• بازگشت به صفحه اصلی
  • dinsdag 2 september 2008

    اعلاميه فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان )ففتا(

    اعلامیۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان ( ففـتا ) در رابطه با هجوم دوبار
    ناقلین درمناطق ماورای کوکچه (خواجه بهاوالدین، درقد و دشتی قلعه در ولایت تخار(

    سیاست های فاشیستی دولت در قبال مردم غیر پشتون افغانستان
    در حال تجدید و شکل گیری مجدد خود است

    تاریخ تکرار میشود و بی عدالتی های خونینی که سرتا پای تاریخ این کشور آغشته با کثافات ناشی از آنهاست و مردم ما هنوز هم در آتـش و دود برخاسته از آن میسوزند و کباب میشوند، دارند بی هیچ تغیيری درنحوۀ عملکردهای قبلی، با شدت و حدت بیشتر و آمادگی های همه جانبه تر، تکرار میشوند و بازهم مردم مظلوم تورک و تاجیک و هزاره در خانه و کاشانۀ خودها آماج حملات وحشیانۀ یک عده پشتون های پاکستانی از آنسوی خط دیورند که اصلاً رابطۀ شهروندی با کشور افغانستان نداشته و مالک دارايی هنگفت در قلمرو پاکستان میباشند و عده ای هم از پشتونهای شرق و جنوب کشور که با محافل حاکمۀ فاشیستی در افغانستان رابطۀ مستقیم دارند، تحت عناوین مختلف کوچی، ناقل و غیره قرار گرفته، جان و مال و ناموس آنها به یغما میرود.
    و یکبار دیگر تلاش های بی پردۀ محافل شئونیستی، به منظور پاکسازی مناطق شمال و غرب و مرکزی کشور از وجود مردم بومی و توزیع زمین های ایشان به پشتون های دو طرف خط دیورند با هدف ایجاد یک اکثریت مصنوعی پشتون ها و حفظ میراث حکومت داری در کشور جریان دارد.
    دراین رابطه ما بازهم شاهد بر پايی موجی از وثیقه سازی های هدفمندی هستیم که بمنظور مشروعیت بخشیدن به اعمال و کارکردهای جباران و ستمگاران گذشته در رابطه باغصب زمین مردم تورک و تاجیک و یا هزاره و توزيع آن به ناقلین پشتون از شرق و جنوب کشور که درآن سرحد رسمی و دولتی افغانستان هیچ مدار اعتبار نبوده و معیار حقوقی آنرا محض پشتون بودن تشکیل میدهد، به شدت در جریان است.
    درحالیکه کوچیها با تمسک به فرامین عبدالرحمان خانی، خانه و زمین و باغ این مردم مظلوم را بنام علفچر مورد تاراج قرار میدهند و دولت پوشالی کرزی علناً و عملاً از فجایع و جنایات آنها حمایت میکند، فعالیت های دیگری هم به منظور انسجام و اعزام دوباره و جابجايی پشتون های ناقلی که ترکیبی از پشتون های دو طرف خط دیورند است و در گذشته های دور با هجوم های پلان شده و غصب زمین مردم بومی با حمایۀ دولت های تیپ فاشیستی قبیلوی وقت در ولایات مختلف شمال، غرب و مرکزی کشور، خودها را مالک زمین ساخته بودند، در سطوح مختلف به شدت تمام تا سرحد جمع آوری اعانه های بزرگ در کشورهای غربی توسط پشتون ها و ارسال آنها در تقویت و حمایت این پروژه ادامه دارد.
