• بازگشت به صفحه اصلی
  • zaterdag 13 september 2008

    بيوگرافی مختصر خانم فرشته ضيائی معاون فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان

    خانم فرشته ضيائی

    بيوگرافی مختصر خانم فرشته ضيائی معاون فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان

    1979 میلادی ییلی و جولای آیی گه جمال الدین ضیایی و بی بی جان ضیایی لر آیله سی ده ، مزار شریف شهریگه دنیا گه کیلدیم. قاضی ضیا الدین ضیا و حاجی مامور عبدالحکیم سرپلی لرنینگ نبیره سی بولیب بویوک بیر عایله بغریده اوسدیم. مزار شریف ده تجربوی لیسه نی بیتریب 1997 م گه طب فاکولته سینی اوقیماغ گه باشله دیم. 1998 م بهاری گه طالب لرنینگ باسیب کیلگنی اوچون عایله بیلن بیرلیکته اولکم دن ایریلدیم. 2001 م ییلی گه تخاردن بولگن شریف ارغون بیلن تورموش گه چغدیم. یولداش و آتیلا آتلری گه ایکی اوغلیمیز بار. 2003 م ییلی تورموش ارقداشیم بیلن بیرلیک ده سویدن اولکه سیگه کیلدیگ و حاضر هم شو اولکه ده یشیمن.

    1992 م ییلی اوزبیگچه و فارسچه تیللری گه شعر و قسقه داستان یازماغگه باشلدیم. بیر نیچه ادبی و فرهنگی انجمن لرگه عضو بولیب 1997 م ییلی طب فاکولته سیگه اوزبیگ یاشلر بیرلیگی ده فعالیت کورساتیب کوزگو (آیینه) جریده سینی آچتیک. شعرلریم افغانستان، تاجیکستان ، ایران، فرانسه و سویدن ده ایری گزیته لر و توپلم لر ده چاپ بولیب کیلگن اما بیر مجموعه گه چیغارمگن من.

    2004 م ییلی هزاره سویداش لرمیز بیلن بیرلیکده گوتنبرگ شهریده فرهنگی و اجتماعی فعالیت لرگه باشلب 2005م ییلی باشکان صفتی گه اوشبو درنک(انجمن) ده تنلندیم و اونلر چه سیمینار و ایغیلیش دی سازمان بیریب خاتین لر،باله لر و یاشلر نینگ قیین چیلیک لرینی چوزماغگه حرکت قیلدیگ. 2007 م ییلی نینگ سونی ده پناهنده لر اوچون سویدن بوییچه افغانستان ملتجع لرنی قورومه فدراسیونی ( فدراسیون حمایت از پناهجویان افغانستان در سویدن ) نی 5 درنک و ایریم یاردم سیور وطنداش لر بیلن بیرلیکته اورته گه کیتیریب باشکان(رییس) صفتی گه تنلندیم. باشقه سویدنی،تورکی، ایرانی و کوردی حزب لر و درنک لر بیلن ایش بیرلیگی قوروب ، کوپ عایله لر و ییگیت لرنی قانونی بیر شکل ده یاردم قیلیب اولکه دن چیغاریش لریگه مانع بولدیگ. بو اره ده سویدن ده گی بیر نیچه فرهنگی و اجتماعی ارگانیزیشن لرگه عضو بولیب کیلماغده من.

    حاضر سوسیولوژی بولیمیده اوقوچی . بونینگ یاننده اوز آنه تیلیم و تاریخیم دی چوقور راغ اورگنیب، تیل و ادبیات بوییچه فعالیت کورستماغ نیتی ده من. برچه یاش لردن ایستیمن که اوز آنه تیل لریگه اوقیماغ و یازماغ دی اورگنسینلر چونکه آته لر سوزی بار: هر تیل اوز ادبیاتی و هر ادبیات اوز تاریخی بیلن تیریگ قاله دی. بیلگی بیلن آیدین لنگن کوچ هیچ بیر قرانغه لیک ده باتمیدی. رحمت

    zondag 7 september 2008

    پيام فدراسيون « ففتا» به مناسبت انتخاب محترم انجنيراحمد شاه سرخابی

    پيام فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان “ففتا
    محترم انجنير احمد شاه سرخابی السلام و عليكم ،
    اجازه بدهيد به نمايندگی از هيأت رهبری ، اعضا و هواداران فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان بهترين و صميمانه ترين تبريكات و تمنيات خويش را به نسبت انتخاب شما در پست رهبری شورای عالی اروپایی نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان به حضور شما ، اعضای رهبری و هواداران “حزب نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی “ تقديم نمايم .

    فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان درحاليكه معتقد به ضرورت وحدت عمل قشر پيشرو جامعه است ، انتخاب جناب شما را درين سمت يك قدم نيك نه تنها برای پيشبرد وظايف داخلی اين حزب ميشمارد بلكه در راستای تآمين روحيه همكاری دربين روشنفكران کشور کثيرالملۀ ما نيز مثبت ارزيابی مينمايد و اميدوار است تا انتخاب شما تآثيرات ارزنده را در پروسه تحكيم اتحاد روشنفكران همه مليتهای جامعه جنگ زده افغانستان داشته باشد .
    به اميد موفقيت های شما درين امر ميباشيم .

    از طرف داكتر همت فاريابی رئيس فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان “ففتا

    هفتم سپتمبر 2008 ميلادی

    dinsdag 2 september 2008

    اعلاميه فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان )ففتا(

    اعلامیۀ فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان ( ففـتا ) در رابطه با هجوم دوبار
    ناقلین درمناطق ماورای کوکچه (خواجه بهاوالدین، درقد و دشتی قلعه در ولایت تخار(

    سیاست های فاشیستی دولت در قبال مردم غیر پشتون افغانستان
    در حال تجدید و شکل گیری مجدد خود است

