• بازگشت به صفحه اصلی
  • maandag 17 maart 2008

    برنامه فدراسیون فرهنگی تورك تباران افغانستان

    بسم الله الرحمن الرحيم
    برنامه فدراسیون فرهنگی تورك تباران افغانستان
    ( مسوده )
    مقدمه:
    بررسي چگونگي رشد حوادث بعداز جنگ جهاني دوم ، تغيير تناسب موقعيت سياسي و نظامي دولت ها و تسريع آزادي ملت ها از زير بار استبداد نژادي ، قومي ، زباني ، ديني و مذهبي در آسيا ، افريقا ، امريكاي لاتين و بعضي ملل ديگر نمايانگر آنست كه در حال حاضر جهان به سوي پذيرش اصل حق تعيين سرنوشت ملل، كثرت گرايي قومي، اتنيكي ، زباني ، ديني و مذهبي پيش رفته و روش دولت ها درمورد ملت سازي با توسل به سركوب و ستم ، ناکارآمد ثابت گردیده ویا به عبارت ديگركارآيي خود را کاملاً از دست داده و سيماي دور از اخلاقي و غیرانساني خود را در پيشگاه انصاف و عدالت برملآ مينمايد .
    انكشاف وضعيت سياسي ، اجتماعي و نظامي سه دهه اخير در افغانستان به وضاحت به اثبات ميرساند كه اعمال اهرم سركوب و ستم ملي راه حل “ايجاد ملت” و مدنيت نبوده بلكه سرپوش گذاشتن بر واقعيت هاي انكارناپذير وجود فرهنگهاي گوناگون ملي و محلي درافغانستان است ، كه عموما با وقوع بحرانهاي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي همراه با ضعف و نابكاري دولتهاي مركزي و افزايش حس خودآگاهي و خوداراديت مردم زير بار ستم ، دوباره سربالا میکند وچه بسا چهره قهرآميز و آشتي ناپذير به خود گرفته و براي دفاع از حقوق حقه خود خشونت و نافرماني را به مثابه آخرين وسيله بخاطر رسيدن به هدف بكار ميبرد .اگر اينگونه اجبار تداوم یابد ، ميتواند ضريب خطر مشتعل شدن جنگ هاي داخلي را در بناي تعلقيت هاي قومي ، زباني و مذهبي و فروپاشي دولت در جوامع كثيرالمليتي مانند افغانستان را بالا مي برد .
    اين يك واقعيت مسلم است ، همانطوريكه تمامي نهادها و ساختارهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي در کشورهای دارای سیستم دمو کراتیک از اصل تكثرگرايي و پلوراليسم تاثير پذيرفته اند ، هويت فرهنگي مليت ها نيز از اين امر مستثنی نيست .
    تلاش در جهت دستيابي به هويت ملي و فرهنگي و برخورداري از اصل حق تعيين سرنوشت ، تا رسيدن به دموكراسي واقعي ، خواست اكثريت مليتهاي گوناگون در تمامي كشورهايي است كه مثل افغانستان داراي تكثر فرهنگي و ملي هستند . در آن كشورهاييكه هنوز حل مسئله قومي ، اتنيكي ، زباني و مذهبي و استقرار عدالت اجتماعي در بناي برابري شهروندي يكي از موانع بزرگ ملت سازي بشمار ميرود ، دولتها و نهادهاي سياسي و فرهنگي باييست راه هاي حل مناسبي اتخاذ نموده و ملت - دولت را با حفظ هويت قومي ، زباني ، ديني و مذهبي مليتهاي مختلف و تآمين برابري در بين آنها ايجاد و بعدآ وحدت ملي را در ميان آنها تقويت بخشند.
    مسلم است كه يكي از پيش زمينه هاي اساسي براي ايجاد جامعه دموكراتيك ، آزاد و مستقل عبارت است از رشد مساوي فرهنگ و حفظ هويت تاريخي هر قوم ساكن در كشورطبق رهنمود ها واحکام اعلامیۀ جهانی حقوق بشرسازمان ملل متحد منتشرۀ دهم سپتامبر1948م ميباشد ، اما تلاش به حذف هويت فرهنگي و تاريخي اقوام از خصوصيات رژيم هاي شوونيستي و فاشيستي بوده كه ازنظرتاریخی نسبت عدم رعايت حقوق ديگران عاقبت به امحاي نظام هاي مستبد انجاميده است .