    این ناقلین غاصب که در گذشته بعد از غصب و بدست آوردن زمین اکثراً آن زمین ها را به دهاقین بومی و مالکین اصلی آن زمین ها به اجاره داده و خود در پاکستان با رفاه و سعادت زندگی نموده و فقط سالی یکبار جهت بدست آوردن حق الاجاره به افغانستان سیاحت مینمودند. در طی سه دهۀ اخیر تحت تأثیر تحولات و انکشافات سیاسی نظامی و شیوع جنگها در کشور ما، رفت و آمد به افغانستان را کنار گذاشته و مصروف بهره برداری از کمکهای دول غربی و عربی به مهاجرین افغانستانی بازهم با استفادۀ سوء از نام افغانستانی بودن جعلی، سرگرم کار و بار در پاکستان بودند و حتی ما شاهد آن هستیم که یک عدۀ کثیری از آنها با استفاده از همین نام خودها را در دفاتر امور مهاجرت بین المللی ثبت نام و حق پناهندگی در کشورهای مختلف را هم بدست آورده اند.
    این چپاولگران غاصب، دراین اواخر یکبار دیگربا محاسبۀ زمینه های مساعد چپاول گری های خود در افغانستان، تحت رهبری و هدایت فاشیست های افغان ملتی که در مسند قدرت دولتی و شاه رگ اقتصادی کشور قرار دارند، و مسلماً زد و بندهای آشکار و پنهانی را هم با تیپ های مختلف استعمارگران از کشورهای مختلف همانند اجداد خودها به تصویب رسانیده اند، رو به افغانستان آورده و قصد احیأ و تداوم چپاولگری های گذشتۀ خودها را دارند.
    پشتون سالاران بی رحم و قدرت طلب صرف بخاطر دستیابی به قدرت و حفظ آن، همسان با گذشته ها، هم سرنوشت خلق مظلوم پشتون را به بازی میگیرند و از وجود ایشان در برابر دیگر مردم کشور استفادۀ نا مشروع و غیر انسانی مینمایند وهم غیرپشتون ها را با هجوم بر منافع مشروع و انسانی ایشان آماج دشمنی های بی امان خویش قرار میدهند. به اینترتیب ما میبینیم که پشتونیسم از شیوع جهل، فقر، و بیچارگی های دیگر مردم ما که محصول مستقیم تعمیل این سیاست در گذشته و تداوم آن تا امروز است، بازهم در جهت بیچاره ساختن و بخون کشیدن مردم به وسیلۀ همدیگر استفاده مینماید.
    اعزام ده ها خانوادۀ پشتون با ادعاهای مالکیت بر زمین و دارايی های مردم مناطق ماورای کوکچه در ولایت تخار و ترتیب اسناد و مدارک ملکیت و حمایۀ کلیه مراجع دولتی از جابجا سازی ایشان، یکبار دیگر خاطره های تلخ حوادث مربوط به دوره های زمامداری عبدالرحمان خان، نادر خان، امان الله خان، هاشم خان، داؤد خان، ظاهرخان، حفیظالله امین و تره کی و بالآخره طالبان را در خاطره ها زنده میسازد که همه و همه از هیچ کاری در جهت رسیدن به سیاست کامل پشتونیزه کردن تمام کشور و محو تدريجی و ابدی کلیه اقوام و ملیت های غیر پشتون، از هیچ گونه سعی و تلاشی خودداری ننمودند. و به این ترتیب جامعۀ ما را به کشتگاه زهرآلودترین دانه های خشم و نفاق باشندگان کشور برعلیه همدیگر تبدیل و سرنوشتی را که اکنون مردم ما با آن مواجه اند، برای آنها به ارمغان آوردند.
    بر خورد غیر مسئولانه و ساده انگارانه با این پدیدۀ شوم از جانب هر مرجع و محفلی که باشد بمثابۀ بازی با مقدرات و آزادی های مردم ما بوده و به جز از تشدید نفاق و تکمیل نفوذ بیگانگان در کشور ما ارمغانی ندارد که بازیگران این صحنۀ غصب و خیانت، تعصب و نفاق همه و همه آن دلقکان بیمایه ای اند که از رابطه با این وطن صرف یک نام و از پیوند با اجانب اسناد تابعیت کشورهای آنها را در بغل دارند. نام شان از افغانستان ولی مغز شان از انگلیس و امریکا و پاکستان و دیگر دشمنان آزادی و تمامیت ارضی و ارزشهای انسانی کشور و مردم ماست.
    هموطنان مظلوم و جفا کشیده!
