• بازگشت به صفحه اصلی
  • zondag 17 augustus 2008

    تقديم به جوانان تورك افغانستان

    احمد ولی ولی زاده
    تقديم به جوانان تورك افغانستان
    سروده شاعر توانای كشوراحمد ولی “ولی زاده” از شهر مونشن آلمان به مناسبت قورلتای بزرگ فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان

    زخوابی كه غفلت بَرد مرگ خواب ***** چنين خواب تاكی شده است آفتاب
    به پا شو كه تركان چابك سوا
    ر ***** فشرده به اوراق تاريخ ، كار
    ز ايران بسی قصه داری به گوش ***** ز توران شنو تا بَرد عقل هوش
    شنيدی چو كوشانيان دلير ***** زباختر بجُنبيد جهان گشت چهر
    ز سيستان و زابل تا گندهار ***** نه كابل گذاشت و نی نوبهار
    به انصاف وعدل برجهان چهر گشت ***** ز ايشان بسی داستان سرگذشت
    ز ضعت گشودند دفتر ديگری ***** هنر ها فراوان نما هر دری
    زيفتل همان نسل تورانيان ***** بسی يادگاری بماند در جهان
    رَقم زد به تاريخ ساز دگر ***** فروزان چو اختر درخشان قمر
    بيافشرد بر نقش پای كهنی ***** چو كوشان نمود هرچه بينی چمنی
    پس از آن ز شاهان كابل زمين ***** درخشان به تاريخ همچون نگين
    زارغون واورخون بماند نيك نام ***** زگردون نخورد كس آن جام كام
    شكوه تگين برتو سازم عيان ***** زشاهان غزنه يكی دو بيان
    سبك آن تگين چون چدی پير مرد ***** پسر را سزاوار آن تاج كرد
    پسر يل محمود گيتی گشای ***** به هند وبه ايران فشرد نقش پای
    نمود فارس را ضم خاور زمين ***** بروفت شك و رضداد آمد يقين
    به غزنی
    بماند نام ام البلاد ***** بسی گشته آباد هر سوی بلاد
    ز تيمور كورگان جهانگشايی ***** ترا فكر روشن شود رهنمايی
    ز چاچ و سمرقند تا مرز چين ***** زهند و ايران برداشت كين
    به همت همان سنگ خاراست مو
    م ***** نه ارمن گذاشت ونه آذرُ نه روم
    ز بابر همان مرد دانش پژوه ***** دلاور به جنگ هيچ نآمد ستو ه
    كه بودی همان مرد تيغ و قلم ***** به هند و به كابل درخشان عَلم
    بسی شاه شاهان زرين كمر ***** ز توران گذشت هرچه دانی ثمر
    به شعر و ادب نيز بر آسمان ***** گرفته مقامی هر يك مهان
    به پارسی بداد تاج گوهر نشان ***** همان ترك توران فرخ نشان
    ز مولای رومی يك مرد نام ***** تصوف به اشعار او گشت تما م
    ز بيدل همان مرد اعجاز گوی ***** زعرفان طورش گل نازبوی
    كليدی زپنج گنج يابی به رنج ***** نظامی دهد مر ترا نيك سنج
    اديب وسخنور نوايی وزير ***** به شير و شكر شعر دارد دبير
    ز تبريز رايحهء مشك ريز ***** زصائب شد آن مُلك ، ولا به خيز
    يكی مرد دانش بود آفتاب ***** درخشد ظهيرالدين از فارياب
    ز توران به تو اندكی روشنی ***** همان پنبه در گوش را بركنی
    ز صد ها سخن گفته آمد يكی ***** به دانش گرای خود شناس اندكی

    اين شعر به تاريخ هژدهم ماه می 2008 ميلادی در شهر مونشن آلمان توسط شاعر توانای كشور محترم احمد ولی “ولی زاده” به مناسبت قورلتای بزرگ توركان افغانستان سروده شده است كه اداره فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان قدردانی خود را ازين شاعر جوان ابراز نموده وبخاطر ازينكه نسبت بعضی مشكلات ، در نشر اين شعر تآخير به عمل آمد معذرت خود را به خدمت جناب ولی زاده صاحب تقديم ميدارد .
    ازطرف اداره فدراسيون

    dinsdag 12 augustus 2008

    اعلامیه ی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان « فِفـتا »

    اعلامیه ی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان « فِفـتا »
    در رابطه با توطئه ی توهین به شاه امان الله
    توسط داکتر عبداللطیف پدرام
    مروری بر رویداد ها و حوادث بیش از نیم دهه ی اخیر، در حیات سیاسی و اجتماعی کشور ما که عمدتاً با حادثه ی یازدهم سپتامبر و اشغال افغانستان توسط نیرو های امریکايی و ناتو به بهانه ی سرکوب طالبان و امحای تروريزم، تعمیم دیموکراسی، تأمین حقوق بشر و تحکیم آزادی های انسانی، مبارزه با کشت و تجارت مواد مخدر و غیره آغاز و با شکل گیری کنفرانس بن و پیامد های پلان شده ی آن تا امروز دنبل میشود، به وضوح تمام نشان میدهد که، دراین مرحله با جابجا شدن نیرو های استعماری جدید در کشور، پدیده ی قبیله سالاری کهن که با گرایشهای مسلط انحصار قدرت مطلقه در تاریخ سه سده ی اخیر کشور، توأم با زوال حاکمیت حزب دیموکراتیک خلق، در حالت زوال و به سر رسیدن بود، یک بار دیگر با بهره برداری از اشتباهات و عدم هم آهنگی در جبهات مقاومت ضد شوينیسم و قبیله سالاری، در فقدان رهبری های مجرب و سالم و حمایت های هدفمند حلقات نیوکلونیالیستی تحت زعامت امریکا از حلقات شوينیستی جدید، مجدداً با انسجام و آمادگی های گسترده تر در کسوت پشتونسالاری مدرن وارد عرصه ی سیاسی کشور گردیده است.
    شوينیسم انحصارطلب دراین مرحله از عروج دوباره ی خود که نسبت به هر زمان دیگری مجهز تر و منسجم تر بوده و تجارب وسیع حاکمیت های چندین صد سال قبل، در تبانی با نیروهای بزرگ استعماری در جهان و منطقه را که اکنون بازهم عملاً در سرزمین ما لنگر انداخته است، با خود دارد، در ادامه ی سیاست گزاری های گذشته، سعی مینماید که حاکمیت سیاسی تک ملیتی و انحصاری پشتون ها را در میهن ما برای همیش تأمین و نواقص کار در دوره های اخیر تاریخ را که مؤقتاً منجر به کناررفتن آنها از قدرت شد، مطابق به نیازمندی های زمان مرفوع و برنامه های قبیله سالاری کهن را در یک قالب پشتون سالاری نوین با ترویج اندیشه های شوينیستی فاشیستی و اشاعه ی حق حاکمیت موروثی پشتون ها در صحنه ی سیاسی افغانستان، تحت پوشش قانونیت و دیموکراسی قبیلوی فاشیستی موجود، تحکیم و ابدیت بخشد.
    سردمداران نظم نوین فاشیستی که همه و همه مهر بردگی این یا آن کشور استعماری را در جبین دارند و عملاً داشتن سند تابعیت آن کشور هارا همچون اسلاف خویش برای خود و وابستگان شان جزو افتخارات و امتیازات محسوب و بی هیچ مانعی نمایندگی منافع آن قدرت ها را در کشور ما بدوش میکشند، دراین مرحله ی حساس تاریخ با تعمیل و گسترش این سیاست های غیر انسانی و غیر اخلاقی همچون گذشته ها تلاش مینمایند که بیشتر از پیش به اختلافات میان اقوام و ملیت های ساکن این خطه که، تحت تأثیر عملکرد های انحصارطلبانه و برتری جویانه ی حاکمیت های طراز فاشیستی در گذشته ها، از حساسیت های خاصی برخوردار میباشد، دامن زده و به این ترتیب فضای اعتماد و همبستگی مردم این سرزمین را تا حد ممکن مخدوش و زمینه ی گسترش نا امنی وبحران را مطابق به پلان های از قبل تدوین شده ی اشغالگران فراهم سازند.