    تاریخ تکرار میشود و بی عدالتی های خونینی که سرتا پای تاریخ این کشور آغشته با کثافات ناشی از آنهاست و مردم ما هنوز هم در آتـش و دود برخاسته از آن میسوزند و کباب میشوند، دارند بی هیچ تغیيری درنحوۀ عملکردهای قبلی، با شدت و حدت بیشتر و آمادگی های همه جانبه تر، تکرار میشوند و بازهم مردم مظلوم تورک و تاجیک و هزاره در خانه و کاشانۀ خودها آماج حملات وحشیانۀ یک عده پشتون های پاکستانی از آنسوی خط دیورند که اصلاً رابطۀ شهروندی با کشور افغانستان نداشته و مالک دارايی هنگفت در قلمرو پاکستان میباشند و عده ای هم از پشتونهای شرق و جنوب کشور که با محافل حاکمۀ فاشیستی در افغانستان رابطۀ مستقیم دارند، تحت عناوین مختلف کوچی، ناقل و غیره قرار گرفته، جان و مال و ناموس آنها به یغما میرود.
    و یکبار دیگر تلاش های بی پردۀ محافل شئونیستی، به منظور پاکسازی مناطق شمال و غرب و مرکزی کشور از وجود مردم بومی و توزیع زمین های ایشان به پشتون های دو طرف خط دیورند با هدف ایجاد یک اکثریت مصنوعی پشتون ها و حفظ میراث حکومت داری در کشور جریان دارد.
    دراین رابطه ما بازهم شاهد بر پايی موجی از وثیقه سازی های هدفمندی هستیم که بمنظور مشروعیت بخشیدن به اعمال و کارکردهای جباران و ستمگاران گذشته در رابطه باغصب زمین مردم تورک و تاجیک و یا هزاره و توزيع آن به ناقلین پشتون از شرق و جنوب کشور که درآن سرحد رسمی و دولتی افغانستان هیچ مدار اعتبار نبوده و معیار حقوقی آنرا محض پشتون بودن تشکیل میدهد، به شدت در جریان است.
    درحالیکه کوچیها با تمسک به فرامین عبدالرحمان خانی، خانه و زمین و باغ این مردم مظلوم را بنام علفچر مورد تاراج قرار میدهند و دولت پوشالی کرزی علناً و عملاً از فجایع و جنایات آنها حمایت میکند، فعالیت های دیگری هم به منظور انسجام و اعزام دوباره و جابجايی پشتون های ناقلی که ترکیبی از پشتون های دو طرف خط دیورند است و در گذشته های دور با هجوم های پلان شده و غصب زمین مردم بومی با حمایۀ دولت های تیپ فاشیستی قبیلوی وقت در ولایات مختلف شمال، غرب و مرکزی کشور، خودها را مالک زمین ساخته بودند، در سطوح مختلف به شدت تمام تا سرحد جمع آوری اعانه های بزرگ در کشورهای غربی توسط پشتون ها و ارسال آنها در تقویت و حمایت این پروژه ادامه دارد.
    این ناقلین غاصب که در گذشته بعد از غصب و بدست آوردن زمین اکثراً آن زمین ها را به دهاقین بومی و مالکین اصلی آن زمین ها به اجاره داده و خود در پاکستان با رفاه و سعادت زندگی نموده و فقط سالی یکبار جهت بدست آوردن حق الاجاره به افغانستان سیاحت مینمودند. در طی سه دهۀ اخیر تحت تأثیر تحولات و انکشافات سیاسی نظامی و شیوع جنگها در کشور ما، رفت و آمد به افغانستان را کنار گذاشته و مصروف بهره برداری از کمکهای دول غربی و عربی به مهاجرین افغانستانی بازهم با استفادۀ سوء از نام افغانستانی بودن جعلی، سرگرم کار و بار در پاکستان بودند و حتی ما شاهد آن هستیم که یک عدۀ کثیری از آنها با استفاده از همین نام خودها را در دفاتر امور مهاجرت بین المللی ثبت نام و حق پناهندگی در کشورهای مختلف را هم بدست آورده اند.
    این چپاولگران غاصب، دراین اواخر یکبار دیگربا محاسبۀ زمینه های مساعد چپاول گری های خود در افغانستان، تحت رهبری و هدایت فاشیست های افغان ملتی که در مسند قدرت دولتی و شاه رگ اقتصادی کشور قرار دارند، و مسلماً زد و بندهای آشکار و پنهانی را هم با تیپ های مختلف استعمارگران از کشورهای مختلف همانند اجداد خودها به تصویب رسانیده اند، رو به افغانستان آورده و قصد احیأ و تداوم چپاولگری های گذشتۀ خودها را دارند.
    پشتون سالاران بی رحم و قدرت طلب صرف بخاطر دستیابی به قدرت و حفظ آن، همسان با گذشته ها، هم سرنوشت خلق مظلوم پشتون را به بازی میگیرند و از وجود ایشان در برابر دیگر مردم کشور استفادۀ نا مشروع و غیر انسانی مینمایند وهم غیرپشتون ها را با هجوم بر منافع مشروع و انسانی ایشان آماج دشمنی های بی امان خویش قرار میدهند. به اینترتیب ما میبینیم که پشتونیسم از شیوع جهل، فقر، و بیچارگی های دیگر مردم ما که محصول مستقیم تعمیل این سیاست در گذشته و تداوم آن تا امروز است، بازهم در جهت بیچاره ساختن و بخون کشیدن مردم به وسیلۀ همدیگر استفاده مینماید.
    اعزام ده ها خانوادۀ پشتون با ادعاهای مالکیت بر زمین و دارايی های مردم مناطق ماورای کوکچه در ولایت تخار و ترتیب اسناد و مدارک ملکیت و حمایۀ کلیه مراجع دولتی از جابجا سازی ایشان، یکبار دیگر خاطره های تلخ حوادث مربوط به دوره های زمامداری عبدالرحمان خان، نادر خان، امان الله خان، هاشم خان، داؤد خان، ظاهرخان، حفیظالله امین و تره کی و بالآخره طالبان را در خاطره ها زنده میسازد که همه و همه از هیچ کاری در جهت رسیدن به سیاست کامل پشتونیزه کردن تمام کشور و محو تدريجی و ابدی کلیه اقوام و ملیت های غیر پشتون، از هیچ گونه سعی و تلاشی خودداری ننمودند. و به این ترتیب جامعۀ ما را به کشتگاه زهرآلودترین دانه های خشم و نفاق باشندگان کشور برعلیه همدیگر تبدیل و سرنوشتی را که اکنون مردم ما با آن مواجه اند، برای آنها به ارمغان آوردند.