    بیایید که راه مبارزه باهمی در برابر این بلای استعمار و استبداد را در یک فضای وحدت و همدلی جستجو و به عوض هجوم بالای خانه و کاشانۀ هموطن خود تحت تأثیر تلقینات بیگانه پرستان قدرت طلب و مزدور، برعلیه آنها متحد و زمینه را برای پیدایش چنان یک زندگی انسانی مهیا سازیم که درآن هیچ هموطن ما مجبور به ترک زادگاه خود به خاطر نان و زمین به جاهای دیگر نباشد و وطن زیبای ما با داشتن این همه ظرفیت های بالای اقتصادی با پیروی از سیاست های این وطن فروشان اجنبی پرست همچنان فقیر و بینوا باقی نمانده و راهی را که منجر به نجات مجموع مردم ما از چنگال این هیولای مصیبت و فقر و نفاق شود تدارک دیده بتوانیم.
    تاریخ بشر ثابت میسازد که، بی عدالتی و استبداد در هر دور و زمانی و در هر اجتماع و محیطی سرمنشأ و مادر همه بدبختی هاست. جامعۀ که در بساط آن ظلم رايج و ستمگاری جاری باشد، هیچگاهی نمیتواند به یک جامعۀ خوشبخت و مرفه تبدیل و سعادت واقعی برای افراد و خانواده های شامل آن اجتماع فراهم شود. عامل اساسی پیدایش و توسعۀ ستمگاری هم در کلیه جوامع بشری به چگونگی نظام های حاکم سیاسی و قوانین جاری کشورها رابطۀ مستقیم دارد. دولت های استبدادی و جدا از مردم و منافع آنها بزرگترین پدیدآورندگان روابط غیرعادلانه در جوامع و در نتیجه پرورش دهندگان روابط ناسالم انسانی در میان توده های مردم با اساس قراردادن معیارهای غیر منطقی و برعکس با منافع زندگی باهمی و طولانی مدت مردم ساکن هر سرزمین بوده و همیشه ریشه های رویندۀ نفاق و تقابل را در تطابق با منافع حاکمیت ها در میان مردم با عناوین و اشکال مختلف مورد آبیاری دايمی قرارمیدهند.
    تجارب تلخ و خونین استیلای حاکمیت های قبیله سالار و عظمت طلب در کشور ما که، با پیدایش حاکمیت تک ملیتی عنصر پشتون و ادعای تعلق این سرزمین به پشتونها و تبدیل نام کشور به افغانستان رابطۀ مستقیم دارد، در طول سده های اخیر و خصوصاً درنیمۀ دوم قرن بیستم، بازگو کنندۀ پیدایش و تداوم وحشیانه ترین نوع بی عدالتی و مناسبات ظالمانه در تاریخ در میان باشندگان مختلف این سرزمین است که به اشکال مختلف از جانب محافل حاکمۀ قبایلی با استعمال خلق پشتون در برابر دیگر ساکنین کشور و غصب دارايی و سرزمین آنها یکجا با محروم سازی از زبان و فرهنگ و اشتراک در حیات سیاسی مملکت عملی گردیده است.
    در نتیجۀ تعمیل و تداوم این سیاست های غیر اخلاقی و غیر انسانی توأم با تفکیک و تفاوت، تبعیض و تعصب در رابطه با اعطای امتیازات و تحمیل مکلفیت ها در بین باشندگان کشور ما بر مبنای تعلقات پشتون وغیر پشتون بودن در کنار صدها بدبختی دیگر، بوجود آمدن مناسبات غیر عادلانۀ ارضی میان باشندگان پشتون وغیر پشتون در مناطق غیر پشتون نشین شمال، غرب و مرکزی کشور بر مبنای غصب و مصادرۀ زمین از باشندگان بومی و توزیع آنها به ناقلین پشتون است که در پسآیند تعمیل این سیاست های غیرعادلانه عدۀ کثیری از مردمان بومی الا صل از خانه، باغ و زمین های دست داشتۀ خودها محروم و به نقاط دور وغیر مزروعی با جبر و اکراه، حیله و نیرنگ رانده میشوند.