    ما امروز با تأسف شاهد آنیم که این تیم زمامداران اجنبی پرست و افغانستانی نما که در یک جیب خود سند تابعیت کشور های بیگانه و در جیب دیگر سند تابعیت افغانستان را دارند، به تأسی از همین پالیسی ترویج و تشدید تضاد و کشمکش های قومی، قبیلوی، نژادی، مذهبی، سمتی، زبانی، فرهنگی و غیره که در هیچ مرحله ی از تاریخ موجودیت کشور کنونی افغانستان تا این حد سابقه و شدت نداشته، عملاً کشور را در سراشیب سرنوشت های شوم و غیر قابل پیش بینی قرار داده اند که مسلماً بقا و تداوم این بازی ها در هیچ حالتی متضمن خواست و منافع هیچ یک از اقوام و ملیت های ساکن کشور ما نبوده و نخواهد بود.

    و نتایج شوم این قلابی گری های ننگین صرفاً همسو با خواست و منافع آن حلقات و محافل حاکمیت طلبی است که آرزويی جز قدرت و حاکمیت نداشته و دایماً در آتش مصائب و سیه روزی های مردم با نیرنگ های همخونی، هم زبانی، هم دینی و غیره دیگ حرص و آز حیوانی خودها را به غلیان آورده، محض خواست های ابلیسی اربابان خویش را تأمین و ارضاء مینمایند.

    توطئه ی توهین به شاه امان الله، منسوب به داکتر عبداللطیف پدرام، نیز یکی از همین گونه دسایسی است که سردمداران پشتونیسم نوین با توسل به اینگونه جعل پردازی ها، در آستانه ی دور جدید، به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری، از نام و عنوان شاه امان الله مظلوم که خود در عصر و زمان زمامداری خویش، با هزاران شکل توطئه و دسیسه توسط اسلاف همین فاشیست های بی آزرم امروزی چون نادر جلاد و برادران معلوم الحال او هاشم خان، شاه محمود خان، شاه ولیخان، نورالمشایخ فضل العمر مجددی و برادرش حضرت محمد صادق المجددی و برادرزاده ی جوانش حضرت محمد معصوم المجددی، آخوندزاده صاحب تگاو ملاحميدالله خان، محمدگل مهمند فروشنده ی جبهه ی مشرقی در جنگ استقلال به انگلیس ها یکجا با صالح محمد خان فرقه مشر و سران قبايلی همين شنوار ننگرهار و همين پکتيا (که همچو جنايت را به حمايت از شاه امان الله، برعليه پدرام امروز به تحريک افغان ملتی های فاشيست دست به مظاهره ميزنند و وحشيانه دوصدهزاردالر را بحيث جايزه برای قتل پدرام تعيين ميکنند) و غیره، در همکاری تنگاتنگ با انگلیس ها مواجه، پلان های اصلاحاتی او ناکام و خود او مجبور به ترک کشور شد و حتی جنازه ی او اجازه ی تدفین در کابل را بدست نیاورده و جبراً در جلال آباد طی یک مراسم غیر رسمی و محقر به خاک سپرده شده و پسرش در همان روز ختم فاتحه گیری در مسجد پل خشتی جبراً از کابل اخراج گردیده،پیراهن عثمان ساخته توأم با اشک تمساح در جهت تحمیق و تحریک توده های پشتون بر علیه روشنفکران بر خاسته از متن دیگر اقوام و ملیت های کشور مورد استفاده ی سوء قرار میدهند.

    درحاليکه خود شاه امان الله هم برخلاف توقع از يک قهرمان ملی؟!!! بدون اينکه کوچکترين تلاش جدی برای نجات وطن بخرج داده باشد فرار را بر قرار ترجيج داد و به فحوای قول معروف، آفت نرسد گوشه ی تنهايی را، ملت و و طن را به آن حالت در آتش و خون رها نموده و خود با خانواده ی خود در گوشه ی عافيت ايتاليا به عيش و نوش و زندگی آرام پرداخت و به اين ترتيب به سرنوشت مردم خود بازی کودکانه نموده و زمينه ی ظهور آل يحی را فراهم ساخت که مردم ما هنوز از زير بار رنج آن جفا قامت راست کرده نتوانسته اند.

    شوينيستان بدین ترتیب از یک طرف حمایت توده های پشتون را با خدعه و نیرنگ به جانبداری از خود جلب و جنایات روز مره ی خود و باداران شان را بر علیه این مردم مظلوم که همه روزه تحت نام جنگ بر علیه طالب و القاعده، زیر انباری از بمب و راکت از هوا و زمین خرد و خمیر میشوند، با حلال ساختن پول امریکا و انگلیس و قربانی مردم بی دفاع، زیر پوشش قرار دهند.

    از جانب دیگر با تشدید کینه و دشمنی میان پشتون و غیر پشتون زمینه های گسترش ناامنی هارا مطابق به پلان و پروژه های استراتژیک اشغالگران، در رابطه با کشور ما و منطقه، در سرتاسر کشور خصوصاً در نوار مرزی کشور های مسلمان نشین آسیای میانه فراهم سازند.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان « ففـتا » بمثابه ی یک کانون توضیح و اشاعه ی حق و عدالت، خویش را مکلف میداند که در قبال اینگونه بازی ها و دسایس غیر انسانی منطقاً قدعلم نموده و مردم مظلوم و تحقیرشده ی سرتاسر کشور را صرفنظر از تعلقات قومی، قبیلوی، نژادی، مذهبی و زبانی و غیره، از ماهیت و اهداف این بازی های شيطانی آگاهی بخشد. و خصوصاً برادران پشتون را که مظلومانه تحمیق و آله ی دست عاملین و دست نشاندگان استعمار در جنگ برعلیه سایر هموطنان شان قرار میگیرند، هوشداری دهد که ترویج چنین اندیشه های غیر اخلاقی و غیر انسانی با اساس قرار دادن برتری های نژاد، قوم، زبان و غیره همانند گذشته ها هیچ نتیجه ی مثبت برای هیچ کسی دربر نداشته و صرف به نفع دشمنان این آب و خاک است و اتحاد مردم ما بدور از عظمت طلبی ها و برتری جويی ها در یک جو حاکمیت قانونی که پاسخ گوی نیازمندی تأمین عدالت اجتماعی و محو بیدادگری در کشور باشد یگانه راه رسیدن به صلح و سعادت واقعی در کشور میباشد. که نبود آن امروز کشور و مردم ما را به نمونه ی جهل و عقب ماندگی در سراسر جهان مبدل نموده است.

    پشتونیسم و کلیه اشکال گرایشات برتری خواهانه و عظمت طلبانه، از هر منشأ و استقامتی که سرچشمه گیرد و به نام هریکی از اقوام و ملیت های ساکن کشور که منسوب باشد، دشمنی بی کم و کاست با وحدت و همبستگی مردم سراسر کشور ماست که قربانی درجه اول آن قبل از همه آن مردم بیچاره و مظلومی میباشد که از نام و عنوان آن ها استفاده ی سوء بعمل آمده و از وجود آنها منحیث وسیله ی تعمیل آرزوهای پست و شیطانی بهره برداری صورت میگیرد.