    بر خورد غیر مسئولانه و ساده انگارانه با این پدیدۀ شوم از جانب هر مرجع و محفلی که باشد بمثابۀ بازی با مقدرات و آزادی های مردم ما بوده و به جز از تشدید نفاق و تکمیل نفوذ بیگانگان در کشور ما ارمغانی ندارد که بازیگران این صحنۀ غصب و خیانت، تعصب و نفاق همه و همه آن دلقکان بیمایه ای اند که از رابطه با این وطن صرف یک نام و از پیوند با اجانب اسناد تابعیت کشورهای آنها را در بغل دارند. نام شان از افغانستان ولی مغز شان از انگلیس و امریکا و پاکستان و دیگر دشمنان آزادی و تمامیت ارضی و ارزشهای انسانی کشور و مردم ماست.
    هموطنان مظلوم و جفا کشیده!
    بیایید که راه مبارزه باهمی در برابر این بلای استعمار و استبداد را در یک فضای وحدت و همدلی جستجو و به عوض هجوم بالای خانه و کاشانۀ هموطن خود تحت تأثیر تلقینات بیگانه پرستان قدرت طلب و مزدور، برعلیه آنها متحد و زمینه را برای پیدایش چنان یک زندگی انسانی مهیا سازیم که درآن هیچ هموطن ما مجبور به ترک زادگاه خود به خاطر نان و زمین به جاهای دیگر نباشد و وطن زیبای ما با داشتن این همه ظرفیت های بالای اقتصادی با پیروی از سیاست های این وطن فروشان اجنبی پرست همچنان فقیر و بینوا باقی نمانده و راهی را که منجر به نجات مجموع مردم ما از چنگال این هیولای مصیبت و فقر و نفاق شود تدارک دیده بتوانیم.
    تاریخ بشر ثابت میسازد که، بی عدالتی و استبداد در هر دور و زمانی و در هر اجتماع و محیطی سرمنشأ و مادر همه بدبختی هاست. جامعۀ که در بساط آن ظلم رايج و ستمگاری جاری باشد، هیچگاهی نمیتواند به یک جامعۀ خوشبخت و مرفه تبدیل و سعادت واقعی برای افراد و خانواده های شامل آن اجتماع فراهم شود. عامل اساسی پیدایش و توسعۀ ستمگاری هم در کلیه جوامع بشری به چگونگی نظام های حاکم سیاسی و قوانین جاری کشورها رابطۀ مستقیم دارد. دولت های استبدادی و جدا از مردم و منافع آنها بزرگترین پدیدآورندگان روابط غیرعادلانه در جوامع و در نتیجه پرورش دهندگان روابط ناسالم انسانی در میان توده های مردم با اساس قراردادن معیارهای غیر منطقی و برعکس با منافع زندگی باهمی و طولانی مدت مردم ساکن هر سرزمین بوده و همیشه ریشه های رویندۀ نفاق و تقابل را در تطابق با منافع حاکمیت ها در میان مردم با عناوین و اشکال مختلف مورد آبیاری دايمی قرارمیدهند.
    تجارب تلخ و خونین استیلای حاکمیت های قبیله سالار و عظمت طلب در کشور ما که، با پیدایش حاکمیت تک ملیتی عنصر پشتون و ادعای تعلق این سرزمین به پشتونها و تبدیل نام کشور به افغانستان رابطۀ مستقیم دارد، در طول سده های اخیر و خصوصاً درنیمۀ دوم قرن بیستم، بازگو کنندۀ پیدایش و تداوم وحشیانه ترین نوع بی عدالتی و مناسبات ظالمانه در تاریخ در میان باشندگان مختلف این سرزمین است که به اشکال مختلف از جانب محافل حاکمۀ قبایلی با استعمال خلق پشتون در برابر دیگر ساکنین کشور و غصب دارايی و سرزمین آنها یکجا با محروم سازی از زبان و فرهنگ و اشتراک در حیات سیاسی مملکت عملی گردیده است.
    در نتیجۀ تعمیل و تداوم این سیاست های غیر اخلاقی و غیر انسانی توأم با تفکیک و تفاوت، تبعیض و تعصب در رابطه با اعطای امتیازات و تحمیل مکلفیت ها در بین باشندگان کشور ما بر مبنای تعلقات پشتون وغیر پشتون بودن در کنار صدها بدبختی دیگر، بوجود آمدن مناسبات غیر عادلانۀ ارضی میان باشندگان پشتون وغیر پشتون در مناطق غیر پشتون نشین شمال، غرب و مرکزی کشور بر مبنای غصب و مصادرۀ زمین از باشندگان بومی و توزیع آنها به ناقلین پشتون است که در پسآیند تعمیل این سیاست های غیرعادلانه عدۀ کثیری از مردمان بومی الا صل از خانه، باغ و زمین های دست داشتۀ خودها محروم و به نقاط دور وغیر مزروعی با جبر و اکراه، حیله و نیرنگ رانده میشوند.
    به این ترتیب در کشور افغانستان اعمال ستم ملی در برابر اقوام و ملیت های غیر پشتون به یک سیاست دوامدار رسمی و دولتی مبدل شده و محافل حاکمۀ کشور با اعزام روز افزون قبایل پشتون و کوچی ها به مناطق فوق الذکر یک شیوۀ بلاانقطاع و سیستماتیک پشتونیزه کردن سرتاسر کشور و پاک سازی اقوام و ملیت های دیگر را در معرض اجرا قرار میدهند که در نتیجۀ آن هزاران خانودۀ غیر پشتون از خانه و کاشانۀ خود آواره و در عوض هزاران خانوادۀ پشتون در خانه و مسکن به میراث رسیده از آباء و اجداد آنها جابجا میشوند.
    این یک واقعیت درد ناکی است که چون زخم ناسوری در روح و روان مردم غیر پشتون افغانستان اثر نموده و ما نتایج شوم آن را در شکل گیری روز افزون اختلافات در بین ساکنین این سرزمین و ترویج خود بیش بینی های قومی و قبیلوی میتوانیم شاهد باشیم.