    به این ترتیب در کشور افغانستان اعمال ستم ملی در برابر اقوام و ملیت های غیر پشتون به یک سیاست دوامدار رسمی و دولتی مبدل شده و محافل حاکمۀ کشور با اعزام روز افزون قبایل پشتون و کوچی ها به مناطق فوق الذکر یک شیوۀ بلاانقطاع و سیستماتیک پشتونیزه کردن سرتاسر کشور و پاک سازی اقوام و ملیت های دیگر را در معرض اجرا قرار میدهند که در نتیجۀ آن هزاران خانودۀ غیر پشتون از خانه و کاشانۀ خود آواره و در عوض هزاران خانوادۀ پشتون در خانه و مسکن به میراث رسیده از آباء و اجداد آنها جابجا میشوند.
    این یک واقعیت درد ناکی است که چون زخم ناسوری در روح و روان مردم غیر پشتون افغانستان اثر نموده و ما نتایج شوم آن را در شکل گیری روز افزون اختلافات در بین ساکنین این سرزمین و ترویج خود بیش بینی های قومی و قبیلوی میتوانیم شاهد باشیم.
    در هر دور و زمانی، اقشار و لایه های روشنفکری کشور و مردم مظلوم و آسیب دیدۀ غیر پشتون تلاش داشتند که با استفاده از شیوه ها و امکانات موجود در برابر این مناسبات وحشیانه و غیر انسانی که ثمرۀ آن غیر از ایجاد نفاق و نفرت در بین باشندگان کشور ما هیچ پیآمدی نداشت، قد علم نموده و امیدوار به آن باشند که روزی با فروریختن بساط این مناسبات غیر انسانی در رابطه با باشندگان کشور واحد زمینه های حقیقی تأمین عدالت اجتماعی و احیای حقوق از دست رفتۀ مظلومین مهیا شود که بدبختانه هرگزهم چنین نشد و عاملین سیاست های پشتونیستی در هر دور و زمانی با توسل به نیرنگ های مختلف به کمک نمایندگان راست و چپ مکتب پشتون سالاری در جامعه، راه گسترش پشتونیزه کردن کشور و فریب توده های مظلوم غیر پشتون را دستیاب و مورد استفاده قرار داده اند که در نتیجۀ آن هر تحولی که در کشور ما رونما گردیده، بنا به عدم صداقت نمایندگان عظمت طلبی و برتری جويی پشتون و دنباله روی کورکورانۀ عدۀ از مدعیان روشنفکری غیر پشتون و معامله گری های افراد و لایه های فرصت طلب و معامله گر در متن آن با سرخوردگی و عدم موفقیت روبرو و در پیآمد کار جامعه را با معضلات و پرابلم های بیشتر از پیش در یک حالت ناامیدی بحال خود رها و منتظر عملی شدن تجارب مدعیان جدید قدرت باقی گذاشته اند که دنبالۀ آن تا امروز هم ادامه دارد و امروز کشور ما یکبار دیگر در معرض هجوم بی رحمانه ترین و بی شرمانه ترین شکل هجوم پشتونیزم تحت نام قانون و دیموکراسی با حمایۀ حلقات و محافل وابسته به استعمار نوین و اشغالگران تاجر جنگ و ویرانی تحت نام دیموکراسی قرار دارد. و بازهم ما میبینیم که اگر از یک طرف کوچی های تا دندان مسلح با حمایۀ همزمان دولت و طالبان بالای مناطق مسکونی ومزروعی هزاره ها و دیگر اقوام و ملیت های غیر پشتون در مناطق مختلف کشور خصوصاً مناطق مرکزی و شمال کشور به حمله و هجوم فرستاده میشوند، از طرف دیگر درحالیکه کلیه وسایل جعل و سندسازی وسیعاً فعال گردیده و همه ادارات دولتی زیر نظارت و کنترول نمایندگان پشتونیزم که نسبت به گذشته به مراتب ماهرتر و بی حیاترهم شده، قرار دارد. با ترتیب اسناد جعلی ملکیت از دور حاکمیت زمامداران گذشته از عبدالرحمان خان تا دوره های ظاهرخان، داود خان، تره کی، امین و طالبان به شکل دسته جمعی به صفحات شمال و دیگر مناطق کشور گسیل میشوند.