    چنانچه پشتونها از زمانه های دور تا امروز در همین نقش از جانب قبیله سالاران مزدوری که از پشتون بودن صرف یک نام و همیشه حلقه ی غلامی اجانب را به گردن دارند وسیعاً مورد استفاده قرار گرفته و میگیرند و قدرت طلبان رنگارنگ در جهت رسیدن به امیال شیطانی خود ها و پیاده ساختن برنامه های اجانب از گوشت و خون این مردم مظلوم منحیث ماده ی سوخت ماشین استبداد و استعمار بهره برداری های زیادی نموده و دایماً در مواقع لازم پیشتر از هر چیزی آبرو و حیثیت آنان را در معامله و تبانی با اجانب مورد داد و ستد قرار میدهند که ما در تاریخ سه قرن اخیر کشور نمونه های فراوانی از شاه شجاع تا ملاعمر و گردانندگان چرخ های سیاست امروزی میتوانیم پیشکش نمائیم که همه شمشیر بنام پشتون کشیده و خدمت به اجنبی ها را در تاریخ عرضه نموده اند و در نتیجه پشتون های مظلوم زیر قیادت حاکمیت طلبها و مزدوران اجانب منسوب به پشتون تا امروز هم در بدترین منجلاب مناسبات قبیلوی باقی و در بدترین دام تخدیر و تحمیق دست و پا میزنند، که سخت درد آور است. و تأسف آورتر این است که این اسیران دست استحمار و استبداد خودی، به این بدبختی و عقب ماندگی از کاروان زمان با افیون پشتونوالی وادار به افتخار هم میشوند !!!

    با صراحت باید اذعان داشت که بزرگترین رسالت روشنفکر امروزی جامعه ی ما، جستجوی راه های رسیدن به مبارزه ی مشترک و هدفمند در برابر کلیه اشکال برتری جويی ها و عظمت طلبی های موهوم و انحرافی با هدف یک دیموکراسی واقعی و منطبق با روح و نیاز مردم ما در سرتاسر کشور است، تا با رجوع صادقانه بدان مردم بیچاره ی خودرا از چنگال این مافیای قدرت طلبان مزدور نجات بخشند.

    هرچندی که همه میدانند : مسايلی همچون توطئه و مجعولات توهین به شاه امان الله و امثالهم، به گونه ی هدفمند و آگاهانه از جانب یک عده عناصر توطئه گر طراز فاشیستی و افغان ملتی راه اندازی و شکل یک شعار استحماری و تحمیق توده های پشتون را بخود کسب نموده. و شخصیت امان الله که مسلماً خالی از جنبه های خوب و بد، مثبت و منفی خود نمیباشد و زمامداری موصوف عمدتاً با توطئه های خاينانه ی مرتجعین و وطنفروشان معلوم الحال قبایل پشتون، که تاریخ نام های ننگين ایشان را همیشه در سینه محفوظ خواهد داشت، محکوم به ناکامی گردید، امروز تحت نام پشتون بودن و تعلقات پشتونی با انتساب توهین آن به منسوبین سایر اقوام و ملیت های کشور، در حال بهره برداری های شوينیستی قرار دارد. اهداف و عواقب شوم آن هم در سرنوشت امروز و فردای کشور ما کاملاً روشن و برملا است. این وظیفه ی روشنفکران و اهل بینش انسانی سرزمین ماست که جلو همچو توطئه هارا آگاهانه با دانش و بینش آگاهی بخش خودها سد نموده و هر کسی با انگشت گذاشتن صادقانه و مسئولانه، روی برنامه های خاينانه ی قدرت طلبان مزدور در ماحول خود، مانع از رشد و گسترش عظمت طلبی های واهی و تشدید کینه و عداوت دربین ساکنین باهم برادر کشور شود.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان « ففـتا » درحالیکه عمیقاً معتقد به ضرورت تأمین وحدت واقعی همه مردم افغانستان از مجاری قوانین سالم و انسانی، که درآن حقوق و آزادی های کلیه اقوام و ملیت های ساکن کشور ما تضمین شده و برابری حقوقی و انسانی همگان از طریق آن میسر شده بتواند، میباشد. این گونه توطئه هارا در کلیه اشکال و مظاهر آن محکوم و تلاش تیم های انتخاباتی پشتونیسم نوین را که با استفاده از مجاری قدرت به اینگونه توطئه ها متوسل و از طریق آن خواهان مهر گذاری به لب ها و زبان های افشاگر و آگاه با تخویف و تهدید خلق ها و ملیت های تحت ستم میباشد، خاینانه قلمداد نموده و مصرانه از همه و خصوصاً سکانداران کار روشنگری و فرهنگی جامعه ی ما میطلبد که در برابر این گونه معرکه سازی های خاينانه و نفاق افگنانه مجدانه قدعلم و مانع تحقق خواسته های ناجايز عمال بیگانه و دشمنان آزادی و شرف مردم و میهن ما دراین رابطه شوند و نگذارندکه ترویج و انکشاف همچو مسایل چون گذشته ها به وسیله ی تعمیم دشمنی و کینه در میان مردم ما مبدل شده و زمینه را به استفاده های ناسالم و منفعت پرستانه عده ای خودفروخته و مزدور مساعد سازد.

    امروز ما نیاز بدان داریم که بخاطر تأمین وحدت واقعی در میان همه مردم کشور از جریانات گذشته ی تاریخ که جز بدبختی و سیاه روزی ارمغانی برای مردم و کشور ما نداشته و ندارد، درس عبرت گرفته و نگذاریم که این تجربه ها یک بار دیگر تا خط اخیر تکرار و مردم ما تا آینده های نامعلوم قربانی های مظلوم و تحمیق شده ی آن گردند. و باز هم قدرت طلبان خاين از گوشت و خون ایشان برای خودها توشه ی سعادت ننگین فراهم و فرزندان این سرزمین همچنان در خون خود شناور باشند.

    به آرزوی بیداری وجدان ها و تبدیل شدن

    حقیقت به شعور و آگاهی مردم ما!
    اداره فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان “ففتا

    zondag 10 augustus 2008

    عكس هايی از قورلتای فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان

    گوشه يی از مجلس بزرگ قورلتای فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان
    از راست به چپ صف اول - محترم فيض الله البرز ، محترم قيتمس ، محترم محمدالله وطندوست ، محترم جنرال نعمت الله خان ، محترم آصف براتی ، محترم ؟ء
    از راست به چپصف اول - محترم پروفيسور عنايت الله شهرانی ، محترم جنرال غفور فاريابی ، محترم فيض الله البرز ، محترم حاجی ظاهر بيگ ، محترم ؟ء
    محترم عبدالعلی فيضی درحال تلاوت قرآن عظيم الشآن
    محترم دكتور عبدالمنان تاشقين درحال ايراد بيانيه
    از راست به چپ - محترم داكتر امير ، محترم عبدالمنان تاشقين ، محترم داكتر غلام سرور سخا ، محترم داكتر عنايت الله شهرانی ، محترم فيض الله البرز ، محترم سراج الدين قيتمس ، محترم انجنير محمد عثمان بيلم ، محترم صبور حيدری ، محترم سيد احمدشاه دولتی فاريابی ، محترم پوهاند بسم الله ميمنگی ، محترم ؟ء
    محترم فيض الله البرز
    اعضای محترم هيآت رئيسه قسمت دوم پروسه كار قورلتای
    گوشه يی از مجلس قورلتای بزرگ