    در اكثر كشورهاي روبه انكشاف همگوني شهروندی و اتحاد مليت ها بنابر علل تاريخي و سياسي، كه عمدتا ناشي ازتسلط پاليسي استعمار كهن ازيكطرف و نبود مشی فراگیرملی در پاليسی حاكمان تبعيض طلب از جانب ديگر در اين كشورها بوده ، ايجاد نشده است .
    درحاليكه مليت هاي متنوع از نظر زباني، مذهبي، نژادي و اتنيكي در كشورهاي توسعه يافته با حفظ هويت فرهنگي و تاريخي خود با آرامش در كنار همديگر زندگي ميكنند، ما شاهد ناآرامي ها و جنگهاي خونين قومي ،اتنيكي ، زباني و مذهبي در كشورهاي نظير افغانستان ، عراق ، ايران ، پاكستان و بعضي ممالك ديگر هستيم . يكي از عوامل دردناك و تاريخي اين وضع در همچون كشورها عبارت از رد و طرد اصل حق تعيين سرنوشت مليت ها و تلاش مذبوحانه اقشار حاكم در اضمحلال ويا حداقل تحريف و سردرگم ساختن هويت فرهنگي وتاريخي اقوام ، بمنظور تضعيف و زوال نقش وتآثيرگذاري آنها در حيات سياسي ، اقتصادي و اجتماعي جامعه ميباشد .
    افغانستان كثيرالمليت يكي ازكشور هاي متبارز درين حوزه است كه تاريخ آن انواع استبداد را ازسر گذرانده و حاكمان دوره هاي مختلف بخصوص در سده اخير كوشيده اند تا هويت فرهنگي مليت هاي زير استبداد خويش را زايل و نقش آنها را در جامعه تضعيف نمايد .
    زبان ، کلتور و فرهنگ متنوع دريک کشور نمادي از برجستگي و برازندگي پرافتخار آنکشور در تاريخ مدني و سيا سي آن محسوب ميگردد ،اما حکومت هاي استبدادي در افغانستان با در پيش گرفتن سياست تبعيض و تفرقه به منظور تحميل سيطرۀ تک قومي و پاکسازي افتخارات تاريخي و فرهنگي ساير اقوام ساکن درافغانستان بخصوص براي نابودي کامل کلتور و فرهنگ و حتي زبان تورک تباران با خصومت ورزي بي مانندي عمل نموده در پروسه ايجاد تفاهم و همزيستی بين الاقوامي ضربه هاي جبران ناپذ ير وارد آورده و آتش افتراق ملي را در كشور دامن زده و مشتعل ساخته اند .
    با تآسف امروز نيز حلقاتي وجود دارد كه تحت نام دموكراسي تلاش مينمايد تا مانع تكثرگرايي زباني و فرهنگي در جامعه چندين مليتي افغانستان گردند .
    بنابرين با توجه و ديد عميق به انكشاف مسائل اجتماعي و فرهنگي و انواع حوادث سرنوشت ساز در كشور و با درك عميق ضروريات مبرم حياتي مسئله درين مقطع خاص ، بمنظور تشكُل و سمتدهي آگاهانه اذهان مليت ها و اقوام افغانستان در راستاي بازيابي هويت فرهنگي و تاريخي خويش ، بادرنظرداشت اصل تكثرگرايي همگام با روند رشد و تقويه اصول دموكراسي واقعي ، به منظور تنظيم و پيشبرد فعاليت هاي موثر و ارايه طرح هاي علمي و عملي براي احيآ و انكشاف هويت فرهنگي و تاريخي تورك تباران افغانستان ، بخاطر صيانت و دفاع از هويت فرهنگي و تاريخي آنان به مثابه بخشي از فرهنگ ملي كشور و بمنظور بازسازي و رشد متساوي فرهنگي و برابري قومي و زباني تمام مردم افغانستان ، سازمان وسيع البنياد فرهنگي ، اجتماعي و مدني بنام “ فدراسیون فرهنگی توركتباران افغانستان “ كه متشكل ازتمام توركتباران برخاسته ازجامعه افغانستان درداخل و خارج مملكت اعم از زن و مرد ميباشد ، با رعايت اصل معتقدات ديني و مذهبي مردم ، اعلاميه جهاني حقوق بشر و كانوانسيون هاي سياسي و مدني مكمل آن ، بر اساس ماده سي و پنجم قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان تآسيس گرديده و منحيث يك نهاد مستقل دموكراتيك غيرسياسي و غيروابسته مطابق با روحيه قانون اساسي و ديگر قوانين مملكت ، در داخل و خارج كشور فعاليت مينمايد .