    تا به این ترتیب هم کشتارهای وحشیانۀ اشغالگران حامی عظمت طلبان پشتون را در مناطق جنوب و شرق کشور زیر پوشش قرارداده و ذهنیت پشتون ها را از مسألۀ مبارزه برعلیه اشغالگران قاتل و بیرحم در کشور که با تسلیح و تجهیز، هم طالب و القاعده و هم دولت پوشالی پشتونسالاران کنونی، خلق پشتون را با قرار دادن در بین دو سنگ آسیا خورد و خمیر میسازد منحرف نماید و از طرفی هم همانند گذشته ها پشتون ها را در برابر دیگر اقوام و ملیت های ساکن سرزمین ما استعمال نموده و به اصطلاح در خیمه شب بازی های انتخاباتی ریاست جمهوری آینده در کشور مورد استفاده قرار دهند.
    مسألۀ اعزام دسته جمعی و هجومی خانواده های پشتون به مناطق درقد، سرای سنگ، خواجه بهاوالدین و دیگر مناطق مأورای کوکچه یک بار دیگر و بعد مدت های مدید، نشانۀ اوجگیری دور جدید تهاجم پشتون ها به اراضی غیر پشتون هاست که در یک همآهنگی کامل در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، زبانی و مذهبی جامۀ عمل میپوشد که اگر در برابر آنها آگاهانه و یکپارچه قیام و جوابگويی از جانب مجموع اقوام و ملیت های محکوم میهن ما در سرتاسر کشور بصورت منظم و دقیق صورت نگیرد و جلو این زورگويی ها با یک برخورد شجاعانه و عاملانۀ منطقی گرفته نشود، ما یقین کامل داریم که دامنۀ این تهاجمات هیچ کسی را در هیچ گوشه ای راحت نخواهد گذاشت و پشتونیسم لگام گسیخته طبق بر نامۀ خود تا محو کامل کلیه اقوام و ملیت های غیر پشتون اعم از هزاره، ازبیک، تاجیک، ترکمن، پشه ای، بلوچ، نورستانی،ایماق و غیره پیش خواهد رفت و به این ترتیب راه را برای ادامۀ حاکمیت های تک ملیتی برای همیش هموار خواهد ساخت که این اوج فاجعه و کمال انحراف در مسیر رسیدن به یک مناسبات عادلانه و دیموکراتيک در کشور ماست.
    دیموکراسی و عدالت اجتماعی با تداوم تبعیض و تعصب و پامال سازی حقوق یک عده توسط عدۀ دیگر هرگز تحقق پیدا نمیکند و تأمین حقوق شهروندی متکی به معیارهای قانونی و عادلانه برای همه و محترم شمردن حق مالکیت مردم بر دارايی ها و اعتبارات مادی و معنوی آنها یگانه راه تأمین برادری و برابری در کشور است و تلاش در جهت ایجاد چنین یک مناسبات عادلانۀ انسانی وظیفۀ تأخیرنا پذیر کلیه داعیان دفاع از حق و عدالت و لایه های مظلومی دراین جامعه است که تاریخ شاهد بی مدعای مظلومیت و محکومیت آنها در ادوار مختلف بوده.
    بیائید که همه باهم دراین راه مبارزۀ مشترک نمائیم تا باشد که پدیدۀ شوم تبعیض و تعصب را که سرمنشأ کلیه انواع بی عدالتی ها و بدبختی ها در کشور ما ميباشد، از ریشه نابود سازیم .
    به امید اتحاد و همبستگی صادقانه و صمیمانۀ همه دراین راه
    شورای رهبری فدراسیون فرهنگی
    تورکان افغانستان (فـفــتا)

    Geen opmerkingen:

     
  • بازگشت به صفحه اصلی