    پیام تبریکه ای اوزبیگ ها و ترکمن های افغانستان مقیم انگلستان

    پیام تبریکه ای اوزبیگ ها و ترکمن های افغانستان مقیم انگلستان به مناسبت تدویر موفقانه قورلتای یا جلسه کبیر ترک نژاد های خارج کشور در هالند
    جای هیچ شک وتردیدی نیست که تدویر موفقانه ای فدراسیون فرهنگی ترکان افغانستان محصول تلاش های دوامدار زحمات خستگی ناپذیر و مبارزات پیگیر وبرحق بهترین فرزندان دلیر و نستوه این تبار میباشد
    اما دردا و دریغا که این کمترین بنابر ناتوانی جسمی و بیماری دوامدار صحی قادر به اشتراک وحتی ارسال پیامی دراین محفل خجسته وپرمیمنت نگردیدم پوزش میخواهم .
    ترکان افغانستان که یک رقم درشت نفوس کشور را تشکیل مینماید مانند سایر اقلیت های ملی ومذهبی طی سالیان متمادی زهر تلخ تبعیض نژادی رابا دشواری های نا پایان با گوشت و پوست خویش لمس و درک نموده و خاطرات تلخ ، جانکاه و درد ناکی در وجود این ملت شکل گرفته است . زمامداران فاشیست و بیباک حکام بی رحم جاهل و استفاده جوی گذشته کشور که خود فاقد ارزش های انسانی ، اخلاقی و فرهنگی بودند متاسفانه با اندیشه های برتری جویی قومی و زبانی وعادات زشت و بدوی قبیلوی عظمت و ابهت خود را در نفی هموطن خویش جستجو نمودند و طی سالیان متمادی نتنها با زبان کلتور و داشته های فرهنگی ما با وحشت و بربریت برخورد و رفتار کردند بلکه با حق تلفی های آشکار غصب ملکیت و دارایی منقول و غیر منقول توده های مظلوم و زحمت کش و حتی کشتن و به آتش افگندن مردم بی دفاع ما چهره خشن زشت و غیر انسانی خود را به کراهت به نمایش گذاشتند . مردم صبور و جسور ما خاطرات تلخ جمع آوری و به آتش کشیدن کتاب های اوزبیکی و ترکمنی تغییر نام های شهر ها و محلات تاریخی محو کامل و نابودی آثار باستانی وارونه جلوه دادن و جعل کاری مطلق حقایق و رویداد های تاریخی ترکتباران کشور را در مفردات درسی مکاتب کشور با تلخ کامی به حافظه دارند . همین اکنون زبان پر غنا و تاریخی اوزبیکی و ترکمنی از جانب وزارت اطلاعات و فرهنگ گروه ها و حلقات قوم پرست و برتری جو متعلق به رژیم های فاشیست گذشته در ردیف زبان های پشه یی نورستانی و غیره لهجه های محلی کشور قرار داده شده است . تغییر نام مکاتب میرزا الغ بیگ و امیر علی شیر نوایی شخصیت های والا ونامدار کشور به نام های معلم عطا محمد نور والی کنونی بلخ و امانی در شهر مزاز شریف و همچنان لغو دیپارتمنت زبان و ادبیات اوزبیکی و ترکمنی در اکادمی تربیه معلم ولایت جوزجان و همچنان کشتار بی رحمانه شهروندان شریف شهر شبرغان به دستو جمعه خان همدرد والی سفاک و بیسواد جوزجان و دریافت پاداش و ارتقای مقام او به صفت وزیر مشاور و والی پکتیا از سوی حامد کرزی رئیس جمهور حق ناشناس افغانستان زبان گویایی از تداوم اندیشه های خشک وخنک قوم پرستی تفوق طلبی و سیاست ضد وحدت ملی دولت کنونی کشور ما میباشد . در کشوری که فاشیزم و برتری جویی قومی و زبانی همیشه فاجعه آفریده است نباید به سیاست های دروغین و وعده های کاذب و میان تهی رهبران فروخته شده و معامله گر فاشیست اعتماد نمود و در آینده ای شگوفان و عاری از تعصب ظلم و بی عدالتی فرزندان و نسل های آینده خویش مطمئن بود اتحاد وهمبستگی آهنین و اورگانیک ترک نژاد های افغانستان در داخل و خارج کشورمی تواند ضربه کوبنده و مرگ باری به پلان های شوم و غیر انسانی عظمت طلبان و قوم پرستان برتری جو باشد
    من در حالیکه تدویر این همایش بزرگ فرهنگی را که جهت معرفی و شناسایی هویت فرهنگی ترک نژاد های کشور در هالند دایر گردید صمیمانه به دانشمند ارزشمند دوکتور همت فاریابی رئیس این کانون بزرگ فرهنگی همکاران شریف و همه اشتراک کنندگان تبریک عرض می نمایم به این باور نیز هستم که ایجاد این فدراسیون در شرایط مضطرب و نا به سامان کنونی کشور می تواند زمینه پیوند ارگانیک و همبستگی آهنین واقعی و عادلانه و مساویانه میان همه اقوام عزیز افغانستان را نیز برای همیش مساعد و میسر نموده و دیوار های ضخیم عدم اعتماد و ناباوری میان تبار های مختلف کشور را برای همیش از بین بردارد به امید چنین روزی .
    با درود های گرم .
    محمد همایون سرخابی
    لندن 16 جون 2008

    donderdag 31 juli 2008

    فشرده متن مصاحبه دكتورهمت فاريابی با تلويزیون آيينه


    فشرده متن مصاحبه دكتورهمت فاريابی با تلويزیون آيينه۲۵ جولای ۲۰۰۸ ميلادی
    مصاحبه اختصاصی دكتورهمت فاريابی رئيس فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان كه به تاريخ ۱۸ ماه جولای در دفترمركزی تلويزيون آيينه دركابل صورت گرفت ، مصاحبه به زبان توركی اوزبيكی صورت گرفته و موضوع صحبت “ضرورت ايجاد فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان “ بود كه مدت چهل دقيقه طول كشيد و فشرده آن قرار ذيل ميباشد

    سوال - قراريكه بينندگان عزيز خبر دارند كه درين اواخر اولين نهاد مدنی بين المللی تورك های افغانستان بنام فدرسيون فرهنگی توركان افغانستان در اروپا ايجاد گرديد ، لطفآ درمورد اهداف ايجاد اين نهاد برای بينندگان تلويزیون
    آيينه معلومات دهيد
    جواب - بسم الله الرحمن الرحيم
    قبل از همه ميخواهم منت داری عميق خود را به حضور رياست تلويزيون آيينه اظهار نمايم كه موقع را برای اين مصاحبه مساعد نمود .امابعد ! چون صحبت ما بزبان توركی اوزبيكی صورت ميگيرد ، لذا من از شخصيت های بزرگ فرهنگی و ادبی زبان اوزبيكی خواهشمندم كه بخاطر نادرست گويی احتمالی جملات ويا اصطلاحات ، مرا زير بار انتقاد قرار نداده و با بزرگواری مورد عفو قرار دهند . زيرا كه در حدود سه صد سال زبان مادری ما مورد تهاجم و تاخت وتاز سياسی و فرهنگی قرار گرفته و كمتر كسی در سطح با سواد های جامعه ميتوانند بدرستی بزبان مادری خود صحبت نمايند و اين خود يكی از اهداف تشكيل يك حركت جمعی فرهنگی بوده ميتواند .
    حالا مشخصآ به جواب سوال شما بايد گفت :قورلتای بزرگ فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان بتاريخ هفدهم ماه می با اشتراك بيش از يكصدوده نماينده از كشور های مختلف جهان در شهر تيلبورگ هالند داير گرديده اساسنامه و برنامه را تصويب و هيآت رهبری را ايجاد نمود .درين قورلتای به تعداد ۳۳ نفر عضو شورای مركزی يعنی كينگاش انتخاب گرديدند . تشكيل فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان بطور عام دو هدف را دنبال مينمايد

