• بازگشت به صفحه اصلی
  • donderdag 31 december 2009

    دیدگاه های اساسی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در رابطه با انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری در افغانس

    ( Public ) Print E-mail

    دیدگاه های اساسی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در رابطه با انتخابات آیندۀ ریاست جمهوری در افغانستان
    ۱ ـ توجه به غیرمتمرکز ساختن قدرت سیاسی در کشور،

    در تحت این پیشنهاد مراتب آتی تعریف میگردد:

    الف ـ تغییر سیستم ریاستی به سیستم پارلمانی،
    ب - انتخابی نمودن ارگان های قدرت و ادارۀ دولتی در ولایات و
    ج - تفویض صلاحیت تقنینی به شوراهای ولایت در سطح ولایت تحت شعاع قانون اساسی مملکت.

    ۲ - برخورد عادلانه و یکسان با همه ولایات، مناطق و اقوام کشور در تقسیم حقوق و وجایب مادی و معنوی،

    در تحت این پیشنهاد مراتب آتی تعریف میگردد:


    مردم افغانستان در حالی نخستین تجربه های دیموکراسی را در حیات سیاسی خود و جامعه خود به آزمون میگیرند که، بعد از سپری نمودن دو سده اسارت در چنگال نظام های استبدادی و قبیلوی تک ملیتی، با غرق شدن در گرداب جنگهای خانمانسوز سه دهۀ اخیر و چشیدن طعم تلخ نظام های صادر شدۀ سیاسی و آیدآلوژیکی از منابع مختلف راست و چپ قدرت در جهان و عملاً دست بدست شدن توسط اشغالگران خارجی چون روس ها، پاکستانی ها و بالآخره هم امریکا و شرکای آن با مداخلات همه جانبۀ کشورهای همجوار و دیگران، خصوصاً پاکستان، ایران، عربستان سعودی، روسیه و دیگر کشورهای جهان، که هنوزهم ادامه دارد، همه داشته های مادی و معنوی خویش را از دست داده و در یک حالت تهی شده از هویت حقیقی و مردمی خویشتن، در قعر بدترین شرایط بی سرنوشتی دست و پا میزنند.

    درحالیکه وخامت روزافزون و همه جانبه ی اوضاع، با تغيیر همه روزه ی بازی ها و اهداف بازیگران در کشور، همه را به ستوه آورده، بازهم مردم ما با امیدواری به فردا تلاش مینمایند که حد اقل با بکارگیری نسخۀ عاریتی و صادرشدۀ دیموکراسی توسط دیگران، تحت زعامت افراد و نیروهای فعلی منکر دیموکراسی هم، که باشد مانع از بازگشت هیولای طالب و بنیاد گرائی بی رحم و نظام قبیلوی در حیات خود شوند. تا باشد که بعد این همه غسل های تعمیدی با خون عزیزان خویش و از دست دادن همه ارزش های زندگی، زمینۀ کشیدن یک نفس راحت را به فردای خود و فرزندان خود مهیا و از بهرۀ زندگی انسانی همانند دیگر مردم جهان مستفید شده بتوانند.

    روی همین ضرورت است که اکنون مردم ما، انتخابات کنونی ریاست جمهوری را باهمه نیرنگ و رنگ هاییکه در متن آن نهفته است، به عنوان یگانه راه باقی مانده در جهت علاج دردهای مزمن جامعۀ خود پذیرا گردیده و در تلاش رهکشايی به سوب رهايی ازین گرداب فلاکت و هلاکت به سوی فردای بهتر قرار دارند.

    اطلاعاتی که درین اواخر از طریق منابع خبری دولتی و غیر دولتی کشور ما و دیگر رسانه های خبری عالم به آگاهی مردم ما و جهان سپرده میشود، حاکی ازآن است که دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان با سه ماه تأخیر، در اواخر ماه اسد سال جاری برگزار میگردد و مردم افغانستان برای دومین بار در تاریخ این سرزمین به پای صندوق های رأی گیری جهت انتخاب رئیس جمهور کشور خود کشانیده میشوند، که باوجود تمامی شک و تردید های که در رابطه با عینی بود ن و ملی بودن این انتخابات وجود دارد، بازهم با رأی خود حضور خود را در حیات سیاسی جامعۀ خود مستقیماً تمثیل نمایند.

    همچنین ما می بینیم که یک عده شخصیت های مربوط به احزاب و جریانات مختلف و یاهم شخصیت های مستقل سیاسی، به نمایندگی از حلقات و گروه های مختلف فکری و اعتقادی، خود را کاندید احراز مقام ریاست جمهوری کشور نموده، مصروف مبارزات انتخاباتی خود، جهت دستیابی به این مقام از طریق آرای مردم و کسب تأیید مراجع ذ یصلاح میباشند و مردم هم منتظر فرارسی لحظات موعود، که حد اقل وجود اجتماعی و حضور سیاسی خود را درین جامعۀ استبداد زده به آزمون بگذارند، که نظام های استبدادی در کلیه مراحل تاریخ این حق را از ایشان سلب نموده بود.

    از جانب دیگر، مطالعات عمیق اوضاع جاری در کشور، استنباطاتی را سبب میشود که به اساس آن، این انتخابات ممکن است باشکل گیری حوادث غیرمنتظره ای خارج از حیطۀ توانمندی های مردم ما: چون وخیم شدن اوضاع امنیتی و تشدید کشمکش های جناحی در درون دولت و پیش درآمد استراتیژیکی نیروهای ائتلاف بین المللی در رابطه با افغانستان و منطقه، تا مدت های نامعلوم به تعویق افتیده ویا هم کاملاً لغو گردد.

    البته مسئله عادلانه و دیموکراتیک بودن انتخابات، اشتراک واقعی مردم درین پروسه و ارجگزاری به آرای مردم، نمایندگی واقعی کاندید شوندگان از ارادۀ مردم و بسا موضوعات مهم و حیاتی دیگر هم از دغدغه های خاطر روزمرۀ مردم ما درین رابطه است که بجای خود درخور تعمق و دقت میباشد.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان درحالیکه دقیقاً واقف کلیه این کمبودات و نارسايی ها در انتخابات آینده کشوربوده و از ماهیت قانون اساسی متناقض و غیردیموکراتیک موجود در مملکت به عنوان زیربنای حیات حقوقی در جامعه و نظام ریاستی تمرکز طلب و استبداد پسند متکی به این قانون، تحت زعامت انحصار طلبان و ایادی اجانب آگاهی کامل دارد. عدم توانمندی این نظام سیاسی را هم با مشکل آفرینی های خونینی که طی هفت سال گذشته، در جهت حل معضلات و نابرابری های موجود، همچون گذشته ها با خود داشت، هر گز از نظر دور نمیدارد. ولی با این همه، انتخابات را به عنوان یک عمل دیموکراتیک و مدرسۀ آشناسازی مردم ما با اساسات قواعد حیات مدنی در امور اجتماعی معاصر، مورد ارزیابی مثبت قرار داده و اعتقاد راسخ دارد به اینکه، آشنا شدن مردم ما با مفاهیم و اهداف انتخابات از طریق سهم گیری بالفعل و مستقیم خود آنها درین پروسه، آینده ساز و تعيین کننده بوده و معتقد است که انتخابات اگر در شرایط کنونی مثمر ثمر آنی برای دگرگون سازی حیات جامعه نگردد، مسلماً زمینه ساز ارتقای خود آگاهی مردم ما در رابطه با قواعد حیات مدنی در جوامع امروزی بوده و در آینده ها موجبات مشارکت آگاهانۀ بیشتر ایشان را در پروسۀ تعیين سرنوشت آنها توسط خود ایشان فراهم میسازد. بناءً با همه معضلاتی که موجود است، خواهان مشارکت فعال مردم سرتاسر کشور منجمله اقوام و ملیت های تورک کشور درین پروسه بوده و امیدوار گسترش فضای دیموکراسی از طریق بلند رفتن سطح آگاهی و خودآگاهی مردم ما در جامعه میباشد.

