانبه ی اوضاع، با تغيیر همه روزه ی بازی ها و اهداف بازیگران در کشور، همه را به ستوه آورده، بازهم مردم ما با امیدواری به فردا تلاش مینمایند که حد اقل با بکارگیری نسخۀ عاریتی و صادرشدۀ دیموکراسی توسط دیگران، تحت زعامت افراد و نیروهای فعلی منکر دیموکراسی هم، که باشد مانع از بازگشت هیولای طالب و بنیاد گرائی بی رحم و نظام قبیلوی در حیات خود شوند. تا باشد که بعد این همه غسل های تعمیدی با خون عزیزان خویش و از دست دادن همه ارزش های زندگی، زمینۀ کشیدن یک نفس راحت را به فردای خود و فرزندان خود مهیا و از بهرۀ زندگی انسانی همانند دیگر مردم جهان مستفید شده بتوانند.

    روی همین ضرورت است که اکنون مردم ما، انتخابات کنونی ریاست جمهوری را باهمه نیرنگ و رنگ هاییکه در متن آن نهفته است، به عنوان یگانه راه باقی مانده در جهت علاج دردهای مزمن جامعۀ خود پذیرا گردیده و در تلاش رهکشايی به سوب رهايی ازین گرداب فلاکت و هلاکت به سوی فردای بهتر قرار دارند.

    اطلاعاتی که درین اواخر از طریق منابع خبری دولتی و غیر دولتی کشور ما و دیگر رسانه های خبری عالم به آگاهی مردم ما و جهان سپرده میشود، حاکی ازآن است که دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان با سه ماه تأخیر، در اواخر ماه اسد سال جاری برگزار میگردد و مردم افغانستان برای دومین بار در تاریخ این سرزمین به پای صندوق های رأی گیری جهت انتخاب رئیس جمهور کشور خود کشانیده میشوند، که باوجود تمامی شک و تردید های که در رابطه با عینی بود ن و ملی بودن این انتخابات وجود دارد، بازهم با رأی خود حضور خود را در حیات سیاسی جامعۀ خود مستقیماً تمثیل نمایند.

    همچنین ما می بینیم که یک عده شخصیت های مربوط به احزاب و جریانات مختلف و یاهم شخصیت های مستقل سیاسی، به نمایندگی از حلقات و گروه های مختلف فکری و اعتقادی، خود را کاندید احراز مقام ریاست جمهوری کشور نموده، مصروف مبارزات انتخاباتی خود، جهت دستیابی به این مقام از طریق آرای مردم و کسب تأیید مراجع ذ یصلاح میباشند و مردم هم منتظر فرارسی لحظات موعود، که حد اقل وجود اجتماعی و حضور سیاسی خود را درین جامعۀ استبداد زده به آزمون بگذارند، که نظام های استبدادی در کلیه مراحل تاریخ این حق را از ایشان سلب نموده بود.

    از جانب دیگر، مطالعات عمیق اوضاع جاری در کشور، استنباطاتی را سبب میشود که به اساس آن، این انتخابات ممکن است باشکل گیری حوادث غیرمنتظره ای خارج از حیطۀ توانمندی های مردم ما: چون وخیم شدن اوضاع امنیتی و تشدید کشمکش های جناحی در درون دولت و پیش درآمد استراتیژیکی نیروهای ائتلاف بین المللی در رابطه با افغانستان و منطقه، تا مدت های نامعلوم به تعویق افتیده ویا هم کاملاً لغو گردد.