    اول - ايجاد همبستگی ، اتحاد و همآهنگی در بين قشر چيزفهم و باسواد جامعه توركان افغانستان بخاطر تلاش در راه ايجاد همبستگی ملی با تمام ساكنين كشور .
    قسميكه ميدانيم در سی سال اخير تعلقيت های سياسی و آيدولوژيكی ، قشر روشنفكر وباسواد اقوام مختلف از جمله اقوام تورك افغانستان را متفرق ، ازهم پاشيده وگاهی با همديگر دشمن نموده است ، اين اشخاص و گروه ها تنها در چوكات فرهنگ ميتوانند كه وجوه مشترك دريابند و تفاوت های سياسی و آیدلوژيكی را كنار بگذارند وباهم متحد شوند .با يك كلام اگر سياست نقش فصل كردن را بازی نمود ، فرهنگ بايد نقش وصل كردن را بازی نمايد .
    دوم - احيای هويت فرهنگی توركان افغانستان .قسميكه در آغاز اشاره شد ، در طول تقريبآ سه صد سال فرهنگ اقوام تورك افغانستان ظالمانه مورد هجوم و تاخت وتاز قرار گرفته است . اين استبداد فرهنگی از تحريف ، تجعيل و حذف واقعيت های تاريخی شروع شده تا تبديل نامهای تاريخی ، كتابخانه سوزی ها ، نابودی آثار باستانی وغيره همراه بوده است كه متآسفانه اين استبداد تابه امروز ادامه دارد .اقوام تورك افغانستان به مثابه بخشی از تبار تورك كه در منطقه و جهان از خود آثار تمدن جاودانه برجای گذاشته است ، مورد بيشترين ضربات فرهنگی قرار گرفته است كه حتی زبان مادری آنها در خطر نابودی واقع ميباشد . بنآ برای احيای هويت فرهنگی آنها لازم است تا يك حركت عمومی خروشان و وسيع البنياد فرهنگی براه انداخته شود تا اين تاريخ و فرهنگ غنی را احيا و در خدمت دوستداران تمدن قرار بدهد .اگر متوجه نام اين نهاد فرهنگی شويد كه اصطلاح « فدراسيون » آورده شده است ، دقيقآ همان آرمان عمومی ساختن حركت فرهنگی را احتوا ميكند كه هر انجمن فرهنگی مربوط تورك های افغانستان در داخل و خارج كشور بتوانند با معرفی نماينده های خود ، جای مناسب خود را در چوكات فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان دريابند . تهاجم فرهنگی برعليه فرهنگ تورك های افغانستان از يك جهت نبوده بلكه اگر متوجه باشيد ، تلاشهايی هم در چند سال اخيرصورت ميگيرد حتی اصطلاحات قديمه توركی از سيستم قوای مسلح افغانستان حذف گردد درباره دلايل انكارناپذير زياد وجود دارد كه ميتوان عند الموقع روی اين خصومت های فرهنگی صحبت كرد
    قشر باسواد و روشنفكر جامعه تورك افغانستان فراموش نكنند كه جبران عواقب استبداد بزرگ فرهنگی ، حركت
    بزرگ وسراسری فرهنگی را ايجاب مينمايد .
    سوال - فدرسيون فرهنگی توركان افغانستان كدام كار هايی را توانسته كه انجام بدهد ويا نتيجه كار وفعاليت شما ازچه
    قرار است ؟
    جواب - از هفدهم ماه می كه قورلتای بزرگ داير و فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان ايجاد گرديد بسيار كم وقت
    ميگذرد وما تاهنوز نسبت ضيقی وقت نتوانستيم كه تشكيلات فدراسيون را به تمام معنی ايجاد كنيم و من بايد به افغانستان سفر مينمودم اما پيش از ايجاد رسمی فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان ما موجوديت خود را از آدرس و اسم معين و مشروط بنام فدراسيون فرهنگی توركتباران ابراز نموديم و ازين نام و آدرس اعلاميه ها و اعتراضيه ها در قبال حوادث سياسی و اجتماعی افغانستان صادر نموديم كه از جمله ميتوان از دسايس جنگ كته قلعه ، خونريزی در شهر شبرغان ، اعتراص در نشرات اوزبيكی تلويزيون آريانا ، دسيسه محاصره خانه جنرال دوستم و بعضی موارد دیگر يادآور شد . البته كه كار های عملی فرهنگی در آينده بخش قابل ملاحظه و مهم فعاليت های فدراسیون را تشكيل ميدهد
    سوال - شما از كارهای عملی فرهنگی ياد كرديد ، ممكن است توضيحات دهيد اين كار ها ازچه قرار است وپلان آينده شما جهت عملی اين كار ها چه است ؟
    جواب - چون فدراسیون يك نهاد فرهنگی است و ابعاد مسائل فرهنگی بسيار وسيع ميباشد ، بخصوص در قبال فرهنگ تورك های افغانستان كه در طول تاریخ تقريبآ سه صد سال تحت استبداد بيرحمانه قرار گرفته و در دهه های اخير مورد تهاجم چند جانبه فرهنگی بوده است .تحقيقات همه جانبه در مورد زبان ، ادبيات و تاريخ تورك های افغانستان و آگاه ساختن مردم از تاريخ غنی و پرافتخار شان رسالتی است بس بزرگ و تعميل اين پروژه ها ، كار منسجم وهدفمند ، خستگی ناپذير و درازمدت ميطلبد .تفريق جعليات از واقعيت های تاريخی در مورد تاريخ تورك های افغانستان و منطقه كه توسط تاريخ نويس های درباری به رشته تحرير درآمده و امروز برتری جويان الوان مختلف آنرا نشخوار ميكنند وظيفه مهم ديگر فدراسیون است كه درينباره دست به كار شود .براه اندازی نشرات سمعی وبصری ، نشر كتب ، تدوين قاموس ها ، تبليغ وترويج فرهنگ اصيل توركی اينها همه كار های عملی فرهنگی است كه بايد توفيق يافت .درباره پلانهای آينده كاری ما كه شما سوال كرديد بايد عرض بكنم كه عملی نمودن هر كار مربوط به توانايی اقتصادی است . بودجه فدراسيون تا هنوز شكل نگرفته و سپانسر اقتصادی نيز تا فعلآ وجود ندارد ولی در آينده فدراسیون تلاش خواهد كرد تا به حل اين پرابلم ها بپردازد .
    سوال - شما درسومين مجمع حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان شركت كرده بوديد ، نظر شما درينباره چگونه است ؟