    اما آنچه که درین مقطع حساس تاریخ سرزمین ما حایز اهمیت سرنوشت ساز بوده و در چگونگی شکل گیری تحولات آیندۀ جامعۀ ما نقش اساسی دارد، همانا هوشیاری و بیداری مردم و نیروهای واقعاً ملی و میهن پرست کشور ما در رابطه با اهداف و برنامه های بدخواهان آزادی و عدالت در کشور ما تحت نام و عنوان دیموکراسی و برعلیه دیموکراسی و منافع واقعی مردم ماست، که خطرناکترین این نیروها در طول تاریخ این سرزمین عبارت اند از موجودیت همیشه فعال نیروهای حاکمیت طلب تک ملیتی با هدف انحصار همیشگی قدرت و نابودسازی اقوام ملیت های محکوم کشور به نفع اقوام و قبایل حاکم، در تبانی و سازش با بیگانگان و دیگر نیروهای بیدادگر، که تا همین اکنون نیز با قوت تمام در جریان است که حاصل کار این گروه های بیدادگر هم تا جاییکه تاریخ گواهی میدهد و ما همین اکنون ثمرات تلخ آنرا با تمام وجود درحال چشیدن هستیم، چیزی جز تداوم اوضاع و احوال فاجعه بار گذ شته و حال، در ابعاد مختلف و تشدید اختلافات ذات البینی باشندگان کشور، درعرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، منطقوی، لسانی، مذهبی و نژادی وغیره نبوده و نیست. تا جاییکه با تأثیر پذیری از تداوم چنین مناسبات فاجعه بار، در طول تاریح موجودیت کشور کنونی افغانستان، مردم ما از رسیدن به ساختار ملت واحد که مبیین وحدت و یگانگی سرتاسری ایشان باشد، محروم و با گذشت هر روز فضای رسیدن به وحدت ملی از طریق نیل به ساختار واحد ملی با شکل گیری ملت واحد در قلمرو معین جغرافیائی مبهم تر و تیره تر می گردد. این حقیقت عریان برای مجموع باشندگان کشور ما خصوصاً شخصیت های آگاه ملی و نیروهای روشنگر جامعۀ ما ضرورت چندانی به توضیح وتعریف نداشته وخود اظهر من ا لشمس است، ولی با کمال تأسف ما همین اکنون نیز، شاهد آن هستیم که دامنۀ این بازی ناروا از جانب نیروهای معین و معلوم الحال برتری جو وعظمت طلب فوق الذکر در حالت گسترش و شیوع روز افزون خود قرار داشته و بخاطر تحمیق توده های هم تبار ایشان وسیعاً مورد استفاده قرار میگیرد که برخورد آگاهانه برعلیه آن از وظایف تأخیر ناپذیر مجموع مردم کشور ما در کلیه سطوح آن، یک وجیبۀ ملی و انسانی همگانی است که بایستی در محراق توجه قرار گیرد.

    سرپوش گذاشتن روی این معضلۀ دردناک و خانمانسوز جامعه در نظام های مختلف سیاسی گذشته از سلطنت و جمهوریت تا حاکمیت های چپی، راستی و طالبی و تلاش در جهت بی اهمیت جلوه دادن این مسئله بعد از حادثۀ یازدۀ سپتامبر و سقوط طالبان و بالآخره دور ساختن این مسأله از محراق توجه، در مرحلۀ شکل دهی نظام جدید سیاسی و بوجود آوردن قا نون اساسی جدید و تعيین نظام سیاسی امروزی کشور، تحت نام دیموکراسی، با بکارگیری نیرنگ های مختلف، نه تنها مردم ما را از رجوع به حقیقت این مسأله و جستجوی راه های معقول و منطقی در رابطه با حل آن باز داشته، بلکه خصومت ها و فاصله ها بین مردم ما را نیز بصورت وحشتناکی افزایش داده است، که مراجعه به حوادث مربوط به مناطق هزاره جات و هجوم کوچی ها، بحران روزافزون انتقال ناقلین به شمال، تلاش در جهت صدور ناامنی ها بالواسطۀ طالبان و کوچی ها به مناطق شمال کشور، توطئه و دسیسه برعلیه شخصیت های با اعتبار ملی اوزبیک، هزاره و صدها حرکت نفاق افگنانۀ دیگر همه و همه شواهد گویای ادعای ما درین موارد است، که در صورت عدم برخورد معقول و انسانی درعقیم ساختن آنها، با هدف کشانیدن روابط اقوام و ملیت های ساکن افغانستان به یک مجرای سالم و برادرانه که درآن برابری و تساوی حقوق انسانی کلیه باشندگان کشور در کلیه زمینه ها معیار و اصل اساسی باشد، امید به نجات جامعه ازین حالت بحرانی خیلی دشوار و حتی ناممکن خواهد بود.

    بناءً فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان، با نظرداشت اصل تساوی حقوق کلیه باشندگان کشور بر محور یک نظام عادلانۀ سیاسی اعتقاد بدان دارد، که قانون اساسی و ساختار دولتی فعلی کشور، جوابگوی حل معضلات موجود در جامعۀ کثیرالملة افغانستان نبوده و اصل دیموکراسی که به مفهوم انعکاس ارادۀ مردم در تعيین سرنوشت ایشان با اشتراک اراده و عمل خود آنهاست، در بنای این قانون اساسی و ساختار کنونی نظام ، با قدرت متمرکز سیاسی در دست یک فرد و گروه معین، هرگز تحقق نخواهد یافت.

    با در نظرداشت مراتب فوق الذکر و محکومیت تاریخی اقوام و ملیت های تورک در جامعۀ افغانستان، فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان، در انتخابات قریب الوقوع ریاست جمهوری کشور، توجه کاندیدا های ریاست جمهوری آیندۀ افغانستان را به نکات آتی جلب مینماید تا قبل از انتخاب خود تعهد عمل بدانها را به مردم تورک و دیگر خلق های عدالتخواه کشور اعطا و مستحق دریافت رأی این مردم باشهامت و ستمدیده در گزینش خویش بمقام ریاست جمهوری کشور شوند:

    ۱ ـ توجه به غیرمتمرکز ساختن قدرت سیاسی در کشور،

    در تحت این پیشنهاد مراتب آتی تعریف میگردد:

    الف ـ تغییر سیستم ریاستی به سیستم پارلمانی،
    ب - انتخابی نمودن ارگان های قدرت و ادارۀ دولتی در ولایات و
    ج - تفویض صلاحیت تقنینی به شورا های ولایت در سطح ولایت تحت شعاع قانون اساسی مملکت.

    ۲ - برخورد عادلانه و یکسان با همه ولایات، مناطق و اقوام کشور در تقسیم حقوق و وجایب مادی و معنوی،

    در تحت این پیشنهاد مراتب آتی تعریف میگردد:

    الف ـ توجه به دادن سهم مساوی کلیه مناطق کشور، در توزیع کمک های ملی و بین المللی جهت بازسازی و احیای مجدد زیربناهای اقتصادی کشور،
    ب ـ توجه به رشد و انکشا ف مساویانۀ زبان و فرهنگ کلیه اقوام و ملیت های ساکن کشور و توجه به انکشاف متوازن معارف در سرتاسر کشور، با اتکا به زبان های مادری هریک از اقوام و ملیت های باهم برادر درین سرزمین،
    ج - اخذ مالیات یکسان از تمام شهروندان کشور،
    د - حل دایمی وعادلانۀ معضلۀ کوچی ها و جلوگیری از هجوم های پلان شدۀ ناقلین به صفحات شمال و مرکزی کشور،
    ه - خلع سلاح متوازن و یکسان در تمام نقاط مملکت و جلوگیری از مسلح سازی گروه های معین قبیلوی با بهانه های مختلف،
    و ـ دادن سهم عادلانه در قدرت سیاسی و حاکمیت دولتی برای کلیه اقوام و ملیت ساکن کشور به تناسب شعاع وجودی آنها در جامعه،
    ز ـ بوجود آوردن اردوی ملی و پولیس ملی با اشتراک فعال و سهم عادلانۀ همه اقوام و ملیت های کشور،
    ح ـ دادن سهم مساوی به نمایندگان کلیه اقوام و ملیت های ساکن کشور در نمایندگی های وزارت خارجه در کشورهای مختلف جهان و سازمان ملل متحد،
    ط ـ مساعد ساختن زمینه های تحصیلات عالی و مسلکی برای کلیه نسل جوان کشور بدون تبعیض و تعصب قومی، قبیلوی، زبانی، مذهبی، منطقوی و دیگر معیار های غیرعادلانه،
    ظ ـ توجه به حقوق زنان مطابق به منشورهای جهانی حقوق بشر و
    ف - عطف توجه به مناسبات بین المللی و حفظ روابط غیر جانبدارانۀ فعال و متساوی الحقوق با همسایگان و دیگر کشورهای جهان مبتنی بر اصل احترام متقابل به ازادی، استقلال، تمامیت ارضی و داشته های تاریخی و فرهنگی همدیگر.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان بازهم با اعتقاد راسخ و خدشه ناپذیر به ضرورت تدویر انتخابات در جهت تعمیل ارادۀ مردم در شکل گیری نظام سیاسی کشور متکی براساسات دیموکراسی، انتخابات را منطقی ترین و انسانی ترین مسیر سیاسی برای رسیدن نیروهای سالم کشور به قدرت سیاسی با عدم توسل به زور و خشونت ارزیابی و آنرا اساسی ترین عنصر در یک نظام دیموکراتیک محسوب مینماید.