    در هر دور و زمانی، اقشار و لایه های روشنفکری کشور و مردم مظلوم و آسیب دیدۀ غیر پشتون تلاش داشتند که با استفاده از شیوه ها و امکانات موجود در برابر این مناسبات وحشیانه و غیر انسانی که ثمرۀ آن غیر از ایجاد نفاق و نفرت در بین باشندگان کشور ما هیچ پیآمدی نداشت، قد علم نموده و امیدوار به آن باشند که روزی با فروریختن بساط این مناسبات غیر انسانی در رابطه با باشندگان کشور واحد زمینه های حقیقی تأمین عدالت اجتماعی و احیای حقوق از دست رفتۀ مظلومین مهیا شود که بدبختانه هرگزهم چنین نشد و عاملین سیاست های پشتونیستی در هر دور و زمانی با توسل به نیرنگ های مختلف به کمک نمایندگان راست و چپ مکتب پشتون سالاری در جامعه، راه گسترش پشتونیزه کردن کشور و فریب توده های مظلوم غیر پشتون را دستیاب و مورد استفاده قرار داده اند که در نتیجۀ آن هر تحولی که در کشور ما رونما گردیده، بنا به عدم صداقت نمایندگان عظمت طلبی و برتری جويی پشتون و دنباله روی کورکورانۀ عدۀ از مدعیان روشنفکری غیر پشتون و معامله گری های افراد و لایه های فرصت طلب و معامله گر در متن آن با سرخوردگی و عدم موفقیت روبرو و در پیآمد کار جامعه را با معضلات و پرابلم های بیشتر از پیش در یک حالت ناامیدی بحال خود رها و منتظر عملی شدن تجارب مدعیان جدید قدرت باقی گذاشته اند که دنبالۀ آن تا امروز هم ادامه دارد و امروز کشور ما یکبار دیگر در معرض هجوم بی رحمانه ترین و بی شرمانه ترین شکل هجوم پشتونیزم تحت نام قانون و دیموکراسی با حمایۀ حلقات و محافل وابسته به استعمار نوین و اشغالگران تاجر جنگ و ویرانی تحت نام دیموکراسی قرار دارد. و بازهم ما میبینیم که اگر از یک طرف کوچی های تا دندان مسلح با حمایۀ همزمان دولت و طالبان بالای مناطق مسکونی ومزروعی هزاره ها و دیگر اقوام و ملیت های غیر پشتون در مناطق مختلف کشور خصوصاً مناطق مرکزی و شمال کشور به حمله و هجوم فرستاده میشوند، از طرف دیگر درحالیکه کلیه وسایل جعل و سندسازی وسیعاً فعال گردیده و همه ادارات دولتی زیر نظارت و کنترول نمایندگان پشتونیزم که نسبت به گذشته به مراتب ماهرتر و بی حیاترهم شده، قرار دارد. با ترتیب اسناد جعلی ملکیت از دور حاکمیت زمامداران گذشته از عبدالرحمان خان تا دوره های ظاهرخان، داود خان، تره کی، امین و طالبان به شکل دسته جمعی به صفحات شمال و دیگر مناطق کشور گسیل میشوند.
    تا به این ترتیب هم کشتارهای وحشیانۀ اشغالگران حامی عظمت طلبان پشتون را در مناطق جنوب و شرق کشور زیر پوشش قرارداده و ذهنیت پشتون ها را از مسألۀ مبارزه برعلیه اشغالگران قاتل و بیرحم در کشور که با تسلیح و تجهیز، هم طالب و القاعده و هم دولت پوشالی پشتونسالاران کنونی، خلق پشتون را با قرار دادن در بین دو سنگ آسیا خورد و خمیر میسازد منحرف نماید و از طرفی هم همانند گذشته ها پشتون ها را در برابر دیگر اقوام و ملیت های ساکن سرزمین ما استعمال نموده و به اصطلاح در خیمه شب بازی های انتخاباتی ریاست جمهوری آینده در کشور مورد استفاده قرار دهند.
    مسألۀ اعزام دسته جمعی و هجومی خانواده های پشتون به مناطق درقد، سرای سنگ، خواجه بهاوالدین و دیگر مناطق مأورای کوکچه یک بار دیگر و بعد مدت های مدید، نشانۀ اوجگیری دور جدید تهاجم پشتون ها به اراضی غیر پشتون هاست که در یک همآهنگی کامل در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، زبانی و مذهبی جامۀ عمل میپوشد که اگر در برابر آنها آگاهانه و یکپارچه قیام و جوابگويی از جانب مجموع اقوام و ملیت های محکوم میهن ما در سرتاسر کشور بصورت منظم و دقیق صورت نگیرد و جلو این زورگويی ها با یک برخورد شجاعانه و عاملانۀ منطقی گرفته نشود، ما یقین کامل داریم که دامنۀ این تهاجمات هیچ کسی را در هیچ گوشه ای راحت نخواهد گذاشت و پشتونیسم لگام گسیخته طبق بر نامۀ خود تا محو کامل کلیه اقوام و ملیت های غیر پشتون اعم از هزاره، ازبیک، تاجیک، ترکمن، پشه ای، بلوچ، نورستانی،ایماق و غیره پیش خواهد رفت و به این ترتیب راه را برای ادامۀ حاکمیت های تک ملیتی برای همیش هموار خواهد ساخت که این اوج فاجعه و کمال انحراف در مسیر رسیدن به یک مناسبات عادلانه و دیموکراتيک در کشور ماست.
    دیموکراسی و عدالت اجتماعی با تداوم تبعیض و تعصب و پامال سازی حقوق یک عده توسط عدۀ دیگر هرگز تحقق پیدا نمیکند و تأمین حقوق شهروندی متکی به معیارهای قانونی و عادلانه برای همه و محترم شمردن حق مالکیت مردم بر دارايی ها و اعتبارات مادی و معنوی آنها یگانه راه تأمین برادری و برابری در کشور است و تلاش در جهت ایجاد چنین یک مناسبات عادلانۀ انسانی وظیفۀ تأخیرنا پذیر کلیه داعیان دفاع از حق و عدالت و لایه های مظلومی دراین جامعه است که تاریخ شاهد بی مدعای مظلومیت و محکومیت آنها در ادوار مختلف بوده.
    بیائید که همه باهم دراین راه مبارزۀ مشترک نمائیم تا باشد که پدیدۀ شوم تبعیض و تعصب را که سرمنشأ کلیه انواع بی عدالتی ها و بدبختی ها در کشور ما ميباشد، از ریشه نابود سازیم .
    به امید اتحاد و همبستگی صادقانه و صمیمانۀ همه دراین راه
    شورای رهبری فدراسیون فرهنگی
    تورکان افغانستان (فـفــتا)