    جواب - من در كنگره جنبش ملی اسلامی افغانستان دعوت شده و به صفت مهمان اشتراك كرده بودم . البته روز اول مجلس از آغاز جلسه تا ختم آن حضور داشتم اما در روز های بعدی جلسه بدو علت اشتراك نكردم ، اول اينكه در روز های دوم و سوم درمورد مسائل داخلی حزب جنبش ملی اسلامی از قبيل تصويب اساسنامه و كار های تشكيلای بحث و تصميمگيری صورت ميگرفت ، چون من به صفت مهمان بودم بنآ به يكروز اكتفا كردم و از جانب ديگر روانه سفر بسوی ميمنه بودم و وقت را بسیار ضيق يافتم و نتوانستم روز های بعدی كنگره نيز حضور داشته باشم .تدوير موفقانه سومين مجمع جنبش ملی اسلامی افغانستان در مناسبات سياسی و اجتماعی جامعه افغانستان خيلی با اهميت ميباشد .در شرايطيكه دسيسه و توطئه برعليه حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان و رهبر و بنيان گذار اين حزب ازطرف حلقات تماميت خواه پيهم صورت ميگيرد ، جمع كردن هشت صد - نه صد نماينده در زير يك سقف در قلب افغانستان ميتواند موفقيت بزرگ وچشمگير تلقی گردد .آنچه كه من ميخواهم آرزو نمايم اينست كه حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان برای بُرندگی وموثريت مبارزه خود و برآورده كردن خواسته های مردم بايد قشر باسواد وبخصوص عناصر با آرمان و آگاه جامعه را باخود داشته باشد ، بايد روحيه همديگر پذيری و تفاهم را تقويه نمايد . اين پاليسی ميتواند پايه های مردمی جنبش را با شخصيت های علمی وفرهنگی مستحكم نمايد .
    سوال -شما مناسبات آينده حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان وفدراسيون فرهنگی توركان افغانستان را چگونه ميبينيد ؟
    جواب - حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان يك سازمان سياسی مقتدريكه در تشكيل آن نماينده های اقوام مختلف افغانستان اعم از اوزبيك ، تاجيك ، توركمن ، هزاره ، پشتون وغيره اقوام حضور دارند كه استقامت فعاليت آن مانند هر حزب سياسی ديگر مبارزه سياسی ميباشد .فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان همان قسميكه از نامش پيداشت يك نهاد فرهنگی مستقل و غيروابسته بوده و در راستای احيای هويت تاريخی و فرهنگی توركان افغانستان مبارزه ميكند و در تشكيل خود تمام شهروندان افغانستان كه خود را متعلق به فرهنگ توركی ميداند تنظيم مينمايد . مسلم است كه اين دو نهاد سیاسی وفرهنگی نميتواند ازهمديگر كاملآ جدا مطالعه گردد ، جاييكه سياست است در آنجا فرهنگ حضور دارد و همچنان جاييكه فرهنگ است در آنجا سياست حضور دارد ويا به عباره ديگر فرهنگ عام و سياست خاص است و سیاست جز فرهنگ است .پس ميتواند حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان به مثابه يك سازمان سياسی و فدراسیون فرهنگی توركان افغانستان به مثابه يك سازمان مستقل فرهنگی مكمل همديگر بوده وبا همديگر همكار باشد البته تا جاييكه اين همكاری و همسويی به نفع مردم افغانستان در عموم و به نفع تورك های افغانستان در خصوص واقع گردد . فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان درحاليكه يك نهاد مستقل وغير وابسته ميباشد از مشی تمام نهاد های سياسی وفرهنگی از جمله حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان كه به نفع مردم افغانستان تلقی گردد ، پشتيبانی و دفاع مينمايد .
    سوال - شما با ستر جنرال عبدالرشيد دوستم رهبر وبنيانگذار حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان ملاقات مفصلی داشتيد ، نتيجه آنرا چگونه ارزيابی مينمائيد
    جواب - بلی ! من پيش از سفر ميمنه وهمچنان بعداز آن ملاقات هايی با جنرال صاحب داشتم ، درين صحبت ها جنرال صاحب دوستم درمورد اوضاع جاری سياسی واجتماعی در افغانستان و جايگاه خزب جنبش ملی اسلامی افغانستان دربين توده ها وهمچنان درباره دسايس پيهم دشمنان معلومات مفصل و آموزنده ارايه كردند كه بسيار مستفيد شدم .من متقابلآ درحاليكه سلامها و احترامات اعضای رهبری فدراسيون را وسيله شدم ، درمورد ضرورت ايجاد فدراسیون به مثابه يك نهاد مدنی بين المللی توركان افغانستان ، اهداف و مرامنامه اين نهاد معلومات ارايه كردم كه طرف دلچسپی جنرال صاحب دوستم قرار گرفته و ايشان حمايت همه جانبه خود را در راه عملی نمودن مرام فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان ابراز نمودند .آنچه كه جنرال صاحب مدبرانه تآكيد داشتند موضوع ايجاد تفاهم بود ، ايشان فرمودند كه فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان به مثابه يك نهاد مدنی و جنبش ملی اسلامی افغانستان به صفت يك حزب مقتدر سياسی بايد بالای تنظيم يك مشی و ستراتيژی مشترك تلاش نمايند .البته من نيز همفكری خود را درين مسئله اظهار كرده و وعده سپردم كه اين آرزوی نيك ايشان را به شورای مركزی فدراسيون “كينگاش” انتقال بدهم .بنابرين نتيجه اين ملاقات را مثبت و پرثمر ارزيابی ميكنم و اميدوار هستم اينگونه تفاهم دربين نهاد ها توسعه يابد
    سوال - به عنوان سوال آخر ميخواهم كه برای بينندگان تلويزيون آيينه معلومات دهيد ، مسائل مالی فدراسيون از كجا تآمين ميگردد ؟
    جواب - طوريكه بيشتر هم اشاره كردم كه فدراسيون كدام منبع نشخص تمويل كننده ندارد مگر در اساسنامه تذكر رفته است كه اعضای فدراسيون حق العضويت و اعانه ميپردازند و اين برای فعلآ يگانه منبع مالی شمرده ميشود .قابل يادآوری است كه تمام مصرف قورلتای فدراسيون را يك شخص فرهنگی تورك افغانستانی بر عهده داشت كه فدراسيون قلبآ و عميقآ منت دار احساس فرهنگدوستی ايشان ميباشد .
    ختم