    البته مسئله عادلانه و دیموکراتیک بودن انتخابات، اشتراک واقعی مردم درین پروسه و ارجگزاری به آرای مردم، نمایندگی واقعی کاندید شوندگان از ارادۀ مردم و بسا موضوعات مهم و حیاتی دیگر هم از دغدغه های خاطر روزمرۀ مردم ما درین رابطه است که بجای خود درخور تعمق و دقت میباشد.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان درحالیکه دقیقاً واقف کلیه این کمبودات و نارسايی ها در انتخابات آینده کشوربوده و از ماهیت قانون اساسی متناقض و غیردیموکراتیک موجود در مملکت به عنوان زیربنای حیات حقوقی در جامعه و نظام ریاستی تمرکز طلب و استبداد پسند متکی به این قانون، تحت زعامت انحصار طلبان و ایادی اجانب آگاهی کامل دارد. عدم توانمندی این نظام سیاسی را هم با مشکل آفرینی های خونینی که طی هفت سال گذشته، در جهت حل معضلات و نابرابری های موجود، همچون گذشته ها با خود داشت، هر گز از نظر دور نمیدارد. ولی با این همه، انتخابات را به عنوان یک عمل دیموکراتیک و مدرسۀ آشناسازی مردم ما با اساسات قواعد حیات مدنی در امور اجتماعی معاصر، مورد ارزیابی مثبت قرار داده و اعتقاد راسخ دارد به اینکه، آشنا شدن مردم ما با مفاهیم و اهداف انتخابات از طریق سهم گیری بالفعل و مستقیم خود آنها درین پروسه، آینده ساز و تعيین کننده بوده و معتقد است که انتخابات اگر در شرایط کنونی مثمر ثمر آنی برای دگرگون سازی حیات جامعه نگردد، مسلماً زمینه ساز ارتقای خود آگاهی مردم ما در رابطه با قواعد حیات مدنی در جوامع امروزی بوده و در آینده ها موجبات مشارکت آگاهانۀ بیشتر ایشان را در پروسۀ تعیين سرنوشت آنها توسط خود ایشان فراهم میسازد. بناءً با همه معضلاتی که موجود است، خواهان مشارکت فعال مردم سرتاسر کشور منجمله اقوام و ملیت های تورک کشور درین پروسه بوده و امیدوار گسترش فضای دیموکراسی از طریق بلند رفتن سطح آگاهی و خودآگاهی مردم ما در جامعه میباشد.

    اما آنچه که درین مقطع حساس تاریخ سرزمین ما حایز اهمیت سرنوشت ساز بوده و در چگونگی شکل گیری تحولات آیندۀ جامعۀ ما نقش اساسی دارد، همانا هوشیاری و بیداری مردم و نیروهای واقعاً ملی و میهن پرست کشور ما در رابطه با اهداف و برنامه های بدخواهان آزادی و عدالت در کشور ما تحت نام و عنوان دیموکراسی و برعلیه دیموکراسی و منافع واقعی مردم ماست، که خطرناکترین این نیروها در طول تاریخ این سرزمین عبارت اند از موجودیت همیشه فعال نیروهای حاکمیت طلب تک ملیتی با هدف انحصار همیشگی قدرت و نابودسازی اقوام ملیت های محکوم کشور به نفع اقوام و قبایل حاکم، در تبانی و سازش با بیگانگان و دیگر نیروهای بیدادگر، که تا همین اکنون نیز با قوت تمام در جریان است که حاصل کار این گروه های بیدادگر هم تا جاییکه تاریخ گواهی میدهد و ما همین اکنون ثمرات تلخ آنرا با تمام وجود درحال چشیدن هستیم، چیزی جز تداوم اوضاع و احوال فاجعه بار گذ شته و حال، در ابعاد مختلف و تشدید اختلافات ذات البینی باشندگان کشور، درعرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، منطقوی، لسانی، مذهبی و نژادی وغیره نبوده و نیست. تا جاییکه با تأثیر پذیری از تداوم چنین مناسبات فاجعه بار، در طول تاریح موجودیت کشور کنونی افغانستان، مردم ما از رسیدن به ساختار ملت واحد که مبیین وحدت و یگانگی سرتاسری ایشان باشد، محروم و با گذشت هر روز فضای رسیدن به وحدت ملی از طریق نیل به ساختار واحد ملی با شکل گیری ملت واحد در قلمرو معین جغرافیائی مبهم تر و تیره تر می گردد. این حقیقت عریان برای مجموع باشندگان کشور ما خصوصاً شخصیت های آگاه ملی و نیروهای روشنگر جامعۀ ما ضرورت چندانی به توضیح وتعریف نداشته وخود اظهر من ا لشمس است، ولی با کمال تأسف ما همین اکنون نیز، شاهد آن هستیم که دامنۀ این بازی ناروا از جانب نیروهای معین و معلوم الحال برتری جو وعظمت طلب فوق الذکر در حالت گسترش و شیوع روز افزون خود قرار داشته و بخاطر تحمیق توده های هم تبار ایشان وسیعاً مورد استفاده قرار میگیرد که برخورد آگاهانه برعلیه آن از وظایف تأخیر ناپذیر مجموع مردم کشور ما در کلیه سطوح آن، یک وجیبۀ ملی و انسانی همگانی است که بایستی در محراق توجه قرار گیرد.