    zondag 17 augustus 2008

    تقديم به جوانان تورك افغانستان

    احمد ولی ولی زاده
    تقديم به جوانان تورك افغانستان
    سروده شاعر توانای كشوراحمد ولی “ولی زاده” از شهر مونشن آلمان به مناسبت قورلتای بزرگ فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان

    زخوابی كه غفلت بَرد مرگ خواب ***** چنين خواب تاكی شده است آفتاب
    به پا شو كه تركان چابك سوا
    ر ***** فشرده به اوراق تاريخ ، كار
    ز ايران بسی قصه داری به گوش ***** ز توران شنو تا بَرد عقل هوش
    شنيدی چو كوشانيان دلير ***** زباختر بجُنبيد جهان گشت چهر
    ز سيستان و زابل تا گندهار ***** نه كابل گذاشت و نی نوبهار
    به انصاف وعدل برجهان چهر گشت ***** ز ايشان بسی داستان سرگذشت
    ز ضعت گشودند دفتر ديگری ***** هنر ها فراوان نما هر دری
    زيفتل همان نسل تورانيان ***** بسی يادگاری بماند در جهان
    رَقم زد به تاريخ ساز دگر ***** فروزان چو اختر درخشان قمر
    بيافشرد بر نقش پای كهنی ***** چو كوشان نمود هرچه بينی چمنی
    پس از آن ز شاهان كابل زمين ***** درخشان به تاريخ همچون نگين
    زارغون واورخون بماند نيك نام ***** زگردون نخورد كس آن جام كام
    شكوه تگين برتو سازم عيان ***** زشاهان غزنه يكی دو بيان
    سبك آن تگين چون چدی پير مرد ***** پسر را سزاوار آن تاج كرد
    پسر يل محمود گيتی گشای ***** به هند وبه ايران فشرد نقش پای
    نمود فارس را ضم خاور زمين ***** بروفت شك و رضداد آمد يقين
    به غزنی
    بماند نام ام البلاد ***** بسی گشته آباد هر سوی بلاد
    ز تيمور كورگان جهانگشايی ***** ترا فكر روشن شود رهنمايی
    ز چاچ و سمرقند تا مرز چين ***** زهند و ايران برداشت كين
    به همت همان سنگ خاراست مو
    م ***** نه ارمن گذاشت ونه آذرُ نه روم
    ز بابر همان مرد دانش پژوه ***** دلاور به جنگ هيچ نآمد ستو ه
    كه بودی همان مرد تيغ و قلم ***** به هند و به كابل درخشان عَلم
    بسی شاه شاهان زرين كمر ***** ز توران گذشت هرچه دانی ثمر
    به شعر و ادب نيز بر آسمان ***** گرفته مقامی هر يك مهان
    به پارسی بداد تاج گوهر نشان ***** همان ترك توران فرخ نشان
    ز مولای رومی يك مرد نام ***** تصوف به اشعار او گشت تما م
    ز بيدل همان مرد اعجاز گوی ***** زعرفان طورش گل نازبوی
    كليدی زپنج گنج يابی به رنج ***** نظامی دهد مر ترا نيك سنج
    اديب وسخنور نوايی وزير ***** به شير و شكر شعر دارد دبير
    ز تبريز رايحهء مشك ريز ***** زصائب شد آن مُلك ، ولا به خيز
    يكی مرد دانش بود آفتاب ***** درخشد ظهيرالدين از فارياب
    ز توران به تو اندكی روشنی ***** همان پنبه در گوش را بركنی
    ز صد ها سخن گفته آمد يكی ***** به دانش گرای خود شناس اندكی

    اين شعر به تاريخ هژدهم ماه می 2008 ميلادی در شهر مونشن آلمان توسط شاعر توانای كشور محترم احمد ولی “ولی زاده” به مناسبت قورلتای بزرگ توركان افغانستان سروده شده است كه اداره فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان قدردانی خود را ازين شاعر جوان ابراز نموده وبخاطر ازينكه نسبت بعضی مشكلات ، در نشر اين شعر تآخير به عمل آمد معذرت خود را به خدمت جناب ولی زاده صاحب تقديم ميدارد .
    ازطرف اداره فدراسيون

    dinsdag 12 augustus 2008

    اعلامیه ی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان « فِفـتا »

    اعلامیه ی فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان « فِفـتا »
    در رابطه با توطئه ی توهین به شاه امان الله
    توسط داکتر عبداللطیف پدرام
    مروری بر رویداد ها و حوادث بیش از نیم دهه ی اخیر، در حیات سیاسی و اجتماعی کشور ما که عمدتاً با حادثه ی یازدهم سپتامبر و اشغال افغانستان توسط نیرو های امریکايی و ناتو به بهانه ی سرکوب طالبان و امحای تروريزم، تعمیم دیموکراسی، تأمین حقوق بشر و تحکیم آزادی های انسانی، مبارزه با کشت و تجارت مواد مخدر و غیره آغاز و با شکل گیری کنفرانس بن و پیامد های پلان شده ی آن تا امروز دنبل میشود، به وضوح تمام نشان میدهد که، دراین مرحله با جابجا شدن نیرو های استعماری جدید در کشور، پدیده ی قبیله سالاری کهن که با گرایشهای مسلط انحصار قدرت مطلقه در تاریخ سه سده ی اخیر کشور، توأم با زوال حاکمیت حزب دیموکراتیک خلق، در حالت زوال و به سر رسیدن بود، یک بار دیگر با بهره برداری از اشتباهات و عدم هم آهنگی در جبهات مقاومت ضد شوينیسم و قبیله سالاری، در فقدان رهبری های مجرب و سالم و حمایت های هدفمند حلقات نیوکلونیالیستی تحت زعامت امریکا از حلقات شوينیستی جدید، مجدداً با انسجام و آمادگی های گسترده تر در کسوت پشتونسالاری مدرن وارد عرصه ی سیاسی کشور گردیده است.
    شوينیسم انحصارطلب دراین مرحله از عروج دوباره ی خود که نسبت به هر زمان دیگری مجهز تر و منسجم تر بوده و تجارب وسیع حاکمیت های چندین صد سال قبل، در تبانی با نیروهای بزرگ استعماری در جهان و منطقه را که اکنون بازهم عملاً در سرزمین ما لنگر انداخته است، با خود دارد، در ادامه ی سیاست گزاری های گذشته، سعی مینماید که حاکمیت سیاسی تک ملیتی و انحصاری پشتون ها را در میهن ما برای همیش تأمین و نواقص کار در دوره های اخیر تاریخ را که مؤقتاً منجر به کناررفتن آنها از قدرت شد، مطابق به نیازمندی های زمان مرفوع و برنامه های قبیله سالاری کهن را در یک قالب پشتون سالاری نوین با ترویج اندیشه های شوينیستی فاشیستی و اشاعه ی حق حاکمیت موروثی پشتون ها در صحنه ی سیاسی افغانستان، تحت پوشش قانونیت و دیموکراسی قبیلوی فاشیستی موجود، تحکیم و ابدیت بخشد.
    سردمداران نظم نوین فاشیستی که همه و همه مهر بردگی این یا آن کشور استعماری را در جبین دارند و عملاً داشتن سند تابعیت آن کشور هارا همچون اسلاف خویش برای خود و وابستگان شان جزو افتخارات و امتیازات محسوب و بی هیچ مانعی نمایندگی منافع آن قدرت ها را در کشور ما بدوش میکشند، دراین مرحله ی حساس تاریخ با تعمیل و گسترش این سیاست های غیر انسانی و غیر اخلاقی همچون گذشته ها تلاش مینمایند که بیشتر از پیش به اختلافات میان اقوام و ملیت های ساکن این خطه که، تحت تأثیر عملکرد های انحصارطلبانه و برتری جویانه ی حاکمیت های طراز فاشیستی در گذشته ها، از حساسیت های خاصی برخوردار میباشد، دامن زده و به این ترتیب فضای اعتماد و همبستگی مردم این سرزمین را تا حد ممکن مخدوش و زمینه ی گسترش نا امنی وبحران را مطابق به پلان های از قبل تدوین شده ی اشغالگران فراهم سازند.