    اقدام در جهت محو نابرابری ها نخستین گامهای دیموکراتیک در جامعه ماست و هرنوع وعده و وعیدی در صورتیکه تغيیر نظام فعلی را با خود نداشته و سهم هریک از ملیت های ساکن کشور را در ترکیب نظام سیاسی کشور تثبیت نه نماید، به مشکل میتوان به صادقانه بودن آن باورمند بود، که اینگونه وعده ها در بهترین حالت خود به استخدام تنی چند تحت نام وزیر، رئیس و دبیر از ملیت های مختلف، توسط رئیس دولت و در خدمت رئیس دولت انجامیده و عملاً اراده و حق انتخاب مردم به بازی گرفته میشود، که فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به شدت مخالف این شیوه و روش عوامفریبانه بوده و آنرا جفای بزرگی به حق مردم افغانستان خصوصاً اقوام و ملیت های ستمکش کشور محسوب میدارد و بازهم یکبار دیگر خواهان توجه جدی رئیس دولت منتخب آینده کشور در رابطه با مسایل فوق درین مرحلۀ حساس تاریخ مملکت بوده و آرزوی بزرگ ما دستیابی کلیه باشندگان این خطه جغرافیائی به وفاق ملی، رفاه واقعی و سعادت به دور از تبعیض ها و برتری جوئی های خانمانسوز و واهی در سرتاسر این سرزمین است.

    به آرزوی بارآور شدن درخت واقعی دیموکراسی در سرزمین استبداد زدۀ افغانستان و تعيین سرنوشت مردم توسط خود مردم.

    و من الله التوفیق

    شیبیرغان داکی یاتاقخانه گه ییباریلغان یاردم تؤغروسودا بیلگی

    شیبیرغان داکی یاتاقخانه گه ییباریلغان یاردم تؤغروسودا بیلگی
    شیبیرغان دان کئلگن خبرلرگه کؤره، اؤ کئنتده قورولاغان یاتاقخانه اوچون ففتا نینگ ییبارغان -،۱۵۰۰ دالرلیگ یاردمی،
    شوگون شیبیرغان اؤقویورتونینگ استادلری حضورینده یاتاقخانه سؤروملوسو انجنیر مسعود حقبین گه بئریلمشتیر.
    مالمو دن اولکه گه کئتگن دؤستوموز حاجی قیوم حمیدی، کی یوقاریدا آیتیلغان یاردمنینگ اؤزلری بیرله آلیب بارغانلار، مریضلیگ یوزودن اؤزلری بول تابشیرما مراسیمیگه قاتیلالمامیشلار، اؤلار اؤرنودا شیبیرغان یوکسک اؤقو یورتونینگ اجتماعی بیلیملرفاکولته سینینگ رئیسی استاد محمد یوسف اوچقون حاجی قیوم حمیدی دن آلغان یاردمنی یاتاقخانه نینگ سؤروملوسو انجنیرمسعود حقبین گه تاپشیرمیشلار.
    یاقیندان کؤروب، یاتاقخانه نینگ ایشله تمه چیلری بیرله اؤرگنچیلر گه ففتا تؤغروسودا بیلگی بئریب و اؤلارنینگ ده قیینچیلیقلارینی ففتا گه اولاشتیراجاقتیرلار
    یاتاقخانه سؤروملولارینینگ آیتیشلاریچا، ففتانینگ قیلغان یاردمی بیر تخته اوزه رینده یازیلیب یاتاقخانه دیوالیغا آسیلاجاقتیر.

    داکترعلیشیرقیتمس
    نامۀ سرکشادۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان عنوانی محترم باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحدۀ امریکا در رابطه با توهم کشتار جمعی طالبان در شمال افغانستان

    هفدهم جولای سال 2009 میلادی

    جلالتمآب بارک اوباما رئیس جمهور ایالات متحدۀ امریکا !
    هشت سال از سقوط نظام فاشیستی طالبان و القاعده در افغانستان سپری میشود و مردم بدبخت و به خون آغشته افغانستان طی این مدت طولانی همواره امیدوار بودند که با سرنگونی این نظام تمدن ستیز و قرون بربریت، مسیر رهیابی بسوی جامعه انسانی و عاری از خشونت با همکاری نیروهای حامی دموکراسی و حقوق بشر جامعه جهانی، یکجا با نیروهای معتقد به حق وعدالت واقعی در افغانستان هموار گردیده و امکانات تعیین سرنوشت ایشان بواسطۀ خود آنها و با درنظرداشت ترکیب ملی و اجتماعی کشور، متکی به حقایق و واقعیت های دیروز و امروز جامعه بلاکشیده افغانستان مهیا خواهد شد.
    اما با کمال یأس، مردم افغانستان و جامعۀ جهانی شاهد آن اند که، از همان نخستین لحظات سقوط طالبان تا امروز فضای کشور ما و منطقه، آگنده از نوعی بازی های مرموز سیاسی نظامی متحدالشکل و رشدیابندۀ سیستماتیک میباشد و محتوای اصلی این بازی ها را استحالۀ اعتماد و باور مردم نسبت به دموکراسی و دگرگون سازی حیات جامعه از طریق بازی نامقدس با مفاهیم و ارزش های دموکراسی و دیگر مفاهیم عالی انسانی در سیاست و دین تشکیل میدهد که مسلماً هدف عمده و اساسی این بازی ها را جلوگیری از سقوط تمام عیار و کامل طالبان و القاعده که اتحاد تنگاتنگی با مافیای مواد مخدر، تروریسم بین المللی و پاسداران نظام های فاسد قبایلی در کشور ما دارند، یکجا با حفظ مناسبات قبیلوی ونظام سیاسی تک ملیتی به نفع قبایل حاکم سنتی در افغانستان تشکیل میدهد.
    طوریکه واضحاً دیده میشود، نقش اساسی این بازی ها هم عمدتاً بدوش گردانندگان نظام دولتی حاکم در افغانستان تحت زعامت افغان نازی ها { افغان ملتی ها } و دیگر نمایندگان قبیله سالاری و حافظ مناسبات تک ملیتی سنتی در کشور قرار دارد که در سطح ملی و بین المللی به شیوه های گوناگون نقش آفرینی نموده و کشور را از رسیدن به صلح و سعادت حقیقی بازداری و کلیه مسیر تفاهم و وفاق ملی از طریق تأمین برادری و برابری در بین تمام باشندگان افغانستان در یک نظام قانونمند وعادلانه را، تا آنجا که مقدور است ریشه زنی مینمایند.

    ما میبینیم که در نتیجۀ اغواگری و تقلی بی پرده و هدفمند این بازیگران مغرض، در همسوئی با حلقات معین بین المللی نه تنها جنگ و خونریزی طی این هشت سال مملو از امیدها، کاهش نیافت، بلکه نا گفتنی ترین بدبختی ها چون افزایش فساد اداری، رشد سیستماتیک ترور و آدم کشی، بلند رفتن سطح بذر و قاچاق مواد مخدر، بالا رفتن میزان نابرابری ها در بین اقوام و ملیتهای ساکن کشور، افزایش فقر و تفاوت های فاحش در سطح زندگی مردم، بیکاری، جنگ، بدامنی و غیره به میزان سرسام آوری بالا میرود و بالآخره امروز ما شاهد آنیم که در نتیجه پالیسی گمراه کننده گردانندگان امور مملکت، این طا لب شکست خورده یکجا با نیروهای القاعده در افغانستان و منطقه تشکلات سیاسی و نظامی خود را بازیابی نموده و رهبران آنها چون ملاعمر و گلب الدین حکمتیار و امثالهم که تا دیروز شامل لست سیاه و منسوب به رهبری تروریسم بین المللی بودند، اما امروز تحت عناوین مختلف از لست سیا حذف و به مذاکرۀ تقسیم قدرت دعوت میشوند. اما برعکس مردمیکه دیروز برعلیه طالب و القاعده یکجا با نیروهای بین المللی ضد تروریسم در افغانستان سنگر به سنگر جنگیده و جانهای شیرین فرزندان خود را قربانی دفاع از حق و عدالت نموده بودند، متهم به ارتکاب جنایات جنگی گردیده و تلاش میگردد تا کشتارهای دسته جمعی طالبان بدوش آنها آویخته شود که این یکی از شاهکارهای سیاه کارگاه های بیدادگری و استبداد در جهان و کشور ماست که قاتلین و جنایتکاران اصلی در موقف مظلومین قا بل ترحم قرار گرفته و مدافعین حق و آزادی در برابر آنها مجرم و جنایتکار تعریف میگردد.
    بدینترتیب دیده میشود که سرنوشت مجموع مردم کشور، بالخاصه اقوام و ملیت های محکوم افغانستان یکبار دیگر در حال فرورفتن در باطلاقی از بدبختی ها و سیه روزی های بجامانده از زمانه های دور تا امروز با اشکال و شیوه های جدید قرار دارد که تحمیل و تعمیل این فاجعه که چندان بعید هم به نظر نمیرسد، مسلماً لکۀ ننگی خواهد بود به دامن هر آنچه دموکراسی و حمایت از مدنیت و حقوق بشر در جهان نام دارد.