    توركتباران افغانستان عبارت اند از تمام اقوام اتنيكي كه از لحاظ هويت تاريخي متعلق به شاخه هاي مختلف توركي بوده و به زبان اصلي ويا عارضي تكلم مينمايند . اين تعريف در واقعيت بافت قومي افغانستان شامل اوزبيگ ها ، هزاره ها ، توركمن ها ، ايماق ها ، تاتار ها ، اويغور ها ، بيات ها ، قزاق ها ، قرغز ها ، قزل باش ها ، تايمني ها و هر آنكسي كه خود را متعلق به تورك تباران افغانستان ميداند ، ميگردد .
    برنامه
    “فدراسيون فرهنگی تورک تباران افغانستان ، بمنظور نيل به اهداف و خواستهاي اجتماعي و فرهنگي خويش خطوط اساسي كار و فعاليت خود را به شرح ذيل مطرح ميسازد :
    اول - مبارزه بخاطر وحدت و همبستگی واقعی تمام مليت ها و اقوام ساكن كشور و اشتراك عملی و مساويانه آنها مطابق شعاع وجودی شان در حيات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی كشور واحد مان افغانستان .
    دوم - مبارزه در راه احيآ ، رشد و انكشاف هويت فرهنگي و تاريخي تمام اقوام و مليت ها و بخصوص تورك تباران افغانستان و صيانت از آن كه شامل تعميل فعاليت هاي آتي ميگردد :
    الف - مواظبت از ميراث فرهنگي توركتباران افغانستان به مثابه جزء فرهنگ ملی كشور و حمايت از اهل فرهنگ و مساعدت با آنها ،
    ب - تحقيقات و پژوهش همه جانبه در مورد هويت فرهنگي ، تاريخي و زباني و تلاش برای رشد فرهنگ ، زبان و ادبيات اقوام توركتبار كشور، با استفاده ازهرزمینۀ مساعد ،
    ت - گردآوري ، تحليل و نشر آثار مربوط به توركتباران و برگزاري محافل ادبي ، هنري ، كنفرانس ها و سمپوزيم هاي علمي و فرهنگي بخاطر ارتقاي سطح دانش و آگاهي عمومی،
    ث - تلاش احيا و انكشاف ورزشهاي ملي و فراموش شده توركتباران كشور ومعرفی محسنات وجوانب مفید آن ،
    ج - جمع آوري ادبیات وفرهنگ فولكلوریک توركتباران كشور و زمینه سازی برای ترتيب ، تنظيم و نشر آن وهمچنان تلاش برای جلب توجه دولت بمنظورحمايت و رشد متوازن صنايع دستي و مستظرفه ، احيا و انكشاف هنرهاي موسيقي درکنار سایر اقوام افغانستان ،
    چ - تهيه و تدوين قاموس ها ، رساله ها ومطالب علمي براي رشد وانكشاف زبانهاي توركي ، تآسيس رسانه های سمعی و بصری ، نشر جرايد ، مجلات و روزنامه ها جهت رشد آگاهی مردم ، تجليل و بزرگداشت از شخصيت هاي ملي ، تاريخي ، علمي ، فرهنگي و معرفي كارنامه هاي آنها و تجليل از روز هاي مهم تاريخي ، ملی و سنتي اقوام توركتبار افغانستان و ساير فعاليت هاييكه مربوط به احيآ ، رشد ، انكشاف و مواظبت از هويت فرهنگی و تاريخی توركتباران افغانستان ميشود ، شامل برنامه فعاليتهای فرهنگی “ فدراسيون فرهنگی تورك تباران افغانستان “ ميگردد .