    ما امروز با تأسف شاهد آنیم که این تیم زمامداران اجنبی پرست و افغانستانی نما که در یک جیب خود سند تابعیت کشور های بیگانه و در جیب دیگر سند تابعیت افغانستان را دارند، به تأسی از همین پالیسی ترویج و تشدید تضاد و کشمکش های قومی، قبیلوی، نژادی، مذهبی، سمتی، زبانی، فرهنگی و غیره که در هیچ مرحله ی از تاریخ موجودیت کشور کنونی افغانستان تا این حد سابقه و شدت نداشته، عملاً کشور را در سراشیب سرنوشت های شوم و غیر قابل پیش بینی قرار داده اند که مسلماً بقا و تداوم این بازی ها در هیچ حالتی متضمن خواست و منافع هیچ یک از اقوام و ملیت های ساکن کشور ما نبوده و نخواهد بود.

    و نتایج شوم این قلابی گری های ننگین صرفاً همسو با خواست و منافع آن حلقات و محافل حاکمیت طلبی است که آرزويی جز قدرت و حاکمیت نداشته و دایماً در آتش مصائب و سیه روزی های مردم با نیرنگ های همخونی، هم زبانی، هم دینی و غیره دیگ حرص و آز حیوانی خودها را به غلیان آورده، محض خواست های ابلیسی اربابان خویش را تأمین و ارضاء مینمایند.

    توطئه ی توهین به شاه امان الله، منسوب به داکتر عبداللطیف پدرام، نیز یکی از همین گونه دسایسی است که سردمداران پشتونیسم نوین با توسل به اینگونه جعل پردازی ها، در آستانه ی دور جدید، به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری، از نام و عنوان شاه امان الله مظلوم که خود در عصر و زمان زمامداری خویش، با هزاران شکل توطئه و دسیسه توسط اسلاف همین فاشیست های بی آزرم امروزی چون نادر جلاد و برادران معلوم الحال او هاشم خان، شاه محمود خان، شاه ولیخان، نورالمشایخ فضل العمر مجددی و برادرش حضرت محمد صادق المجددی و برادرزاده ی جوانش حضرت محمد معصوم المجددی، آخوندزاده صاحب تگاو ملاحميدالله خان، محمدگل مهمند فروشنده ی جبهه ی مشرقی در جنگ استقلال به انگلیس ها یکجا با صالح محمد خان فرقه مشر و سران قبايلی همين شنوار ننگرهار و همين پکتيا (که همچو جنايت را به حمايت از شاه امان الله، برعليه پدرام امروز به تحريک افغان ملتی های فاشيست دست به مظاهره ميزنند و وحشيانه دوصدهزاردالر را بحيث جايزه برای قتل پدرام تعيين ميکنند) و غیره، در همکاری تنگاتنگ با انگلیس ها مواجه، پلان های اصلاحاتی او ناکام و خود او مجبور به ترک کشور شد و حتی جنازه ی او اجازه ی تدفین در کابل را بدست نیاورده و جبراً در جلال آباد طی یک مراسم غیر رسمی و محقر به خاک سپرده شده و پسرش در همان روز ختم فاتحه گیری در مسجد پل خشتی جبراً از کابل اخراج گردیده،پیراهن عثمان ساخته توأم با اشک تمساح در جهت تحمیق و تحریک توده های پشتون بر علیه روشنفکران بر خاسته از متن دیگر اقوام و ملیت های کشور مورد استفاده ی سوء قرار میدهند.

    درحاليکه خود شاه امان الله هم برخلاف توقع از يک قهرمان ملی؟!!! بدون اينکه کوچکترين تلاش جدی برای نجات وطن بخرج داده باشد فرار را بر قرار ترجيج داد و به فحوای قول معروف، آفت نرسد گوشه ی تنهايی را، ملت و و طن را به آن حالت در آتش و خون رها نموده و خود با خانواده ی خود در گوشه ی عافيت ايتاليا به عيش و نوش و زندگی آرام پرداخت و به اين ترتيب به سرنوشت مردم خود بازی کودکانه نموده و زمينه ی ظهور آل يحی را فراهم ساخت که مردم ما هنوز از زير بار رنج آن جفا قامت راست کرده نتوانسته اند.

    شوينيستان بدین ترتیب از یک طرف حمایت توده های پشتون را با خدعه و نیرنگ به جانبداری از خود جلب و جنایات روز مره ی خود و باداران شان را بر علیه این مردم مظلوم که همه روزه تحت نام جنگ بر علیه طالب و القاعده، زیر انباری از بمب و راکت از هوا و زمین خرد و خمیر میشوند، با حلال ساختن پول امریکا و انگلیس و قربانی مردم بی دفاع، زیر پوشش قرار دهند.

    از جانب دیگر با تشدید کینه و دشمنی میان پشتون و غیر پشتون زمینه های گسترش ناامنی هارا مطابق به پلان و پروژه های استراتژیک اشغالگران، در رابطه با کشور ما و منطقه، در سرتاسر کشور خصوصاً در نوار مرزی کشور های مسلمان نشین آسیای میانه فراهم سازند.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان « ففـتا » بمثابه ی یک کانون توضیح و اشاعه ی حق و عدالت، خویش را مکلف میداند که در قبال اینگونه بازی ها و دسایس غیر انسانی منطقاً قدعلم نموده و مردم مظلوم و تحقیرشده ی سرتاسر کشور را صرفنظر از تعلقات قومی، قبیلوی، نژادی، مذهبی و زبانی و غیره، از ماهیت و اهداف این بازی های شيطانی آگاهی بخشد. و خصوصاً برادران پشتون را که مظلومانه تحمیق و آله ی دست عاملین و دست نشاندگان استعمار در جنگ برعلیه سایر هموطنان شان قرار میگیرند، هوشداری دهد که ترویج چنین اندیشه های غیر اخلاقی و غیر انسانی با اساس قرار دادن برتری های نژاد، قوم، زبان و غیره همانند گذشته ها هیچ نتیجه ی مثبت برای هیچ کسی دربر نداشته و صرف به نفع دشمنان این آب و خاک است و اتحاد مردم ما بدور از عظمت طلبی ها و برتری جويی ها در یک جو حاکمیت قانونی که پاسخ گوی نیازمندی تأمین عدالت اجتماعی و محو بیدادگری در کشور باشد یگانه راه رسیدن به صلح و سعادت واقعی در کشور میباشد. که نبود آن امروز کشور و مردم ما را به نمونه ی جهل و عقب ماندگی در سراسر جهان مبدل نموده است.