    جناب رئیس جمهور !
    شما که به عنوان شخص اول قدرتمندترین کشور جهان یعنی ایالات متحدۀ امریکا، از کلیه واقعیت های مربوط به افغانستان آگاهی کامل دارید و در جریان مبارزات انتخاباتی خویش بارها این شناخت و معلومات دقیق خویش را از واقعیت های مرتبط با افغانستان و کشورهای منطقه تبارز داده و وعده سپرده بودید که در صورت پیروزی، جنگ با طالب و القاعده را با محو دایمی لانه های آنها در هردو طرف خط مرزی افغانستان و پاکستان و پاکسازی دولت افغانستان از وجود نمایندگان بالقوۀ دهشت افگنان قرون وسطائی که در عمق این دولت جا گرفته به پایان برده و برای نجات مردم مظلوم افغانستان از چنگا ل این هیولای وحشت و بربریت کمک های همه جانبه خواهید نمود و این اظهارات شما مایۀ بسی امیدواری ها در بین مردم رنجدیدۀ افغانستان و سایر مردم جهان گردیده بود، اما امروز معلوم نیست که روی کدام محاسبه، لبۀ تیز شمشیر سیاست را همانند دیگر سیاستمداران سلف خود یکباره از ستمگران به سوی ستمکشان و مظلومینی که انتظارات زیادی در جهت رسیدن به حق و حقوق انسانی خود از شما منحیث یک شخصیت برخاسته از متن محرومترین لایه های اجتماعی جامعۀ امریکا یعنی سیاه پوستان داشتند، گردانیده و کسانی را که یکجا و همآهنگ با نیروهای ائتلاف ضد تروریسم برعلیه این جاهلان تاریخ جنگیده بودند هدف قرار میدهید؟ و توجیه منطقی شما و دیگر سیاستمداران دولت شما از بکارگیری این روش وارونه که رزمندگان راه آزادی و عدالت را متهم به ارتکاب جنایت جنگی نموده و این گرگان درنده خو را که تا امروز هم بی محابا آدم میکشند و سر میبرند و سرهای بریدۀ انسانهای بیگناه را دوباره بالای فامیل ها و اقارب ایشان میفروشند، مظلوم ارزیابی مینمایید، چیست !؟
    کدام وجدان بیدار انسانی در جهانیکه ما امروز در آن به سر میبریم، قادر به فراموش کردن جنایات این نمایندگان وحشت و بربریت است که با شعارهای مخالفت آشکار با کلیه مظاهر تمدن و انسا نیت وارد معرکه گردیده و سرتاسر کشور ما را به زندان عقاید خرافی و غیر انسانی خود تبدیل نموده بودند.
    چه کسی میتواند منکر سیاست های زمین سوخته و پاکسازی های وحشیانۀ قومی این آدمکشان در افغانستان باشد که با قتل عام مردم تلاش نمودند تا مناطق مرکزی و شمال کشور را از وجود هزاره، اوزبیگ، تاجیک وغیرۀ ساکنین بومی آن پاک نمایند و طی دوران حاکمیت طالبان بالای این مناطق، بدون کوچکترین ترحم زن ومرد، پیر و جوان و حتی حیوانات اهلی چون سگ و پشک را هم امان نداده و یکسان از دم تیغ کشیدند و در عقب خود، جز باغستان های سوخته و ویران شده و خانه های با خاک یکسان شده چیز دیگری را نگذاشتند.

    جناب رئیس جمهور !
    اگر شما در جستجوی دریافت حقیقت هستید، لطفاً از مراجع امنیتی و اطلاعاتی خود نه تنها معلومات کشته شدگان آخرین جنگ طالبان در شمال کشور را، بلکه مجموع جنایات مربوط به دوران سیاه حاکمیت این نیروهای فاشیستی را که ترکیبی از انحصارطلبان راست و چپ، نیکتائی دار و بی نیکتائی قبایل حاکم را شامل میشود طی سی سال اخیر مطالبه نمائید.
    اگر واقعاً خواهان پیگیری حقایق در رابطه با جنایات انجام یافته درین کشور ویرانه هستید، عاملین کشتار دسته جمعی در مناطق شمال کابل، شهر هرات، قیصار، میمنه، شبرغان، تخار، سمنگان، بغلان، قندوز، سرپل، بادغیس، غور، مزارشریف، بامیان، ارزگان، غزنه، کابل و دیگر مناطق کشور را پیگیری نمایید.
    بازهم اگر میخواهید جنایتکاران را بشناسید از هویت نابود کنندگان مجسمه های بودا در بامیان جویا شوید و کسانی را که مکاتب و مدارس را به طویله خانه برای نگهداری اسپ های خود تبدیل کردند و کتب کتابخانه های دانشگاه کابل و کتابخانۀ عامه و دیگر مراکز علمی و فرهنگی مملکت را به آتش کشیدند جویا شوید.
    بالاخره اگر به هیچ یک ازین اعمال و جنایات انجام شده اعتنائی ندارید، لطفاً به ضجه و ناله های مادر اجمل نقشبندی و سر بریده و تن بی سر او و ده های دیگری که همه روزه به وحشی ترین شیوه ها که تاریخ بشریت، مانند آنرا سراغ ندارد، به قتل میرسند توجه نموده و داوری نمایید و بازهم به چهرۀ مظلوم زن افغانستانی نگاه کنید که از شنیدن نام طالب چگونه چون بید میلرزد و شلاق طالبی و تجاوز به عفت مادری و زن بودن او بزرگترین فاجعۀ تاریخ است.

    محترم رئیس جمهور !
    تصمیم اخیر شما در رابطه با بررسی موضوع کشته شدگان طالب در جریان جنگ های مناطق شمال افغانستان، در ذهن هر فرد حقیقت بین کشور این سوال را مطرح میکند که گویا شما خدای ناخواسته موضوع را غلط کرده و به جای ظالم، مظلوم رامیخواهید محاکمه کنید ویا هم بجای دزد صاحب خانه را !!! در غیر آن، شما و هر فرد واقعیت یاب دیگر باییست به چگونگی عمق و پهنای مسایل، با درنظرداشت پسمنظر تاریخی، سیاسی و اجتماعی قضایا، وارد بحث گردیده و بایست نیک دریابید که این آقایان طالب در کجا و چگونه به قتل رسیده اند؟ آیا این مردم اوزبیگ، تاجیک، هزاره وغیره اقوام این مناطق بالای خانه و شهر طالبان در جنوب و شرق حمله نموده و آنها را به قتل رسانیده اند ویا هم در اثنای جنگ رویارویی به خاطر دفاع از شهر و خانۀ و کاشانه خود و جلوگیری از تکرار فجایع توسط طالبان در شمال کشور به قتل رسیدند؟ درحالیکه ائتلاف شمال در آخرین روزهای سقوط طالبان در شمال مملکت نیز متحمل تلفات جانی بیشمار گردید.
    و بازهم اسناد و شواهد انکار ناپذیر وجود دارد که عده یی از طالب ها بعداز اسارت و شورشی که در قلعۀ جنگی در شهر مزارشریف برپا کرده و تا پای جان از تسلیم شدن ابا ورزیدند و مقاومت آنها باعث تلفات جانی نیروهای ائتلاف شمال گردید، بناً این شورش با عملیات مشترک نیروهای بین المللی و افغانستانی تحت قومانده نیروهای امریکائی و توسط بمباردمان طیارات بی ۵۲ به قتل رسیدند، نه در زندانها.
    پس اگر قرار باشد که نیروهای رزمندۀ افغانستانی برعلیه یورش طالبان مجرم باشند، نیروهای همسنگر بین المللی ایشان درین قضیه بیشتر مجرم اند.