    دوم - “ فدراسيون فرهنگی “ براي رشد وبرومندي کلتور و فرهنگ تورک تباران ، در پهلوي رشد کلتور و فرهنگ ساير اقوام افغانستان مبارزه و همبستگی فرهنگی تمام اقوام كشور را وظيفه اساسی خود ميداند .
    سوم - مبارزه براي همبستگي ملي با درنظر داشت تسا وي حقوق کليه اقوام وتبار ساکن درقلمرو سياسي و جغرافيائي افغانستان .
    چهارم - مبارزه برعليه هرگونه حرکات نژاد پرستانه ، سيطره جويي اتنيکي ، زباني و فرهنگي درقلمرو افغانستان تا ايجاد زمينه براي تحقق تساوي حقوق بين الا قوامي درکشور .
    پنجم - مبارزه به منظور تحقق مشارکت کليه اقوام درامورسياسي و اداري از راه انتخابات و تآثيرگذاري در پاليسي دولت براي انتصابات عادلانه بادرنظرداشت مشاركت ملي كه ميتواند بستر همزيستي فرهنگ هاي مختلف را در كشور هموار نمايد .
    ششم - برگزاري همايش ها ، اعتصابات و تظاهرات براي بلند كردن صداي اعتراض مردم در برابر تبعيض و بيعدالتي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي مطابق با روحيه قانون اساسي كشور و ديگر قوانين .
    هفتم - تلاش براي متحد ساختن تمام اقوام منجمله تورک تباران افغانستان براي حمايت از تحقق آرمان هاي انساني و دموكراتيك که درقانون اساسي وساير قوا نين كشور انعکاس يافته است و همچنان تآثيرگذاري اين اتحاد براي ايجاد “ ملت “ و تآمين وحدت ملي در مملكت .
    هشتم - تلاش براي ايجاد تفاهم بين الاقوامي و روحيه همزيستی برادرانه ومبارزه برای از بين بردن خصومتهاي قومي ، زباني ، منطقوي و مذهبي .
    نهم - مبارزه به خاطر ايجاد يک جامعۀ مدني برپايه خواست دمو کراتيک وعادلانه مردم افغانستا ن و زمينه سازي براي رشد کلتور و فرهنگ تورک تباران افغانستان .
    دهم - مبارزه برعلیه جنگ بمنظور تآمين امنيت و صلح سراسري ، تآمين حقوق زن و كودك ، حقوق معيوبين وجلب توجه دولت برای مساعدت به بازمانده هاي شهدآ ، حق كار ، حق تحصيل ، حق مسكن ، حق تقاعد ، حق زيست ، محو كشت كوكنار و قاچاق مواد مخدر ، نابودي فساد اداري و بالآخره تحقق دموكراسي واقعي و حاكميت قانون در تمام شئون حيات جامعه را “ فدراسيون فرهنگی تورك تباران افغانستان “ وظيفه مبرم خود ميشمارد

    و من الله التوفيق
    `
    يادداشت :ء
    طرح مسوده هذا بعداز جمعآوری نظريات كلی اعضا و هواداران “فدراسيون فرهنگی توكتباران افغانستان” در نشست موًرخ بيست وششم جنوری 2008 ميلادی در شهر زندام كشور هالند پيشكش گرديده وتسويد گرديد كه البته گزارش جلسه مذكور بتاريخ سی ويكم جنوری به حضور تمام دوستان و علاقمندان ازطريق ايميل ارسال گرديده است ، پيشنهادات ونظرياتيكه بعداز جلسه فوق الذكر مواصلت كرده است ويا مواصلت ميكند تقديم قورلتای يعنی كنگره موًسس خواهد شد و قورلتای صلاحيت دارد تصميم نهائی را به شمول نامگذاری آن اتخاذ نمايد .
    با احترام

    Geen opmerkingen:

     
  • بازگشت به صفحه اصلی