    maandag 28 juli 2008

    پيام محترم حسن پيمان بمناسبت قورلتای فدراسیون توركان افغانستان

    بسم الله الرحمن الرحیم
    پیام شادباش محترم حسن پیمان ماسترومتخصص امورزراعت مقیم نیویارک
    سابق معین اول وزارت زراعت درافغانستان بمناسبت تدویرقرولتای وتاسیس سازمان
    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان(FFTA
    )
    ----------
    پیام واحترام وسلام های گرم خودرا اینجانب (حسن پیمان)به تمام اشتراک کننده گان وفرهنگیان عزیز، بمناست تدویر نخستین نشست بنیادی وارزشمند تاریخی سازمان فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان درکشورهالند تقدیم نموده میگویم :
    (اسلام وعلیکم ورحمت الله وبرکات)
    خواهران ، برادران ، فرهنگیان واشتراک کننده گان عزیز وگرامی دراین نخستین نشست(قرولتای یعنی جلسۀ موسس وبنیادی)فرهنگی وتاریخی با ابرازاحساسات قلبی واحترا مات بی پایان خودعرض مینمایم که نسبت مشکلات درتهیۀ اسناد سفر نتوانستم درقرولتای سازمان فدراسیون تورکان افغانستا درشهر تیلبورخ(Tilburg) هالند بتاریخ هفدهم ماه می 2008میلادی مستقیماً شرکت نموده با دوستان هم دل وهموطن صحبت نمایم متأسفم اما خوشحالم که با دوستان دانشوراشتراک کننده دراجلاس قرولتای فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان با تقدیم پیام شادباش وسلام های صمیمانه هم صحبت میشوم .
    دوستان گرامی ! تاریخ پرآشوب وشورانگیز میهن بومی وآبائی ما(افغانستان) که مملو ازحوادث ورویداد ها ی عجین با مد وجزر ها ، تلخی ها وشیرینی ها وفرازونشیب های فراوانی را ازسرگذرانده است که پس منظروقایع آن به ویژه طی یک قرن اخیرمبین آن است که هررژیمی، زمامداری ودولتی اگردرکشورما(افغانستان) رویکارآمده وقدرت را بدست گرفته همۀ آنها بلااستثنا به نیروی خارجی وبر پایۀ شیمشیرولشکروخونریزی وغصب وغارت متکی بوده وازلحاظ ماهیت خودکاملا شکل اتنیکی ونژادی داشته وبه کام یک قوم ویک نژاد چرخیده ونسل با لنسل تا کنون ادامه یافته باعث ستمهای گوناگون(ستم ملی وطبقاتی) تداوم استبداد ، فراهم آوری اسباب نفاق بین القوامی ( نفاق قومی نژادی) گردیده است وبجای تامین حق وحقوق مشروع ملی ، مساوی ودموکراتیک ، برای همۀ اقوام وملیت ها ، به اعمال سرکوبگرانه ، ماجراجویانه ،تحریک آمیزوسایر اعمال نابخردانۀ زوروخشونت باروتبعیض طلبانه متوصل گردیده است که ظهوروزوال این رژیم های عظمت طلب ونژادپرست طا یفه یی هریکی نسبت به پیشینۀ آن وحشیانه تر، بی شرمانه وبیرحمانه تر، متعصب تر، فجیعا نه و وقیحانه ترعمل کرده وجنا یات بیشماری را مرتکب وبه تاریخ کشورازخود به یادگارگذاشته اند که ازشمال تاجنوب وازشرق تا غرب افغانستان بهرگوشۀ که نگریسته میشود جزاثر استبداد وستم ، تعصب ونفاق قومی ، جزعقب مانده گی درتمام عرصه های اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی وجزبدبختی وفقروبیسوادی کشنده دست آورد د یگربه ملت مظلوم جنگ زده ، فقرزده ، مریض وعلیل ، معلول ومعیوب ، چیز دیگری میراث وارمغان نگذاشته اند، این حکومت های جباردرافغانستان با تکیه برسلاح زنگ زدۀ دوران استعمار( تفرقه بیا نداز وحکومت کن) چسپیده عملاً آب به آسیاب دشمنان افزوده وحدت ملی وهمبستگی بین اقوام وملیت های مختلف کشور را زیر ساتورخود وبیگانه قرار داده اند ، همین رژیم های دیکتا تور، یکه تازخود محوربین ، متکی بر اتنیکی واجنبی است که برضد ایجاد ملت واحد ویک پارچه سنگ اندازی مینماید وبرعلیه وحدت ملی قرار گرفته با دامن زدن به نفاق ملی وشعله ورساختن آتش نفاق ملی درخدمت بیکانگان قرار گرفته است که این عمل خا ینا نۀ آنها باعث تداوم ستم واستبداد وادامۀ ظلم بی پایان وفجایع بیشمارتاریخی گردیده است .
    این یک امر مسلم وانکار ناپذیر تاریخی است که درهرجامعۀ کثیرالملیت ، هرملیت دارای هویت ملی ، تاریخ وفرهنگ خواسته ها ونیازهای ملی خودرا دارد که متناسب به آن بخاطررسیدن به حق وحقوق وآزادی های مشروع ملی وفرهنگی ودموکراتیک خود میخواهد ما نند دیگرملیت ها کماکان درراه احیأ ،رشد وبرومند سازی فرهنگ وزبان خود سعی تلاش به خرج بدهد ومبارزه مینماید بنا ءً درراه وحدت ملی واقعی وهمبستگی خلل ناپذیرتمام ملیت ها واقوام ، سهمگیری واقعی ومساویانه وبیدون تبعیض وامتیازهمۀ ملیت ها بر اساس هستی وموجودیت عینی و واقعی آنها درجامعه ، درکلیه عرصه ها برمبنای انتخابات دموکراتیک درکشوریک امرکاملاً ضروری پنداشته میشود که درواقع یک امرمسلم وحق مشروع ملی ، طبیعی وقانونی ملیت های محکوم بشمارمیرود ، چونکه هویت تاریخی وفرهنگی هرقوم وملیت یک رکن اساسی وتعیین کننده درتثبیت وشنا سائی آن قوم وملیت شمرده شده وبه واسطۀ آن زنده است وچگونگی فرهنگی ، زبانی ،عنعنات ورسوم ، نژاد وقومیت وتعلقات تاریخی وجغرافیائی وسایر رشته ها وروابط اجتماعی آنرا بیان میکند یعنی ملت بی فرهنگ وبی زبان دارای هویت وشناسائی ملی نبوده درواقع چنین ملتی مرده ودربین ملیت های دیگر مضمحل شده محسوب میگردد که این بنیاد سازمان فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان برای جلوگیری ازاضمحلال فرهنگ وزبان تورکان افغانستان کارموثری انجام خواهد داد وبا ید انجام بدهد .
    این نکته را جداً خاطر نشان میسازم : درکشوریکه هنوز(ملت واحد وهمبسته)به مفهوم واقعی سیاسی آن وجود ندارد وهنوز درافغانستان به اصطلاح (نیشنل بیلد ینک) صورت نگرفته است ازهمین سبب همۀ ملیت ها واقوام ازحقوق حقۀ شان محروم نگهداشته شده ازاستفادۀ مساویانه ومعقول ازاین حقوق مشروع شان دورساخته شده اند رژیم های جباردرهربرهه اززمان بین ملیت ها تبعیض رواداشته یک قوم را برقوم دیگرترجیح داده با دامن زدن بی اتفاقی اقوام به شیوۀ استعماریون قرون ازان سود برده اندوحل مسئلۀ ملی رابه شیوۀ دموکراتیک غامض ترنموده اند واین هم خیانت نابخشودنی است که حکام افغانستان به حق ملت نموده اند واین وضع متأسفانه هنوزپررنگ تر شده است .
    فریاد های شعارگونۀ دولتمردان افغانستان بنام وحدت ملی ، ملت واحد ، عدالت ودموکراسی وامثال آن جزفریب واغوا مانند رژیم های تک قومی(طایفه یی سلطنتی) نمیباشد که میتوان آنرا شکل دیگری ازسرکوب جامعۀ محروم وتحت ستم بصورت آرام وبی سروصدا نا مید .
    حق تعیین سرنوشت ملیت ها اقوام وقبایل که یکی ازوظایف با ارزش ملی ورسالت تاریخی هرحکومت ملی ودموکراتیک بوده بخصوص دولت ها ورژیم هائی که بصورت انتخابی به قدرت میرسند بعضاً توانسته اند با اقدام عملی با درپیش گرفتن سیستم های فدریشن وپارلما نی که دارای خصلت اجتماعی دربرگیرنده وتامین کنندۀ حقوق مساویانۀ کلیه ساکنین کشور است رشته های دوستی وصمیمی را با ایجاد منابع مربوط به منافع مشترک تمام اقوام با هم گره زده پایه های سیاسی واجتماعی واقتصادی وفرهنگی را بنیاد نهاده اند اما حکومت های نا کاره وقبیله گرا ونژاد پرست هیچگاه درفکرعمران کشور ودرفکر بهبود زنده گی مرد م نبوده همیشه درفکر ماندن درقدرت برای قافیدن وچاپیند بوده است ازهمین سبب درحدود نودسال پس ازاستقلال افغانستان ازرژیم شاهی تا امروزحکومت ها یابرای رسیدن به قدرت ویا ماندن درقدرت مردم را بنام های مختلف گرد خوجمع کرده باهم جنگانیده اند که نه تنها خونریزی های فراوانی را سبب شده اند بلکه توسط این جنگ ها بین مردم خصومت ها ی قومی ومنطقه یی را نیز دامن زده اند وهنوزهم همین پلان کارروی دست است که دولت افغانستان برای گسترش حاکمیت خود درکل افغانستان تلاش دارد اما مخالفان دولت بصورت مسالمت آمیز وقهر آمیزبرای رسیدن به قدرت بیشتر جنگ ومبارزه را تداوم بخشیده اند ....
    درخاتمه میخواهم توضیح بدهم که بنا بر ارزیابی ها وعرایض فوق وبا تائید ازنهادینه شدن سازمان فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان را دراین برهۀ حساس زمانی بخاطر احیای فرهنگی ورشد آن وحفظ اصالت فرهنگی ازتهاجم فرهنگی دیگران ، تحکیم پیوند ها واستحکام عمیق دوستی وبرادری بین ملیت ها واقوام در راه رسیدن به وحدت ملی ، دموکراسی، عدالت وترقی اجتماعی و صلح پایدارتلقی مینمایم وآنرا یک گام ارزشمند ملی ، فرهنگی وتاریخی دانسته به تمام فرهنک دوستان عزیزواشتراک کننده گان وکلیه تورک تباران محروم ومظلوم درداخل وخارج افغانستان صمیمانه تبریک عرض میکنم وامید وارهستم که این نهاد ارزشمند تاریخی واحیا وبار ورکنندۀ فرهنگی درراستای وظایف وتعهدات خود با عزم متین وارادۀ آهنین بیدون هراس وبیدون لغزش به چپ وراست خدمات شایسته وبا یستۀ را مطا بق بر ایجابات رسالت ملی وتاریخی را با پیروزمندی های چشمگیربه پیش ببرد ومتوقع هستم این نهاد فرهنگی درپهلوی نهاد های فرهنگی سایر اقوام درراه انکشاف زبان وادبیات پرباراوزبیکی و تورکان افغانستان گام های استواری را بردارند