    با درنظرداشت آنچه فوقاً بیان گردید، فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به نمایندگی از خلقهای محروم و جفا کشیدۀ جمعیت چندین ملیونی تورک افغانستان که میزان محرومیت های گذشته و حال ایشان کمتر از محرومیت و مظلومیت سیاه پوستان امریکا در گذشته های نه چندان دور در کشور شما نمیباشد و هنوز هم نابرابری در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همچون هیولای وحشتناکی حیات روزمرۀ ایشان را در اسارت خود کشیده و از داشتن حقوق مساوی مادی و معنوی با دیگران محروم نموده است، وظیفۀ تأخیر نا پذیر خود میداند که فریاد مظلومیت این خلق ستمدیده را به گوش شما و کافۀ بشریت عدالت خواه رسانیده، خواهان عطف توجه جدی به حقایق جامعۀ افغانستان و حقوق اقوام و ملیت های تحت استبداد درین کشور سازد. تا باشد که در روشنائی این حقایق، جناب شما متوجه اصل قضایا گردیده و از افتادن به دام تزویر فاشیسم عظمت طلب افغان نازی {افغان ملتی} که با استفاده از سلطۀ دوصد ساله در حاکمیت، امکانات و تجربه وسیعی در جهت به بازی گرفتن اذهان جامعۀ جهانی دارند و تمام مراجع دیپلوماتیک افغانستان عمیقاً توسط ایشان اشغال گردیده و همه چیز را در انظار جامعه جهانی وارونه تصویر میدهند، شما را بر حذر داشته و از تکرار اشتباهات زمامداران گذشتۀ امریکا شما را هوشدار باش دهد.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به شما یادآور میشود که اتخاذ این چنین روش های دور از واقعیت نه تنها هیچ نوع کمکی را به تأمین صلح و ثبات در افغانستان و دیگر کشورهای منطقه کرده نمیتواند، بلکه برخلاف تصورات غلطی که از جانب نمایندگان مقتدر فاشیسم قبیله گرائی به شما القأ گردیده است، موجبات افزایش جنگ و خشونت و خصومت های بین القومی گردیده و بحران افغانستان را عمیق تر خواهد نمود.

    ما معتقد هستیم که تحقق دموکراسی واقعی در کشور ما که برخاسته از اراده و نیاز حقیقی مردم ما باشد، راه را برای تأمین صلح و ثبات درین منطقۀ مهیا میسازد، درصورتیکه مدعیان پاسداری از دموکراسی در جهان به بزرگران تخم نفاق، فاشیسم و مناسبات منحط قبیله سالاری در کشور ما مبدل نشوند.

    به آرزوی عطف توجه جناب شما به حقایق جامعۀ افغانستان و احتراز از ذهنیگری و توهم در رابطه با چگونگی قضایای جاری در افغانستان، با عدم تأ ثیر پذیری از مشوره های مغرضانۀ هواداران نظام تک ملیتی در افغانستان که در کنار شما و اعضای دولت شما جا گرفته اند !!!.


    موفقیت شما در امر بزرگ رهبری دولت ایالت متحدۀ امریکا و یاری رساندن به صلح و ثبات و تأمین دموکراسی واقعی در جهان منجمله کشور ما آرزوی همیشگی ماست.

    هیئت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان (ففتا)

    اروپا 16جولای 2009

    گزارش تجلیل از اولین سالگرد تاسیس ففتا در شهر مونشن آلمان

    گزارش تجلیل از اولین سالگرد تاسیس ففتا در شهر مونشن آلمان

    بتاریخ ۱۷ می انجمن های فرهنگی آلمان و اطریش در شهر مونشن با اشتراک عده ی کثیری از اعضای انجمن فرهنگی تورکان افغانستانی و نماینده گان جامعه بزرگ هزاره گان اروپا در یک فضای نهایت صمیمانه تجلیل بعمل آوردند.
    این محفل با شکوه با تلاوت آیا تی چند از قرآن پاک توسط الحاج محمد عارف رجبی آغاز گردیده متعاقبا محترم انجنیر نجم الدین محمودی عضو هیات رهبری و مسول امور تشکیلاتی ففتا با ابراز خوش آمدید به حاضرین در ادامه صحبت های خویش چنین گفتند: " طبیعیست که هر نهاد یا کانون فرهنکی جدیدالتاسیس از خود انعکاسات مختلف داشته، که باعث پیدایش هواخواهان و مخالفین آن میگردد. ما هراسی از مخالفین نخواهیم داشت زیرا موجودیت آنان در پیبرد اشتباهات و رفع نواقص ما موثر خواهد افتاد. ایجاد انجمن های فرهنگی تورکان افغانستان در کشورهای مختلف اروپایی و امریکایی در مدت یکسال از دستاورد این کانون میباشد." صحبت گرم آقای محمودی باکف زدن حاضرین مورد قبول قرارگرفت.

    بعدا پیام تبریکیه دوکتورعبدالمنان تاشقین عضو هیات رهبری ففتا و رئیس انجمن فرهنگی تورکان افغانستان در آلمان توسط دیپلوم انجنیر محمد عثمان بیلیم قراٌت گردید.

    در ادامه این نشست پیام جامعه هزاره های اروپا توسط الحاج نصیر کوهی بخوانش گرفته شد. به تعقیب آن محترم جنرال عبدالغفور فاریابی رشته ی سخن را بدست گرفته، درمورد دستاوردها و مشکلات ففتا در طی سال گذشته صحبت نموده و تجارب حاصله آنرا در جهت رشد ففتا مهم شمردند. همچنان محترم جنرال فاریابی ضمن صحبت آموزنده خویش از ضرورت کمکهای مادی و معنوی در جهت رشد و توسعه ی هر نهاد اجتماعی و فرهنگی یاداور شده، اعضا و طرفداران ففتا را نیز دعوت به کمک به این کانون فرهنگی نمودند.

    محفل با قراّت مقاله ی محترم عبدالغفار خلج عضو هیات رهبری و مسول شعبه ی حقوق بشر ففتا که بزبان شیرین ترکمنی به رشته ی تحریر در آورده بود و خوانش شعر زیبایی از دولت گیلدی فدایی با شور و شعف خاصی ادامه یافت.

    به همین منوال، دیپلوم انجنیر محمد عثمان بیلیم عضوهیات رهبری و مسئول امورمالی و تدارکات ففتا بزبان شیوای ازبیکی سخنرانی نموده، تشریف آوری حاضرین را درین جشن یکساله گی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستانی از طرف خود و هیأت رهبری ففتا خیرمقدم گفتند. ایشان در ضمن صحبت، از باورمندی خویش مبنی براینکه، هر گامی اگر با صداقت و ایمان راسخ گذاشته شود هیچ قوتی مانع پیشرفت آن شده نمیتواند، تأکید نموده اشتراک حاضرین درین جشنواره ففتا را مثال زنده چنین باور دانستند. همچنان آقای بیلیم روی پروبلومهای فرهنگی تورکان افغانستانی، که ناشی از حاکمیت تک قومی و قبیله سالاری بوده، تماس گرفته هدف ففتا را تلاش در جهت ایجاد برابری و برادری تمام ملیتهای مختلف ساکن در کشور در همه ساحات حیات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دانسته و روی حقانیت این تلاش تأکید نمودند.

    همچنان آقای بیلیم مقاله یی را که به زبان دری نگاشته بودند نیز برای حاضرین این گردهمایی قرائت کردند، که مورد استقبال گرم مجلس قرارگرفت.

    این نشست با دعای خیر الحاج میرسرور، که از سالهای مدیدی در آلمان زندگی میکند، حوالی ساعت شش بعد از ظهر خاتمه مییابد.

    متن بیانیه ی محترم دیپلوم انجنیرمحمدعثمان بیلیم معاون انجمن فرهنگی تورکان افغانستانی در آلمان و مسئول امورمالی ففتا در مراسم تجلیل از اولین سالگرد تشکیل ففتا در شهر مونشن آلمان :

    دوستان و هم میهنان گرامی،
    مهمانان عزیز،

    قبل از همه تشریف آوری شما سروران گرانمایه را در محفل بزرگداشت از یک سالگی تأ سیس فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان ( ففتا ) خیر مقدم گفته به نمایندگی از تشکیلات کشوری ففتا در آلمان و تشکیلات سرتاسری آن در اروپا ابراز امتنان مینمایم. با کسب اجازه از شما هم میهنان و هم زبانان گرامی میخواهم مطلبی را که تحت عنوان: " ضرورت های علمی و منطقی شکل گیری و تأسیس فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در رابطه با احیای فرهنگ و زبان سرکوب شدۀ خلق تورک در سرزمین ما " تدارک دیده ام خدمت شما تقدیم نموده و بدین ترتیب سهم خودرا در بزرگداشت این روز خجسته ادا نموده باشم.