    سرپوش گذاشتن روی این معضلۀ دردناک و خانمانسوز جامعه در نظام های مختلف سیاسی گذشته از سلطنت و جمهوریت تا حاکمیت های چپی، راستی و طالبی و تلاش در جهت بی اهمیت جلوه دادن این مسئله بعد از حادثۀ یازدۀ سپتامبر و سقوط طالبان و بالآخره دور ساختن این مسأله از محراق توجه، در مرحلۀ شکل دهی نظام جدید سیاسی و بوجود آوردن قا نون اساسی جدید و تعيین نظام سیاسی امروزی کشور، تحت نام دیموکراسی، با بکارگیری نیرنگ های مختلف، نه تنها مردم ما را از رجوع به حقیقت این مسأله و جستجوی راه های معقول و منطقی در رابطه با حل آن باز داشته، بلکه خصومت ها و فاصله ها بین مردم ما را نیز بصورت وحشتناکی افزایش داده است، که مراجعه به حوادث مربوط به مناطق هزاره جات و هجوم کوچی ها، بحران روزافزون انتقال ناقلین به شمال، تلاش در جهت صدور ناامنی ها بالواسطۀ طالبان و کوچی ها به مناطق شمال کشور، توطئه و دسیسه برعلیه شخصیت های با اعتبار ملی اوزبیک، هزاره و صدها حرکت نفاق افگنانۀ دیگر همه و همه شواهد گویای ادعای ما درین موارد است، که در صورت عدم برخورد معقول و انسانی درعقیم ساختن آنها، با هدف کشانیدن روابط اقوام و ملیت های ساکن افغانستان به یک مجرای سالم و برادرانه که درآن برابری و تساوی حقوق انسانی کلیه باشندگان کشور در کلیه زمینه ها معیار و اصل اساسی باشد، امید به نجات جامعه ازین حالت بحرانی خیلی دشوار و حتی ناممکن خواهد بود.

    بناءً فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان، با نظرداشت اصل تساوی حقوق کلیه باشندگان کشور بر محور یک نظام عادلانۀ سیاسی اعتقاد بدان دارد، که قانون اساسی و ساختار دولتی فعلی کشور، جوابگوی حل معضلات موجود در جامعۀ کثیرالملة افغانستان نبوده و اصل دیموکراسی که به مفهوم انعکاس ارادۀ مردم در تعيین سرنوشت ایشان با اشتراک اراده و عمل خود آنهاست، در بنای این قانون اساسی و ساختار کنونی نظام ، با قدرت متمرکز سیاسی در دست یک فرد و گروه معین، هرگز تحقق نخواهد یافت.

    با در نظرداشت مراتب فوق الذکر و محکومیت تاریخی اقوام و ملیت های تورک در جامعۀ افغانستان، فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان، در انتخابات قریب الوقوع ریاست جمهوری کشور، توجه کاندیدا های ریاست جمهوری آیندۀ افغانستان را به نکات آتی جلب مینماید تا قبل از انتخاب خود تعهد عمل بدانها را به مردم تورک و دیگر خلق های عدالتخواه کشور اعطا و مستحق دریافت رأی این مردم باشهامت و ستمدیده در گزینش خویش بمقام ریاست جمهوری کشور شوند:

    ۱ ـ توجه به غیرمتمرکز ساختن قدرت سیاسی در کشور،

    در تحت این پیشنهاد مراتب آتی تعریف میگردد:

    الف ـ تغییر سیستم ریاستی به سیستم پارلمانی،
    ب - انتخابی نمودن ارگان های قدرت و ادارۀ دولتی در ولایات و
    ج - تفویض صلاحیت تقنینی به شورا های ولایت در سطح ولایت تحت شعاع قانون اساسی مملکت.