    پشتونیسم و کلیه اشکال گرایشات برتری خواهانه و عظمت طلبانه، از هر منشأ و استقامتی که سرچشمه گیرد و به نام هریکی از اقوام و ملیت های ساکن کشور که منسوب باشد، دشمنی بی کم و کاست با وحدت و همبستگی مردم سراسر کشور ماست که قربانی درجه اول آن قبل از همه آن مردم بیچاره و مظلومی میباشد که از نام و عنوان آن ها استفاده ی سوء بعمل آمده و از وجود آنها منحیث وسیله ی تعمیل آرزوهای پست و شیطانی بهره برداری صورت میگیرد.

    چنانچه پشتونها از زمانه های دور تا امروز در همین نقش از جانب قبیله سالاران مزدوری که از پشتون بودن صرف یک نام و همیشه حلقه ی غلامی اجانب را به گردن دارند وسیعاً مورد استفاده قرار گرفته و میگیرند و قدرت طلبان رنگارنگ در جهت رسیدن به امیال شیطانی خود ها و پیاده ساختن برنامه های اجانب از گوشت و خون این مردم مظلوم منحیث ماده ی سوخت ماشین استبداد و استعمار بهره برداری های زیادی نموده و دایماً در مواقع لازم پیشتر از هر چیزی آبرو و حیثیت آنان را در معامله و تبانی با اجانب مورد داد و ستد قرار میدهند که ما در تاریخ سه قرن اخیر کشور نمونه های فراوانی از شاه شجاع تا ملاعمر و گردانندگان چرخ های سیاست امروزی میتوانیم پیشکش نمائیم که همه شمشیر بنام پشتون کشیده و خدمت به اجنبی ها را در تاریخ عرضه نموده اند و در نتیجه پشتون های مظلوم زیر قیادت حاکمیت طلبها و مزدوران اجانب منسوب به پشتون تا امروز هم در بدترین منجلاب مناسبات قبیلوی باقی و در بدترین دام تخدیر و تحمیق دست و پا میزنند، که سخت درد آور است. و تأسف آورتر این است که این اسیران دست استحمار و استبداد خودی، به این بدبختی و عقب ماندگی از کاروان زمان با افیون پشتونوالی وادار به افتخار هم میشوند !!!

    با صراحت باید اذعان داشت که بزرگترین رسالت روشنفکر امروزی جامعه ی ما، جستجوی راه های رسیدن به مبارزه ی مشترک و هدفمند در برابر کلیه اشکال برتری جويی ها و عظمت طلبی های موهوم و انحرافی با هدف یک دیموکراسی واقعی و منطبق با روح و نیاز مردم ما در سرتاسر کشور است، تا با رجوع صادقانه بدان مردم بیچاره ی خودرا از چنگال این مافیای قدرت طلبان مزدور نجات بخشند.

    هرچندی که همه میدانند : مسايلی همچون توطئه و مجعولات توهین به شاه امان الله و امثالهم، به گونه ی هدفمند و آگاهانه از جانب یک عده عناصر توطئه گر طراز فاشیستی و افغان ملتی راه اندازی و شکل یک شعار استحماری و تحمیق توده های پشتون را بخود کسب نموده. و شخصیت امان الله که مسلماً خالی از جنبه های خوب و بد، مثبت و منفی خود نمیباشد و زمامداری موصوف عمدتاً با توطئه های خاينانه ی مرتجعین و وطنفروشان معلوم الحال قبایل پشتون، که تاریخ نام های ننگين ایشان را همیشه در سینه محفوظ خواهد داشت، محکوم به ناکامی گردید، امروز تحت نام پشتون بودن و تعلقات پشتونی با انتساب توهین آن به منسوبین سایر اقوام و ملیت های کشور، در حال بهره برداری های شوينیستی قرار دارد. اهداف و عواقب شوم آن هم در سرنوشت امروز و فردای کشور ما کاملاً روشن و برملا است. این وظیفه ی روشنفکران و اهل بینش انسانی سرزمین ماست که جلو همچو توطئه هارا آگاهانه با دانش و بینش آگاهی بخش خودها سد نموده و هر کسی با انگشت گذاشتن صادقانه و مسئولانه، روی برنامه های خاينانه ی قدرت طلبان مزدور در ماحول خود، مانع از رشد و گسترش عظمت طلبی های واهی و تشدید کینه و عداوت دربین ساکنین باهم برادر کشور شود.

    فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان « ففـتا » درحالیکه عمیقاً معتقد به ضرورت تأمین وحدت واقعی همه مردم افغانستان از مجاری قوانین سالم و انسانی، که درآن حقوق و آزادی های کلیه اقوام و ملیت های ساکن کشور ما تضمین شده و برابری حقوقی و انسانی همگان از طریق آن میسر شده بتواند، میباشد. این گونه توطئه هارا در کلیه اشکال و مظاهر آن محکوم و تلاش تیم های انتخاباتی پشتونیسم نوین را که با استفاده از مجاری قدرت به اینگونه توطئه ها متوسل و از طریق آن خواهان مهر گذاری به لب ها و زبان های افشاگر و آگاه با تخویف و تهدید خلق ها و ملیت های تحت ستم میباشد، خاینانه قلمداد نموده و مصرانه از همه و خصوصاً سکانداران کار روشنگری و فرهنگی جامعه ی ما میطلبد که در برابر این گونه معرکه سازی های خاينانه و نفاق افگنانه مجدانه قدعلم و مانع تحقق خواسته های ناجايز عمال بیگانه و دشمنان آزادی و شرف مردم و میهن ما دراین رابطه شوند و نگذارندکه ترویج و انکشاف همچو مسایل چون گذشته ها به وسیله ی تعمیم دشمنی و کینه در میان مردم ما مبدل شده و زمینه را به استفاده های ناسالم و منفعت پرستانه عده ای خودفروخته و مزدور مساعد سازد.

    امروز ما نیاز بدان داریم که بخاطر تأمین وحدت واقعی در میان همه مردم کشور از جریانات گذشته ی تاریخ که جز بدبختی و سیاه روزی ارمغانی برای مردم و کشور ما نداشته و ندارد، درس عبرت گرفته و نگذاریم که این تجربه ها یک بار دیگر تا خط اخیر تکرار و مردم ما تا آینده های نامعلوم قربانی های مظلوم و تحمیق شده ی آن گردند. و باز هم قدرت طلبان خاين از گوشت و خون ایشان برای خودها توشه ی سعادت ننگین فراهم و فرزندان این سرزمین همچنان در خون خود شناور باشند.