    دوستان و هموطنان گرانقدر !

    با استناد به حقایق تاریخ همه واقف این حقیقت تلخ در هستی حال و گذشتۀ مردم خود هستیم که کشور کثیرالملة افغانستان کنونی، از آغاز رویکارآمدن دولت های قبایلی و خاندانی، در اواخر قرن هژدهم میلادی، تا امروز یکی از بسترهای وحشتناک بیعدالتی و نابرابری ملی بوده و شیوع تاریخی حاکمیت های تک ملیتی، وابسته به استعمار، کلیه زمینه های همزیستی خلق های باهم برادر کشور را یکجا با امکانات رشد و انکشاف سالم اجتماع در عرصه های مادی و معنوی حیات با تخریب و تخطئه جدی و عملی مواجه نموده است. مشخصۀ اساسی این دوران سیاه و خانمان برانداز، عبارت از رشد آگاهانه و پلان شدۀ روحیۀ حاکمیت طلبی یکجا با ترویج روز افزون اندیشه های برتری جویانۀ قبیلوی و تعصب نژادی در میان قبایل حاکم، نسبت به دیگر باشندگان کشور میباشد که، عامل اساسی حفظ و بقای پایدار مناسبات منحط قبیلوی در روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باشندگان کشور ما تا سرحد بازداری ایشان از نیل به تشکیل ملت واحد در قلمرو واحد جغرافیاوی تا امروز، از موجودیت همین پدیدۀ شوم در زندگی روزمرۀ مردم ما ناشی میشود. در نتیجۀ قرار گرفتن اجباری سرنوشت میهن و مردم ما در اختیار همین حاکمیت های قبیله سالار و مزدور، طی سده های اخیر و رشد روزافزون سیاست های برتری جویانۀ قومی، قبیلوی، نژادی، منطقوی، لسانی، مذهبی وغیره درعملکردهای این دولت مداران فاقد تعهد و ایمان، فضای وحدت و همبستگی واقعی مردم ما، همواره دستخوش اغتشاش و ناسازگاری های خونین باقی مانده و سرنوشت جامعه در باتلاق ابدی فقر، جهل، عقب ماندگی و نفاق مدفون است. خلق تورک در افغانستان، یکی از قربانیان اصلی و تا ریخی همین سیاستهای تدوین شده و هدفمند استبداد قبیلوی کشورما، در وحدت و همآهنگی تنگا تنگ با استعماریون در گذشته و امروز است، که در نتیجۀ اعمال این پالیسی های غیرانسانی برعلیه ایشان، کلیه داشته های مادی و معنوی این خلق تمدن ساز و عدالت پسند محکوم به فنا گردیده، فرهنگ، تاریخ، زبان و دیگر ارزش های با اعتبارملی و مردمی آنان یا کاملاً از بین برده شده ویا هم در معرض توطئه های ویرانگرانه قرار دارد. مبارزات عدالتخواهانۀ تورکان درین سرزمین که، از باشندگان بومی و دارندگان افتخارات عظیم تاریخی در ایجاد و رهبری امپراطوری های باعظمت تمدنی درین منطقه، منجمله کشور کنونی افغانستان محسوب میشوند، طی سده های اخیر به شدت سرکوب و با بکارگیری کلیه رنگ ها و نیرنگ ها تلاش در جهت بیگانه سازی ایشان در برابر خود ایشان صورت گرفته است. ولیکن خلق تورک در طول تاریخ محکومیت و محرومیت خود، با تکیه بر اصالت های غنامند فرهنگی و تمدنی خویش، در برابر حملات دشمنان رنگارنگی که از استقامت های محتلف بر آنها یورش آورده و تا هنوزهم ادامه میدهند آگاهانه پایداری و مقاومت نموده و توطئه های آنانرا تا حدی که ممکن بوده، مانع از رسیدن به نقطۀ آمال گردیده اند. ولیکن ما میبینیم که باوجود این همه فداکاری های بی وقفۀ مردم ما، در نتیجۀ تداوم مستمر استبداد و محرومیت، جنبه های مختلف زندگی مردم تورک، خصوصاً زبان و فرهنگ ایشان تأثیرات عمیقی را در جهت محو و نابودی خود متقبل گردیده و در یک مرحلۀ فوق العاده حساس قرار دارد، که مبارزۀ آگاهانه برعلیه این مصیبت بزرگ انسانی از مکلفیت های سرتاسری خلق تورک و کلیه خلق های محکوم کشور ماست. شکل گیری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در اوایل سال ۲۰۰۸ میلادی و فعالیت های خستگی ناپذیر دست اندرکاران فعال نگهداری این کانون در کلیه سطوح طی سالی که گذشت و ورود آن به مرحلۀ جدید بعد از پشت سرگزاری یک سال دشوار و مملو از کشمکش های طاقت فرسا در ابعاد داخلی و بیرونی آن، خود برآیند منطقی مبارزات حق طلبانه و آگاهانۀ خلق تورک در جهت دریافت حق برابر زیستن با دیگر باشندگان کشور ما، با عبور از مرحلۀ فعلی تشطت و پراگندگی در حیات خود تورکان با تأثیرپذیری از استبداد و توطئه های استبدادی طولانی مدت گذشته است. یک سال قبل برین تصور ایجاد موفقانۀ این مهد فرهنگی با شک و تردیدهای فراوانی همراه بود و همه بخاطر دارند روزی را که در اوایل سال ۲۰۰۸، در حدود چهار ماه قبل از دایر شدن نخستین قرولتای مؤسس این گردان فرهنگی در کشور هالند، چگونه عدۀ محدودی از روشنفکران متعلق به خلق تورک در همین شهر مونشن باهم گرد آمده و فعالیت های نافرجام قبلی را به ارزیابی گرفتند و بعد از شور و بحث های دشوار، روی مسألۀ ایجاد فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به تفاهم رسیدند. در آن دوران طی دوماه برنامه و اساسنامۀ ففتا با کار و فعالیت خستگی ناپذیر و متعهدانۀ عدۀ از مؤسسین ففتا بازنگری و تا حدی تکمیل شد و دو ماه قبل از دایر شدن قرولتای در معرض نظرخواهی همگانی قرار گرفته و بالآخره هم در هفدهم ماه می سال ۲۰۰۸ قرولتای با اشتراک یک عدۀ کثیر روشنفکران و شخصیت های ملی تورک که از کشورهای مختلف جهان باهم یکجا شده بودند در شهر تلبورگ هالند دایر گردید. برنامه و اساسنامۀ ففتا در قرولتای مؤسس به تصویب رسید و هیئت رهبری آن انتخاب و استقامت های کاری کمیسیون ها مشخص ساخته شد. بالآخره یک چوکات مقدماتی برای کارهای بعدی ایجاد شد. ولیکن دشواری کار بعد ازآن شروع شد و موانع مختلف از استقامت های مختلف برعلیه آن ایجاد و زمینه سازی گردید که، خطرناکترین آن ها عبارت بود از بی تجربگی و کمبود آگاهی همه جانبۀ اعضای رهبری جدیدالتأسیس و خصوصیت های استبداد زدۀ دنباله روانه و گذشته پرستانۀ، تبدیل شده به عادت عدۀ از مدعیان روشنفکری مرتبط با خود تورکها. هریک ازین دو عامل یکجا با عوامل بیرونی و درونی دیگر اشکالات فراوانی را در برابر رشد و بالندگی ففتا موجب گردید که بازهم موجودیت امروزی ففتا مؤید عبور موفقانۀ آن ازاین همه موانع است که مسلماً هر تشکیلات نوتأسیس باید منتظر آن باشد. چنانچه ما شاهد آن هستیم که ففتا طی یک سال با سرعت باورنکردنی به یک نهاد با اعتبار خلق ما مبدل و کارهای بزرگی را با همه ناتوانی ها و کمبود امکاناتی که در خود داشت به انجام رسانید، که توضیح یکایک آنها از حوصلۀ این متن بیرون است. برای ما کافی خواهد بود که از کارهای انجام شده در داخل کشور، ایجاد نمایندگی های ففتا در کشورهای مختلف اروپائی و امریکائی و برگزاری موفقانۀ جرگۀ گپنهاگن، فعالیت های روشنگرانه و افشا گرانه در ارتباط با توطئه ها و دسایس عظمت طلبان برعلیه خلق تورک و شخصیت های با اعتبار ملی ایشان، از طرق ممکنه و اشتراک در محافل فرهنگی و غیره یاد آو شویم . موفقیت های امروزی ففتا مؤید برحق بودن و عادلانه بودن خواست های خلق ما ست، که این خلق جفادیده با امید رهیابی به سرمنزل رهائی از ورطۀ بی عدالتی های مزمن تاریخی به طرف آن روآورده اند، و مبارزه در جهت برآورده شدن این آرزوی برحق مردم مظلوم تورک در افغانستان یعنی تلاش در جهت رسیدن به عدالت اجتماعی و حق برابر زیستن باهمی کلیه باشندگان کشور در پناه یک قانون اساسی جامع و دیموکراتیک از وظایف تأخیر ناپذیر هر روشنفکر متعهد بوده و اجتناب ازآن به مفهوم همکاری با ستمگران تاریخ و پاگذاشتن روی منافع مشروع مردم مظلوم محاسبه میشود. ما امید بران داریم که نونهال نحیف امروزی ففتا به درخت تنومند آزادی و برابری همه مردم افغانستان در فردا مبدل شود که محو ابدی استبداد و نابرابری را درین سرزمین به ارمغان بیاورد. اتحاد آگاهانۀ روشنفکران تورک افغانستانی، با تعمیم کار روشنگرانه و واقعبینانۀ دور از گذشته پرستی و حزب پرستی، در بین توده های مردم، با جلب همکاری های واقع بینانۀ کلیه روشنفکران و آزاداندیشان متعهد کشور، یک وجیبۀ انسانی در جهت پاسداری از هویت و بقای ذات خلق ما و تأمین عدالت و برابری واقعی در میهن مشترک ماست. ما حق مردم خود را خواهانیم، که بدست آوردن حقوق مشروع مردم ما در ضدیت با منافع و حق هیچ قوم و ملیتی دیگر درین سرزمین قرار ندارد و قرار نخواهد داشت. پس بیایید درین راه باهم متحد گردیده و نگذاریم که مردم ما بیشتر ازاین در خانه و کاشانۀ خود و در وطن آبائی خویش بیگانه حساب شده و از حقوق طبیعی و انسانی خودها محروم باشند.