    والسلام


    zaterdag 26 juli 2008

    اعلاميه فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان

    اعلامیۀ فِفتا
    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان
    در تقبیح عمل تجاوزگرانه و تهاجم کوچی ها به سرزمین هزاره های بومی در بهسود
    ----------------------

    26/ 7 / 2008 میلادی
    كوچی گری در کشور، ميراث شوم دسایس تفوق طلبی و سلطه جويی قبايلی با تداوم سياست اسكان ناقلين و غصب اراضی حاصلحيز و علفچرهای مردم بومی مناطق غيرپشتون جهت سرکوبی آنها ميباشد که هميشه با حمايت و پشتيبانی مستقيم و يا غيرمستقيم حكومت های قوم گرا، مستبد و خاين همراه بوده است كه در طول حكمروايی مشتی از بيگانه پرستان وابسته به استعمار، مردم افغانستان ازاين ناحيه رنج فراوان برده است.

    اگرچنديكه تمام مردم غيرپشتون افغانستان زهر مهلك زورگويی، قتل و قتال و غصب اراضی وغيره جنایات به ارتباط كوچی گری و طرح اسکان سياسی ناقلين در مناطق آبايی خود را کم و بيش چشيده اند، اما به گواهی تاريخ، بويژه مردم زحمتکش و باشهامت هزاره، از زمان امارت عبدالرّحمن خون آشام تا آخرين حكومت قومی، بيشترين ضربات مالی و جانی را از جانب كوچی ها و ناقلين، به حمايت حکمروايان شوونانیست همتبار ايشان، متحمل شده اند.

    تجاوز مسلحانه ی کوچی های قبايلی پشتون اينطرف و آنطرف خط مرزی ديورند، برمناطق هزاره نشين و غصب اراضی آبايی آنها بنام علفچر، امروز بار ديگر اعمال ستمگری، تظلم و جنایت بر مردم شريف هزاره را تکرار نمود. ولی این بار پشتیبان این جنایت و تجاوز وحشیانه بر هزاره ها، حكومتی است كه در انظار جامعه ی جهانی خود را حامی دموكراسی، حقوق بشر، حقوق زن و حقوق كودك قلمداد مينمايد، اما در پشت پرده همان پاليسی قوم پرستان قبيله گرای گذشته را بشكل مدرن تر، زيركانه تر، منظم تر و متشكل تر ادامه ميدهد. از یک طرف با حمايت مستقیم و غیر مستقیم و آشکار خود کوچی های متجاوز را تشویق به تجاوز، غصب و جنایت نموده مسلح ميسازد و از جانب دیگر با توطئه « سکوت علامت رضا » در برابر این جنایت برخورد نموده و با خیال راحت و بی تفاوتی کامل چنان مهر سکوت برلب ميزند که گویا در اطراف آنان هیچ حادثه ای رخ نداده است.

    حكومت آقای كرزی درمقابل فاجعه آفرینی کوچی های مسلح وابسته به حلقات معلوم الحال شووينستی مقامات دولتی و همچنان طالبان که آنها را با سلاح و مهمات ثقیل و خفیف آراسته اند، بحیث ناظر و تماشاگر صحنه های تهاجم آنها بر مناطق هزاره ها و به آتش کشیدن خانه و کاشانه و قتل و غارت هزاره های بی سلاح و بی دفاع، نگاه معنی داری می افگند و كاری را برای متوقف نمودن حملات مسلحانه و جلوگیری از غارت و کشتار مردم هزاره توسط کوچی ها انجام نميدهد.

    به اين ترتيب موقف حكومت آقای كرزی در قبال حادثه، گواه برآنست که به کوچی های مسلح که اصلاً به نفع طالبان و هواداران فاشیست خوی آنها عمل مینمایند، موقع داده میشود تا آنچه میتوانند انجام بدهند تا زمینه برای فرار مردم بومی منطقه فراهم شده و پاليسی غاصبانه ی جاگزین کردن ناقلين به نحو ديگری تحقق يابد.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان « ففتا » درحاليكه از مقاومت شجاعانه مردم شريف هزاره در دفاع از حق مسلم خود حمايت قاطع خود را اعلام ميدارد و عمل تجاوزكارانه ی كوچی های قبايل و همچنان سكوت معنی دار و حمايت حلقات معين شووينستی دولتی را از هجوم مسلحانه كوچی ها، تقبيح نموده و به دولت افغانستان خاطرنشان مينمايد که میدان دادن و مساعدت به کوچی های قبایلی برای تضعيف هزاره ها و تلاش برای غصب اراضی آبايی ايشان دشمنی بین الاقوامی را بيش از پيش نه تنها درميان هزاره ها و پشتون ها بلكه در ميان پشتون ها و همه اقوام غير پشتون توسعه خواهد بخشيد که، عواقب خيلی خطرناك غيرقابل کنترول و خسارات جبران ناپذير ملی در پی خواهد داشت که در آنصورت مسئوليت تاريخی آن بدوش شخص آقای کرزی بحيث رئيس جمهور همه مردم کشور و دولت تحت رهبری ايشان خواهد بود.

    دولت آقای كرزی نبايد فراموش كند كه از وظایف اهم دولت است تا امنیت و آرامش مناطق دور از جنگ را حفظ نموده تلاشهای خود را برای گسترش امنیت در مناطق ناآرام کشور متمرکز نماید که توسط طالبان هنوز قتل و کشتار ادامه دارد.

    دست تجاوزگران از دامن هزاره ها كوتاه باد!
    و بالله العون والتوفيق


    ادارۀ فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان



     
  • بازگشت به صفحه اصلی