    به آرزوی بیداری وجدان ها و تبدیل شدن

    حقیقت به شعور و آگاهی مردم ما!
    اداره فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان “ففتا

    zondag 10 augustus 2008

    عكس هايی از قورلتای فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان

    گوشه يی از مجلس بزرگ قورلتای فدراسيون فرهنگی توركان افغانستان
    از راست به چپ صف اول - محترم فيض الله البرز ، محترم قيتمس ، محترم محمدالله وطندوست ، محترم جنرال نعمت الله خان ، محترم آصف براتی ، محترم ؟ء
    از راست به چپصف اول - محترم پروفيسور عنايت الله شهرانی ، محترم جنرال غفور فاريابی ، محترم فيض الله البرز ، محترم حاجی ظاهر بيگ ، محترم ؟ء
    محترم عبدالعلی فيضی درحال تلاوت قرآن عظيم الشآن
    محترم دكتور عبدالمنان تاشقين درحال ايراد بيانيه
    از راست به چپ - محترم داكتر امير ، محترم عبدالمنان تاشقين ، محترم داكتر غلام سرور سخا ، محترم داكتر عنايت الله شهرانی ، محترم فيض الله البرز ، محترم سراج الدين قيتمس ، محترم انجنير محمد عثمان بيلم ، محترم صبور حيدری ، محترم سيد احمدشاه دولتی فاريابی ، محترم پوهاند بسم الله ميمنگی ، محترم ؟ء
    محترم فيض الله البرز
    اعضای محترم هيآت رئيسه قسمت دوم پروسه كار قورلتای
    گوشه يی از مجلس قورلتای بزرگ


    پیام تبریکه ای اوزبیگ ها و ترکمن های افغانستان مقیم انگلستان

    پیام تبریکه ای اوزبیگ ها و ترکمن های افغانستان مقیم انگلستان به مناسبت تدویر موفقانه قورلتای یا جلسه کبیر ترک نژاد های خارج کشور در هالند
    جای هیچ شک وتردیدی نیست که تدویر موفقانه ای فدراسیون فرهنگی ترکان افغانستان محصول تلاش های دوامدار زحمات خستگی ناپذیر و مبارزات پیگیر وبرحق بهترین فرزندان دلیر و نستوه این تبار میباشد
    اما دردا و دریغا که این کمترین بنابر ناتوانی جسمی و بیماری دوامدار صحی قادر به اشتراک وحتی ارسال پیامی دراین محفل خجسته وپرمیمنت نگردیدم پوزش میخواهم .
    ترکان افغانستان که یک رقم درشت نفوس کشور را تشکیل مینماید مانند سایر اقلیت های ملی ومذهبی طی سالیان متمادی زهر تلخ تبعیض نژادی رابا دشواری های نا پایان با گوشت و پوست خویش لمس و درک نموده و خاطرات تلخ ، جانکاه و درد ناکی در وجود این ملت شکل گرفته است . زمامداران فاشیست و بیباک حکام بی رحم جاهل و استفاده جوی گذشته کشور که خود فاقد ارزش های انسانی ، اخلاقی و فرهنگی بودند متاسفانه با اندیشه های برتری جویی قومی و زبانی وعادات زشت و بدوی قبیلوی عظمت و ابهت خود را در نفی هموطن خویش جستجو نمودند و طی سالیان متمادی نتنها با زبان کلتور و داشته های فرهنگی ما با وحشت و بربریت برخورد و رفتار کردند بلکه با حق تلفی های آشکار غصب ملکیت و دارایی منقول و غیر منقول توده های مظلوم و زحمت کش و حتی کشتن و به آتش افگندن مردم بی دفاع ما چهره خشن زشت و غیر انسانی خود را به کراهت به نمایش گذاشتند . مردم صبور و جسور ما خاطرات تلخ جمع آوری و به آتش کشیدن کتاب های اوزبیکی و ترکمنی تغییر نام های شهر ها و محلات تاریخی محو کامل و نابودی آثار باستانی وارونه جلوه دادن و جعل کاری مطلق حقایق و رویداد های تاریخی ترکتباران کشور را در مفردات درسی مکاتب کشور با تلخ کامی به حافظه دارند . همین اکنون زبان پر غنا و تاریخی اوزبیکی و ترکمنی از جانب وزارت اطلاعات و فرهنگ گروه ها و حلقات قوم پرست و برتری جو متعلق به رژیم های فاشیست گذشته در ردیف زبان های پشه یی نورستانی و غیره لهجه های محلی کشور قرار داده شده است . تغییر نام مکاتب میرزا الغ بیگ و امیر علی شیر نوایی شخصیت های والا ونامدار کشور به نام های معلم عطا محمد نور والی کنونی بلخ و امانی در شهر مزاز شریف و همچنان لغو دیپارتمنت زبان و ادبیات اوزبیکی و ترکمنی در اکادمی تربیه معلم ولایت جوزجان و همچنان کشتار بی رحمانه شهروندان شریف شهر شبرغان به دستو جمعه خان همدرد والی سفاک و بیسواد جوزجان و دریافت پاداش و ارتقای مقام او به صفت وزیر مشاور و والی پکتیا از سوی حامد کرزی رئیس جمهور حق ناشناس افغانستان زبان گویایی از تداوم اندیشه های خشک وخنک قوم پرستی تفوق طلبی و سیاست ضد وحدت ملی دولت کنونی کشور ما میباشد . در کشوری که فاشیزم و برتری جویی قومی و زبانی همیشه فاجعه آفریده است نباید به سیاست های دروغین و وعده های کاذب و میان تهی رهبران فروخته شده و معامله گر فاشیست اعتماد نمود و در آینده ای شگوفان و عاری از تعصب ظلم و بی عدالتی فرزندان و نسل های آینده خویش مطمئن بود اتحاد وهمبستگی آهنین و اورگانیک ترک نژاد های افغانستان در داخل و خارج کشورمی تواند ضربه کوبنده و مرگ باری به پلان های شوم و غیر انسانی عظمت طلبان و قوم پرستان برتری جو باشد
    من در حالیکه تدویر این همایش بزرگ فرهنگی را که جهت معرفی و شناسایی هویت فرهنگی ترک نژاد های کشور در هالند دایر گردید صمیمانه به دانشمند ارزشمند دوکتور همت فاریابی رئیس این کانون بزرگ فرهنگی همکاران شریف و همه اشتراک کنندگان تبریک عرض می نمایم به این باور نیز هستم که ایجاد این فدراسیون در شرایط مضطرب و نا به سامان کنونی کشور می تواند زمینه پیوند ارگانیک و همبستگی آهنین واقعی و عادلانه و مساویانه میان همه اقوام عزیز افغانستان را نیز برای همیش مساعد و میسر نموده و دیوار های ضخیم عدم اعتماد و ناباوری میان تبار های مختلف کشور را برای همیش از بین بردارد به امید چنین روزی .
    با درود های گرم .
    محمد همایون سرخابی
    لندن 16 جون 2008

     
  • بازگشت به صفحه اصلی