    با آرزوی اتحاد آگاهانه و خویشتن شناسانۀ سراسری مردم ما
    حق پیروز میشود، ما پیروز میشویم

    برای ديدن گزارش تصويری اينجا را كليك كنيد

    مونشن يغيليشيگه ففتا نينگ يليك مناسبتی بيله دكتور عبدالمنان تاشقين دی پيامی

    مونشن يغيليشيگه ففتا نينگ يليك مناسبتی بيله دكتور عبدالمنان تاشقين دی پيامی
    Print E-mail
    دكتور عبدالمنان تاشقين
    برلین، ۱۷/۵/۲۰۰۹
    عزیز و حرمتلی آغا - اینیلر،
    سایغیلی دؤستلار،
    تئگیرلی قؤنوقلار(گرامی مهمانلار)،
    ایلک اؤنگچه، اوزاقتان دا بؤلسا، بارچانگیزگه قیزغین و چین یوره کتئن سلاملر بیرله سایغیلاریمنی سونوب بول ییغیلیشغا قاتیلدیغینگیز اوچون سیزلرگه خؤش کئلدینگیز دئب اؤز منتدارچیلیگیمنی بیلدیره مئن.

    یاخشی بیلئمیز، کی بیرییل آلدین دونیانینگ تؤرت بورجودان قانداشلاریمیز بیرله تیلداش و یورتداشلاریمیز آرتیق اؤز اولوسلاری، آنایورتلاری، تاتیغ و تئگیرلی آناتیللاری بیرله مینگلر ییلدان بئری ییغیلیب و ساقلانیب کئلگئن تؤره لر(اخلاقی ارزشلر)، کئلئنئکلر(عنعنه لر) بیرله باشقا معنوی بایلیقلاریغا بیرآووچ اینانچسیز، تؤره سیز وهیچ بیر نئرسه گه سایغیسی بؤلماغان کیشیلر آرقالی ییللاردان بئری بؤلوب کئلگئن یاغما، چورو چاپاوول بیر تالانلارنی آرتیق چیدا آلمای و بوتون بول حقسیزلیقلارغا قارشی اولوسوموزنو اویغاتماق، اؤلارنینگ حق تیلئیچی سئسلرینی بوتون دونیاغا ایشیتتیرمئک اوچون بئل باغلاب یؤلغا توشمئک آماجی (هدف) بیرله هالئند اولکه سینینگ تیلبورگ کئنتیگه کئلمیشتیلر.
    بونودا اونوتمایلیق، کی تیلبورگ ییِغیلیشی نینگ ایلک آدیملاری یئنه ده مونشئن ده آتیلمیشتی. شوییغیلدیغینگیزیئمیک اؤیوده ائدی، کی بیربیرلرینین تانیماغان یورتداشلاریمیزاؤز قایغیلاری بیرله دردلرینی اؤرتاغا قؤیموشتولارو ففتانینگ آماجلاری تؤغروسودا اؤز اؤیلاوöلاری بیرله ایستئک و آرزولارینی سونموشتولار وائنگ آداغدا بول اویوشمانینگ قورولماسی کئره کلیگی حقیده بیرلئشمیشتیلر. بواوچون ففتانینگ قورولماسیغا مونشین اؤتوروشو کؤپ قیمتلیدیر. کؤنگلوم کؤپ ایستئردی بوکونده سیز عزیزدؤستلاریمنینگ یانیندابؤلسایدیم، آنجاق آیریم اؤزه ل سببلر یوزونده ن بونو باشاراآلمادیغیم اوچون اوزگون مئن.
    سایغیلی دؤستلار،

    مکثی بر جشنواره موسیقی تلویزیون آریانا در هامبورگ

    مکثی بر جشنواره موسیقی تلویزیون آریانا در هامبورگfo
    اداره نشراتی فدراسین فرهنگی تورکان افغانستان
    چهارمین جشنوارۀ موسیقی تلویزیون آریانا و کمبود حضور هنرمندان اوزبیک، تورکمن و دیگر اقوام و ملیت های افغانستان
    کوتاه مدتی قبل برین ما شاهد برگزاری چهارمین جشنوارۀ موسیقی هنرمندان افغانستان در شهر هامبورگ کشور آلمان به ابتکار شبکۀ تلویزیون آریانا وحمایۀ مالی بنیاد بیات تحت ریاست آقای انجنیر احسان الله بیات بودیم که، از یمن آن مردم مهاجر وطن بعداز مدت های بس مدیدی، موفق به دیدارعدۀ کثیری از هنرمندان نسل های مختلف موسیقی کشور ما ، همه با هم و در کنار هم شدند. حضور بی سابقۀ هنرمندان متعلق به چندین نسل اعم از زن و مرد، پیر وجوان، با محفل آرایی در یکی از بهترین سالون های پذیرایی شهرهامبورگ، این محفل را رنگ و جلوۀ استثنایی وخاصی بخشیده بود، که ، گذشته وحال بخشی از حیات معنوی مردم ما را باهم به نمایش میگذاشت.

    این اقدام گردانندگان تلویزیون آریانا وجناب بیات میتواند کار مهمی در راستای رشد هنر موسیقی افغانستان تلقی گردد. ولی آرایش این محفل، با همه جلوه های زیبایی که در خود داشت، نوعی نا رسایی ها و کمبوداتی را هم با خود حمل میکرد که ، مهمترین آنها را حسب ذیل میتوان بر شمرد:

    1 عدم موجودیت ومعرفی نمونه های اصیل وبومی، آلات وادوات نوازندگی مردم ما چون رباب، تنبور، دوتار، سه تار، دنبوره، غیجک، چنگ، دف، نی، دهل، سرنا، طبله وغیره، در پروسۀ نمایشات هنری، هنر مندان؛

    2- عدم توجه کافی به معرفی مختصر پیش کسوتان هنر موسیقی در افغانستان؛

    3- به دست فراموشی سپردن و عدم توجه مطلق به معرفی نمایندگان موسیقی اقوام وملیت های مختلف کشور با تفکیک زبان و دیگر خصوصیات فرهنگی ایشان؛

    4- مهجوریت فضای محفل از رنگ وبوی فرهنگ مردمی، باتسلط نوعی فرنگی مآبی وغرب زدگی؛

    در کنارنقایصی که برشمردیم، آنچه که بیشتر از همه مایۀ نگرانی هیئت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان به نمایندگی از جمعیت چندین ملیونی تورکان درین سرزمین شد، همانا مشاهدۀ عدم حضور نمایندگان هنر موسیقی از جمعیت تورکان ودیگر اقوام وملیت های بومی این سرزمین بود که، یاد آورسیاست های سلطه جویانۀ محافل حاکمه در گذشته وحال جامعۀ ما میباشد.