    ۲ - برخورد عادلانه و یکسان با همه ولایات، مناطق و اقوام کشور در تقسیم حقوق و وجایب مادی و معنوی،

    در تحت این پیشنهاد مراتب آتی تعریف میگردد:

    الف ـ توجه به دادن سهم مساوی کلیه مناطق کشور، در توزیع کمک های ملی و بین المللی جهت بازسازی و احیای مجدد زیربناهای اقتصادی کشور،
    ب ـ توجه به رشد و انکشا ف مساویانۀ زبان و فرهنگ کلیه اقوام و ملیت های ساکن کشور و توجه به انکشاف متوازن معارف در سرتاسر کشور، با اتکا به زبان های مادری هریک از اقوام و ملیت های باهم برادر درین سرزمین،
    ج - اخذ مالیات یکسان از تمام شهروندان کشور،
    د - حل دایمی وعادلانۀ معضلۀ کوچی ها و جلوگیری از هجوم های پلان شدۀ ناقلین به صفحات شمال و مرکزی کشور،
    ه - خلع سلاح متوازن و یکسان در تمام نقاط مملکت و جلوگیری از مسلح سازی گروه های معین قبیلوی با بهانه های مختلف،
    و ـ دادن سهم عادلانه در قدرت سیاسی و حاکمیت دولتی برای کلیه اقوام و ملیت ساکن کشور به تناسب شعاع وجودی آنها در جامعه،
    ز ـ بوجود آوردن اردوی ملی و پولیس ملی با اشتراک فعال و سهم عادلانۀ همه اقوام و ملیت های کشور،
    ح ـ دادن سهم مساوی به نمایندگان کلیه اقوام و ملیت های ساکن کشور در نمایندگی های وزارت خارجه در کشورهای مختلف جهان و سازمان ملل متحد،
    ط ـ مساعد ساختن زمینه های تحصیلات عالی و مسلکی برای کلیه نسل جوان کشور بدون تبعیض و تعصب قومی، قبیلوی، زبانی، مذهبی، منطقوی و دیگر معیار های غیرعادلانه،
    ظ ـ توجه به حقوق زنان مطابق به منشورهای جهانی حقوق بشر و
    ف - عطف توجه به مناسبات بین المللی و حفظ روابط غیر جانبدارانۀ فعال و متساوی الحقوق با همسایگان و دیگر کشورهای جهان مبتنی بر اصل احترام متقابل به ازادی، استقلال، تمامیت ارضی و داشته های تاریخی و فرهنگی همدیگر.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان بازهم با اعتقاد راسخ و خدشه ناپذیر به ضرورت تدویر انتخابات در جهت تعمیل ارادۀ مردم در شکل گیری نظام سیاسی کشور متکی براساسات دیموکراسی، انتخابات را منطقی ترین و انسانی ترین مسیر سیاسی برای رسیدن نیروهای سالم کشور به قدرت سیاسی با عدم توسل به زور و خشونت ارزیابی و آنرا اساسی ترین عنصر در یک نظام دیموکراتیک محسوب مینماید.

    اقدام در جهت محو نابرابری ها نخستین گامهای دیموکراتیک در جامعه ماست و هرنوع وعده و وعیدی در صورتیکه تغيیر نظام فعلی را با خود نداشته و سهم هریک از ملیت های ساکن کشور را در ترکیب نظام سیاسی کشور تثبیت نه نماید، به مشکل میتوان به صادقانه بودن آن باورمند بود، که اینگونه وعده ها در بهترین حالت خود به استخدام تنی چند تحت نام وزیر، رئیس و دبیر از ملیت های مختلف، توسط رئیس دولت و در خدمت رئیس دولت انجامیده و عملاً اراده و حق انتخاب مردم به بازی گرفته میشود، که فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به شدت مخالف این شیوه و روش عوامفریبانه بوده و آنرا جفای بزرگی به حق مردم افغانستان خصوصاً اقوام و ملیت های ستمکش کشور محسوب میدارد و بازهم یکبار دیگر خواهان توجه جدی رئیس دولت منتخب آینده کشور در رابطه با مسایل فوق درین مرحلۀ حساس تاریخ مملکت بوده و آرزوی بزرگ ما دستیابی کلیه باشندگان این خطه جغرافیائی به وفاق ملی، رفاه واقعی و سعادت به دور از تبعیض ها و برتری جوئی های خانمانسوز و واهی در سرتاسر این سرزمین است.

    به آرزوی بارآور شدن درخت واقعی دیموکراسی در سرزمین استبداد زدۀ افغانستان و تعيین سرنوشت مردم توسط خود مردم.

    و من الله التوفیق

    Geen opmerkingen:

     
  • بازگشت به صفحه اصلی