    در حالیکه توقع ما و دیگر مردم افغانستان از گردانندگان بنیاد بیات و تلویزیون آریانا این بود که، بایستی آیینه دار واقعییت های جامعۀ ما در کلیه عرصه های زندگی گردیده، و مرهمگزار زخم های دردناک وخونین مردم ما از نتایج شوم سیاست های غرض آلود وتفرقه افگنانۀ و سرکوبگرانه گذشته درین جامعه شوند.

    هنر و موسیقی بخشی از حیات معنوی هر قوم و ملتی در جامعۀ بشری است که ، منعکس کنندۀ نیاز های روحی وخصوصیات اجتماعی ایشان در مراحل مختلف تاریخ و در ترکیب های مختلف اجتماعی میباشد، بناءً در هر جامعۀ، به حاشیه راندن و کنار گذاشتن جلوه های هنر و موسیقی مردم آن، به معنی محروم سازی ایشان از بزرگترین بخش داشته های حیات معنوی ایشان است که، جز بی انصافی و ادامه بیداد، تعریف دیگری را نمیتوان بدان اطلاق کرد.

    از اینکه از ابتدا تا انتهای آن محفل با شکوه حتی یکبار هم یادی از وجود خلقی فداکار تورک و داشته های غنامند موسیقی وهنر ایشان به عمل نیامد، متأثر کننده است، ولی ما امید واریم که این امرجنبۀ عمدی نداشته و صرفاً حاصل فقدان معلومات بخش تدارکاتی آن محفل و عدم توجه همکاران فرهنگی تورک تبار در چوکات اداری تلویزیون آریانا بوده باشد.

    توقع ما از گردانندگان شبکۀ جهانی تلویزیون آریانا، این است که، همانند دیگر عرصه های فعالیت خود که حدود تعصب وتنگ نظری های رایج در گذشتۀ این سرزمین را، در هم شکسته وسرتاسر این کشور ویران را زیر پوشش خدمات خیرخواهانۀ خود قرار داده اند، درین عرصه نیز داشته ها وارزش های معنوی تمام خلق های باهم برادر کشور را مورد حمایت خود قرار داده و از درغلطیدن در حلقه های دام خود بیش بینان بر حذر باشند.

    آرزوی بزرگ ما محو بیداد و تعصب در سرتاسر میهن ماست، خود بودن انسانی را افتخار ابدی خود میدانیم و به خود بودن انسانی دیگران همواره حرمت بلا قید وشرط قایلیم، پس بگذارید هر قوم و ملیتی به داشته های انسانی خود ببالد و از آن پاسداری کند تا بتواند در کنار دیگران ابراز وجود انسانی بکند.

    به آرزوی تحقق این امر انسانی در میهن ما

    هیئت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان

    vrijdag 30 oktober 2009

    شورای ولایتی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستاندر ولایت جوزجان ایجاد گردید

    شورای ولایتی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان
    در ولایت جوزجان ایجاد گردید

    نیازمندی های انسانی مردم ما در جهت خاتمه بخشیدن به بیداد گری های رایج برعلیه ایشان، درین جغرافیای جبر و سیه روزی، خود مدرسۀ بس بزرگی را ماناست که شاگردان بیدار دل آن را شخصیت های فرزانۀ و ایثارگری که از متن درد ها و رنج های بیکرانۀ مردم درد کشیده و محروم ما سر افراشته اند، تشکیل میدهند.

    درس آزادگی در هیچ مدرسه یی، با آن کمالیکه در حصار محرومیت و محکومیت یک قوم ویا ملیت، زیر شلاق سکوت بیدادگران و ستم پیشگان تدریس میشود، به تعلیم سپرده نمیشود، که حاصل آن رشد و کمال درخت آزادی و مرگ اسارت خواهد بود. انسانهاییکه مفهوم آزادی وعدالت را ازاین مدرسه ومدرس روزگار فرا میگیرند، هرگز فکر مبارزه در راه خاتمه بخشیدن به این مناسبات غیر انسانی را از یاد نمی برند، مگر اینکه انسانیت را خاکسپاری و بردگی را بمثابۀ تقدیر ازلی و ابدی خود پذیرا شوند.

    خلق تورک در جغرافیای جهنمی افغانستان که بی شباهت به زندان طرد هویت انسانی از انسانهای محکوم به زیستن درین زندان اسارت خلق ها و ملیتهای تحت ستم، در قید دیو عظمت طلبی های دگرستیزانه منحط و مزدور نیست، آن نمود شاهکار مقاومت و پایداری در برابر استحالۀ مادی و معنوی پلان شده از جانب اسیر کنندگان خویش اند که با گذشت بیشتر از دوصد سال دشوار و فرساینده هنوز هم سنگر مقاومت برعلیه این بیداد گران بی مروت را تهی نگذاشته و با نثار هستی خویش از موجودیت و بقای خود پاسداری مینمایند.

    ایجاد مدرسۀ فکری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان و توسعۀ روز افزون و خرد ورزانۀ آن در داخل و خارج مملکت، خود مبین این حقیقت است که مردم ما نیاز رسیدن به آگاهی و خودآگاهی را در جهت زدودن عوامل و تبعات محرومیت و اسارت، نیک در یا فته اند، و روی همین دریافت فکری و رسیدن به درک اکمال کمبودات فرهنگی، بمثابۀ اصل اساسی کلیه جبهات مبارزه است.
    فرزندان آگاه و رسالتمند تورک افغانستانی، با الهام از مجموع تجارب تلخ گذشته و ناملایمات یأس آور کنونی که جستجوی آب، ده ها بار ایشان را از آب به سراب شیطانی و اصل و حلقه های اسارت و محکومیت را بر گردن ایشان تنگ و تنگ تر ساخته، مصمم به پذیرش اصل های ارزشمند و آگاهی بخش ففتا که در اساسنامه و برنامۀ آن انعکاس یافته است گردیده و با ایجاد مراکز و هسته های نخستین آن در مناطق مختلف داخل و خارج کشور، موجودیت این حرکت فرهنگی را قوام و کمال فزاینده اعطا مینمایند.

    مردم ما همین چند روز قبل شاهد تأسیس شورای ولایتی ففتا در ولایت سرپل بودند و اکنون با مسرت، ما حامل مژدۀ تأسیس شورای ولایتی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در ولایت جوزجان هستیم که اینبار محفل افتتاحیۀ ففتا به روز چهارشنبه بیستم اکتوبر سال 2009 میلادی در شهر شبرغان با اشتراک بیست تن از نخبگان فرهنگ و ادب خلق تورک در آن ولایت دایر و شورای ولایتی این حرکت فرهنگی را با انتخاب هیئت رهبری آن در ولایت جوزجان افتتاح نمودند.

    مطابق به گزارش رسیده از ولایت جوزجان، محفل به روز چهارشنبه با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آغاز گردیده و بعداز ارزیابی همه جانبۀ اهداف و برنامه های ففتا و در فضای مباحثات مثمر و سازنده درین رابطه، ایجاد شورای ولایتی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در ولایت جوزجان از جانب همه اشتراک کنندگان، به اتفاق آرا تأیید و پذیرفته میشود.

    بعداً مطابق اجندای محفل هیئت رهبری شورای ولایتی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در ولایت جوزجان انتخاب وذوات آتی مسئولیت پیشبرد این وظایف را بصورت انتخابی متقبل میشوند:

    1- محترم استاد محمد یحیی حفیظی رئیس شورای ولایتی ففتا در جوزجان

    2- محترم احمد شاه نظری معاون شورای ولایتی ففتا در جوزجان

    3-محترم سراج الدین قانع منشی شورای ولایتی ففتا در جوزجان

    هیئت رهبری فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان ایجاد شورای ولایتی ففتا را در ولایت جوزجان به کلیه اعضا و طرفداران این حرکت دادخواهانه فرهنگی و مردم رنج کشیدۀ تورک در افغانستان تبریک و تهنیت باد گفته از بارگاه ایزد لایزال طلب موفقیت مینماید.

    هیئت رهبری ففتا

    28اکتوبر 2009 میلادی

     
  • بازگشت به صفحه اصلی